پنجشنبه, ۲۴ خرداد, ۱۴۰۳ / 13 June, 2024
مجله ویستا

مهمانان گودبای پارتی


مهمانان گودبای پارتی
● تك نگاری روزهای آخر مرحله مقدماتی
فوتبال ایران با سرخوردگی از ضیافت جام جهانی بیرون آمد و در عین حال الان كمتر كسی در این مهمانی به فكر نبودن ما است. شاید طبیعی این باشد كه آرزو كنیم كاش زمان بیشتری در این جشن كه به قول آلمانی ها «Mega Party» نامیده شده می بودیم، اما حقیقت این است كه ما و این ضیافت از یك جنس به نظر نمی آمدیم. كاروان تیم ملی فوتبال ایران با سربلندی برنگشت و تلخ اینجا بود كه كمتر كسی از اعضای تیم این سرافكندگی را درك كرد. مگر آن چند نفری كه سالیانی است در بوندس لیگا بازی می كنند و می دانند ما تا چه حد بازنده شدیم. عده ای كه باید بازی می كردند از اینكه به اندازه كافی بازی به آنها رسیده و می توانند با افتخار عمر را سر كنند و با پیشنهادهای بهتر روزگار را بگذرانند خوشحالند. عده دیگر دارند به برانكو و در و دیوار بد می گویند كه فرصت زیادی به آنها نداد. كمك مربی منتظر است چند عكسی كه در ورزشگاه های آلمان گرفته به دوست و فامیلی كه به دیدنش می آیند نشان بدهد. برانكو ایوانكوویچ مربی جنتلمن و مودب روزهای اول حالا به یك مربی جام جهانی رفته تبدیل شده. آن تور مسافرتی سود لازم را كرده در این وسط فقط نام ایران ظاهراً باخته است.
بعد از بازی دلسردكننده ما با آنگولا صحبت های در گوشی خبرنگارها مبنی بر اعلام زودهنگام حكم اخراج محمد دادكان شروع شد. این وسط نماینده های چند روزنامه ای كه در این مدت او را كلافه كرده بودند ژست های پیروزمندانه خود را فراموش نمی كردند. انگار كه زحمات چند ساله آنها دارد به نتیجه می رسد.
روز جمعه عربستان مقابل اسپانیا آبروی آسیا را خرید. سعودی ها در نیمه دوم باید بازی را با مساوی بیرون می آمدند كه ناشی گری خودشان مانع از آن شد. ماركوس پاكتای برزیلی در نیمه دوم هرچه بازیكن داشت پشت سر هم ردیف كرد وسط زمین تا هم مثلت آلبلدا- فابرگاس- اینیستا را در مركز خط میانی اسپانیا از كار بیندازد و ضمناً منشاء توپ هایی را كه به ریس و خواكین در چپ و راست می رسید كور كند كه در این راه موفق هم شد. یكی از این بازیكنانی كه پاكتا به درون دایره وسط زمین آورده بود محمد نور هافبك شماره هشت تیم بود كه نیمه اول هافبك راست لب خط بازی می كرد هر چند چندین بار از فرط خونسردی و اعتماد به نفس داشت كار دست تیمش می داد اما حقیقتاً یك سر و گردن از خیلی از بازیكن های دو تیم بهتر بازی كرد. اواخر بازی هم از سمت چپ عبور كرد و توپ را در شش قدم به سعد الحرطی رساند كه او هم به زیبایی توپ را به اوت زد! سعد الحرطی در واقع سردسته بازیكنان تنبل عربستانی بود. به حدی كه هنگام حملات سعودی ها آن چند نفر خبرنگار عرب دوروبر ناخودآگاه فریاد می زدند «یالله سعد، یا الله» شاید اگر این تنبلی نبود، بازیكنان پاكتا یك امتیاز شیرین تر از عسل از این بازی گرفته بودند. به هر حال اگر نبردند بیشتر برمی گشت به اینكه هنوز مثل خیلی از تیم های منطقه خاورمیانه شخصیت بردن پیدا نكرده اند. هنوز كه هنوز است از حركاتشان آماتور بودن داد می زند. البته خبرنگارهایشان هم دست كمی از بازیكنانشان نداشتند مثل عربی كه كارت خبرنگاری از گردنش آویزان بود و به این سئوال كه آیا شما خبرنگار عربستان هستید یا نه جواب داد: «گاهی اوقات.»
حقیقتش ما از بعضی جهات در جام جهانی تك بودیم. یكی از این بابت كه به هنگام شلوغ بازی های داخل ورزشگاه در دقایق قبل از بازی هیچ وقت نشد موزیك یا آهنگی برای تماشاگران ایرانی پخش شود تا آنها هم مثل سایرین ورزشگاه را روی سرشان بگذارند و ظاهراً با مسئولین ذیربط بازی ها هماهنگ شده بود كه ترانه ای از آن طرف آب ها پخش نشود. و در ضمن آن قطعه موسیقی هایی هم كه معاونت فرهنگی فدراسیون تهیه كرده بود بیشتر به درد فضای تخت جمشید و یا زورخانه می خورد تا استادیوم های جام جهانی. به همین دلایل در سه بازی ایران تماشاچی های ایرانی هر چه داشتند باید با صدای بی رمق شیپورهای ایران رو می كردند. روز جمعه اما تماشاچی های سعودی كه اغلبشان را آقایان تشكیل می دادند با آهنگ «عائیشا» خالد به حركات خود حسابی وزن دادند.
در بازی اسپانیا- عربستان به جای تمام شیپورهای ایرانی اسپانیایی ها یك طبل داشتند كه صاحبش هر وقت اراده می كرد، فضای استادیوم را در دست می گرفت. طبال هم كسی نبود جز پیرودی كه با پیراهن سنتی كشورش این طرف و آن طرف می رفت و سر از هر گوشه ای كه در می آورد همه را به خودش جلب می كرد. اما حتی او هم موجب نشد اسپانیایی های خونگرم كه نود درصد ورزشگاه فریتز والتر كایزرسلاترن را اشغال كرده بودند از تیم ملی كشورشان حمایت پرشوری داشته باشند. هیچ كدام از اسپانیایی ها دل و دماغ تشویق تیمی را كه بد بازی می كرد نداشتند و فقط در دقایق بعد از تك گل این تیم از خود بی خود شدند. مثل تماشاگران ایرانی كه به جای تشویق كردن، این تیم است كه باید آنها را به وجد بیاورد...
با این نمایشی كه از عربستان مقابل اسپانیا دیدیم، ایمان آوردیم كه در جام ملت های آسیای بعدی اوضاع برای تیم ملی ما چندان روبه راه نیست. جدا از اینكه ژاپن و كره جنوبی همیشه برای ما دردسر ساز بوده اند باید با این فكر تیم ملی را آماده جام ملت ها كنیم كه یك استرالیای بسیار قدرتمند و نیز عربستانی كه در اكثر اوقات برابر ما برنده بوده و البته دوباره به روزهای خوب برگشته انتظار ما را می كشند. فراموش نكنید كه برخلاف تصورات بعضی ها روی كار آمدن یك مربی مثل آری هان شانس موفقیت ما را زیاد نخواهد كرد. با این اوضاع و احوال فوتبال و ورزش ما باید برویم سراغ یك نابغه كه با نبوغش همه عیوب را بپوشاند همان كاری كه اتو رهاگل با یونان كرد.
هر چند تیم ملی اسپانیا بدون چند ستاره اصلی اش بازی می كرد و هر چند فرصت های گل زیادی را نیز هدر داد، اما خیلی نمی توان به تیم آراگونس دل بست. با وجود بازی خوب ژابی آلونسو و یا اینیستا در مركز خط میانی تیم آنها از حضور یك بازیكن همه كاره كه رهبر تیم باشد بی بهره اند. البته شاید نقطه قوت شان نیز همین باشد چرا كه در همین بازی با عربستان روشن شد كه چقدر برای همدیگر بازی می كنند و اتحاد دارند تا آن دقیقه ای كه رائول در زمین بود، هر بازیكنی كه صاحب موقعیت می شد تلاش می كرد توپ را به رائول برساند. در صورتی كه شاید اگر خودشان ضربه نهایی را می زدند دیگر اعراب در اواخر بازی جسور نمی شدند.
بازی كه تمام شد اسپانیایی ها نشان دادند چقدر متحدند. همگی با هم بازیكنان شان را هو كردند تا روشن شود اختلافی در كار نیست. دو خبرنگاری كه آنجا بودند هم تاكید كردند این تماشاچی ها و نیز بازیكنان در فوتبال هیچ اختلافی با هم ندارند شاید هر كدامشان از یك ایالت آمده باشند ولی در مسئله فوتبال هیچ مشكلی ندارند. پاسخ آنها در حقیقت یادآوری این نكته بود كه قرار نیست همه عالم مثل ما ایرانی ها فكر كنند و تمام عقایدشان را در تمام مسائل دخالت بدهند. پرچم های جورواجوری كه تماشاگران ایرانی بر تن كشیده بودند و یا خبرنگاران ایرانی به دور از وطن با خود به همراه می آوردند، مختص به ماست و یادتان نرود كه همه مثل ما نیستند.
عربستان هم مثل ما یك مربی را بالای سر تیم ملی فوتبالش آورده بود كه به عنوان سرمربی نخستین تجربه خود را در جام جهانی پشت سر می گذاشت.
اما ماركوس پاكتای برزیلی كجا و ایوانكوویچ كجا! پاكتا جدا از بازی با تونس كه به خوبی از پس روژه لمه و قهرمان دوره قبل آفریقا برآمد، در این مسابقه هم نزدیك بود كار دست اسپانیا و آراگونس بدهد، ولی بازیكنانش در حدی نبودند كه او را به خواسته اش برسانند. نواف تمیاط كه روزگاری گل سرسبد فوتبال اعراب و آسیا بود اغلب توپ هایش را لو داد و دیگر بازیكنان این تیم در قیاس با بازیكنان خودمان از ضریب هوشی بالایی برخوردار نبودند. ماركوس پاكتا كه سابقه قهرمانی در جام جهانی نوجوانان و جوانان جهان با تیم ملی برزیل را دارد، اگر جای برانكو نشسته بود، چه اتفاقی برای ما می افتاد؟! كسی كه در دقایق قبل از بازی با شش دستیار از جمله محمود الجوهری بازیكنانش را آماده بازی كرد و ما در عوضش برانكو و فركی را داشتیم...
علی فولادی
منبع : روزنامه شرق