دوشنبه, ۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 20 May, 2024
مجله ویستا

نقش آموزش و پرورش و رسانه ها در فرهنگ سازی پوشش مناسب در جامعه


نقش آموزش و پرورش و رسانه ها در فرهنگ سازی پوشش مناسب در جامعه
لزوم پوشش یکی از نیازهای فطری انسان می باشد. با توجه به مطالعات تاریخی انسانها هریک از زن و مرد از بدو پیدایش خلقت کوشیده است تا پوشش مناسب خود را تهیه کند پوششی که متناسب با آب و هوا امکانات و فرهنگ حاکم بر آن منطقه بوده است . او ابتدا با برگ درختان و سپس با پوست حیواناتی که شکار می کرد و بعدها با دست بافته های ابتدایی که یک لباس ساده بود خویشتن را می پوشانده است و سپس لباس های رنگارنگ با طرحها و تزئینات خاصی در جامعه ظهور کرد حتی به جایی رسید که در روانشناسی نوین رنگ یکی از معیارهای سنجش شخصیت به شمار می آید زیرا هریک از رنگها تاثیر خاصی از نظر روحی و جسمی روی فرد باقی می گذارد و نشانگر وضعیت روانی و جسمی فرد است . البته این موضوع با توجه به یافته های دانش فیزیولوژی و روانشناسی به اثبات رسیده است که آدمی همیشه زیر نفوذ و تاثیر رنگهای پیرامون خود بوده است و این تاثیر در همه ارکان زندگی و روح او رخنه کرده است . امروز با پیشرفت سریع صنعت و دست یافتن به منابع و ابزار جدید پوشش انسانها نیز از تغییرات تکاملی بهره مند گردیده و دستخوش تغییراتی گشته است و با توجه به زمان فصول مناسبتها و مکانها لباسهایی با رنگ خاص پوشیده می شود و حتی می توان با پوشش شخص به موقعیت و طبقه اجتماعی فرد نیز پی برد.
با گذشت زمان پوشش علاوه بر کاربری اولیه که صرفا به عنوان استتار بدن و سپری در مقابل گرما و سرما و نیش حشرات و... بوده به صورت متغیری از سیاستها اقتصاد و خرده فرهنگها و... درآمده است . تاثیر سیاست در پوشش انسانها به صورت بارز نمایان است . حمایتهای سیاسی تشکلها احزاب صنوف و حتی تحریم ها در پوشش به صورت مد و... نقش به سزایی دارند.
در این زمینه نباید از تاثیر کارتل های اقتصادی که به صورت حمایتی نقش ایفا می کنند غافل شد. برای مثال تبلیغات گسترده و روزافزون علیه یا له یک نوع پوشش و لباس باعث جذب سرمایه ها به آن سمت و سو گردیده و بازار رقابتی ناسالم ایجاد می گردد. حتی می توان گفت این دوران دورانی است که وجه مشخصه آن تلاش در متقاعد ساختن همگانی با تبلیغات پی در پی و با مبالغ هنگفت است و آنقدر زیرکانه عمل می شود که تاثیر ژرف بر عقاید انسان در مسیر تبلیغات آنها می گذارد.
بالاخره نقش خرده فرهنگ ها و سلطه جویی های فرهنگی نیز در این زمینه بسیار موثر است . برای مثال مد شدن رنگها و طرحها و... در پوشش انسانها. به جرات می توان گفت در این تهاجم حتی حیوانات و جانوران نیز بی نصیب نمانده اند وطراحان مد ولباس به سراغ آنها نیز رفته و برای آنها نیز لباسهای متنوع طراحی کرده اند.
باری با توجه به بررسی های تاریخی می توان به این نتیجه رسید که در درون هر نظامی از لباس پوشیدن به مرور زمان تغییراتی جزئی حاصل می شود که همان مد است . « کروبر » ضمن مطالعه این تغییرات در نظام لباس پوشیدن در جامعه غربی معاصر متوجه شده است که باید دو مطلب را از هم متمایز ساخت یکی تغییراتی که در ریخت کلی لباس حاصل می شود و هر پنجاه سال یک بار به چشم می خورد و بنابراین با دوره ای از نظم مربوط به قرن همراه است و دیگری تغییراتی است در جزئیات بسیار کوچک که از دیدن آن به شخص احساس بی ثباتی دست می دهد. در واقع « مد » میان این دو نوع جابجا می شود یکی آنکه نوع پایدار در دوره معین به نظر می رسد و دیگری مخالف نوع اول که نوعی انحراف از قاعده به نظر می رسد. هرگاه تغییرپذیری اندازه های لباس را در مدت معینی مطالعه کنیم می بینیم که نوع پایدار ثابت است در حالی که نوع انحرافی در طول این مدت متغییر می باشد و مد شاید از آن دسته پدیدارهای جمعی باشد که سریعتر از هر پدیده دیگری حتی در زمینه های صرف تجربی روزانه روشنگر این معنی می باشد که در رفتارهای اجتماعی وجود دارد و در واقع به ما می آموزد که شیوه های عمل و بویژه شیوه های لباس پوشیدنی است که در نظر دیگران شایسته و تایید شده زیبا و عاقلانه است مد دیروز زشت و مضحک مد فردا آن چنان که آن را اعلام می کند ناراحت کننده و نامعقول است تنها مد روز نیک است .
بنابراین تغییر و تحول جز لاینفک زندگی اجتماعی است و به مرور زمان همه چیز در مسیر زندگی تغییر پیدا می کند اما چه نوع تغییری پسندیده و متناسب با ارزشها و هنجارهای حاکم بر آن جامعه می باشد جای تامل و سئوال است
امروزه با یک دید کلی به جامعه شاهد مدهای مختلف و متنوع هستیم که بیشتر به بدحجابی شبیه است تا پوشش . لباسهایی که برازنده و متناسب با ارزشها هنجارها و حتی فرهنگهای ملی و مذهبی کشور ما در مورد پوشش نیست و این مساله به عنوان یک درد و آسیب جدی اجتماعی بوده و اگر در جامعه ای این هنجارها ارزشها و سنتها توسط افراد آن جامعه رعایت نشود یک نوع کجروی در پوشش و بدحجابی در جامعه بوجود می آید. در تعریف کجروی اجتماعی می خوانیم « به مفهوم رفتاری است که به طریقی با انتظارهای مشترک اعضای یک جامعه سازگاری ندارد و بیشتر افراد آنرا ناپسند و نادرست می دانند. در واقع هر جامعه ای از اعضای خود انتظار دارد از ارزشها و هنجارها تبعیت کنند اما همواره عده ای پیدا می شوند که پاره ای از این روشها و هنجارها را رعایت نمی کنند که بی توجهی به این انتظارات به معنای انحراف از آنها محسوب می شود و این انتظارات و هنجارها بسته به اهمیتی که جامعه بر آنها قائل است می تواند واکنش های متفاوت اجتماعی را در قبال نقض آنها برانگیزد. پس جهت اطلاع آگاهی و شفاف نمودن ذهن جوانان از فرهنگ اصیل ایرانی و برای جلوگیری از این آسیب ها اقدام اساسی و زیربنایی آموزش و پرورش مطبوعات و صداوسیما لازم و ضروری است .
اگر در جامعه ای معیارهای ناسازگار و متضادی حاکم باشد بی گمان اعضای آن گرفتار کشاکش نیروهای مخالف درونی جامعه قرار می گیرند تعارض میان هنجارهای فرهنگی جدیدو قدیم که معمولا در دوره های مختلف بویژه در بحرانهای اجتماعی پدید می آید و نیز اختلالات هنجاری که بین فرد و فرهنگ مسلط ایجاد می گردد.
انسانها در فراز و نشیب های تاریخ همیشه از دردها و آسیب های اجتماعی رنج برده و همواره در جستجوی یافتن علل و انگیزه های آنها بوده اند تا راهها و شیوه هایی را برای رهایی از آنها بیابند. یکی از این دردها در جامعه امروز ما عدم وجود یک پوشش مناسب می باشد که این امر نیازمند فرهنگ سازی می باشد. شهید مطهری در مورد پوشش گفته اند « پوشش و حجاب زن در اسلام این است که زن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد. » طبق این تعریف حجاب امری نیست که صرفا به موضوع پوشش مرتبط باشد بلکه امری رفتاری نیز هست . بدحجاب فقط کسی نیست که حدود شرعی را رعایت نمی کند بلکه ممکن است کسی این حدود را کاملا رعایت کند ولی در عین حال وضع ظاهرش نوع رفتارش با مردان نوع سخن گفتن و نوع راه رفتنش و حتی نوع نگاهش به افراد و اطرافش و در یک کلام نوع رفتار ارتباطی او در اجتماع به گونه ای باشد که زبان دار باشد یعنی با زبان بی زبانی توجه نامحرمان را به خو جلب نماید.
پس برای جلوگیری از هنجارشکنی و رعایت ارزشها نیاز به « کنترل اجتماعی » داریم که با این کنترل ها جامعه اعضایش را به سازگاری و جلوگیری از هنجارشکنی دعوت می کند تا معیارهای موردنظر در جامعه رعایت شود. در این زمینه نقش آموزش و پرورش که قالب اصلی و خط مشی یک جامعه در این نهاد بسیار مهم رقم می خورد و با اذهان مردم سروکار دارد با ارزش است (و بر همین اساس است هرگاه دشمنان یک کشوری تصمیم می گیرند دولتی را از پای درآورند غالبا از این قسمت هجوم می برند تا بتوانند آن کشور را از ریشه ساقط کنند). برای رسیدن به این امر و در اصل برای تضمین خواسته ها تغییرات اساسی در محتوای کتب درسی و نحوه گزینش معلمان از اهم مسائلی است که جامعه به نتایج دلخواه برسد. همچنین نقش رسانه ملی و مطبوعات که بیشترین مخاطب را دارند و می توانند در ایجاد همبستگی برای رعایت ارزشها و هنجارها بسیار مهم که به نام اتحاد ملی می باشد مفید واقع شود.
« امیل دورکیم » در این زمینه می گوید : « اگر در جامعه ای همبستگی اجتماعی یعنی نیروی کششی که افراد یک جامعه را به هم پیوند می دهد قوی باشد اعضای آن احتمالا با ارزشها و هنجارهای اجتماعی همنوا می شوند ولی اگر در جامعه ای همبستگی اجتماعی ضعیف باشد ممکن است مردم بسوی رفتار ناهمگون کشیده شوند افرادی که با اجتماع خود همبستگی دارند تمایل به تبعیت از مقررات آن دارند در عین حال کسانیکه از اجتماع بریده اند ممکن است تمایل به نقض آن مقررات داشته باشند. پس از عوامل موثر در رعایت ارزشها و هنجارهای اجتماعی اتحاد همبستگی اجتماعی در جامعه است . »
معمولا تغییر در یک جز سازمان اجتماعی با تغییر در اجزای دیگر آن همراه می باشد. تغییر فرهنگی فرآیندی است که طی آن اجرای مختلف یک فرهنگ با گذشت زمان دگرگونی پیدا می کند. هرگونه دگرگونی در اجزا و کلیت فرهنگ در سازمانهای اجتماعی تحولاتی را پدید می آورد و اگر شتاب این دگرگونی ها افزونی یابد ممکن است آسیبهای جدی را در پی داشته باشد.
برای اینکه ما بتوانیم این همبستگی اجتماعی و احترام به ارزشها و هنجارها را در جامعه پیاده کنیم باید با این مسائل ریشه ای برخورد نموده و از راهها و عواملی که امکان رسیدن به هدف را برای ما تسهیل می کند استفاده نماییم تا جامعه آرام آرام شاهد تحول و دگرگونی باشد و در جامعه پذیر کردن افراد و پیاده کردن ارزشهای مورد نظر موثر واقع گردد.
اولین عاملی که در این زمینه بسیار موثر است و نقش کلیدی دارد خانواده است که اساسی ترین نهاد جامعه پذیر کردن کودکان بویژه در سالهای اولیه زندگی (براثر تماس نزدیک و دائمی با والدین ) است . کودکان در فرآیند جامعه پذیری و احترام به ارزشها آداب و رسوم و فرهنگها را در خانواده امر و نهی والدین تقلید و همانند سازی که از مهمترین شیوه های انتقال ارزشها هنجارها و سنتهای اجتماعی است یاد می گیرند. در خانواده است که کودکان یاد می گیرند چه چیزی درست است و چه چیزی غلط و چه چیزی خوب است و چه چیزی بد و...
معمولا خانواده های از هم پاشیده و زندگی در محیط های آلوده و منحرف کننده عدم مراقبت دقیق والدین و بی توجهی آنان به امر تعلیم و تربیت فرزندانشان اساس کجرویها را در کودک پایه گذاری می کند که این امر در نوجوانی با قدرت و حد ظاهر می گردد پس کنترل والدین در رعایت و یا عدم رعایت ارزشها بسیار مهم و سازنده است بسیار از اوقات در جامعه ملاحظه می کنیم که نوع پوشش رفتار و حتی شخصیت والدین مخصوصا مادر در فرزندان کاملا و به وضوح نمایان است .
دومین عامل مدرسه می باشد که نخستین محیطی است که کودک بعد از خانواده وارد آن می گردد مدرسه بخاطر تدوین وظایف و حقوق افراد و انتقال ارزشهای اجتماعی با وسائل موثری که در اختیار می تواند نقش موثری داشته باشد. و این عامل از مهمترین و موثرترین عوامل می باشد زیرا اگر فرهنگ و تعلیم و تربیت در جامعه به نحو اصولی و با هدف انجام پذیرد در تمام عوامل موثر تاثیر گذار خواهد بود زیرا این نهاد بعنوان پل ارتباطی حال به آینده و گذشته می باشد که اکثریت قریب به اتفاق افراد جامعه برای رسیدن به اهداف و برنامه های خود باید ضمن توقف چند ساله از این پل ارتباطی گذر کنند و بهترین موقع برای تشکیل شخصیت و آینده شخص و... در این مکان پی ریزی می شود و قالب شخصیتی فرد در این ریخته وشکل می گیرد.
« مک کله لند » از محققین بنام به این نتیجه رسیده است که با داشتن آموزش و پرورش قوی و سازنده و ایجاد کننده انگیزه است که از ابتدای کودکی باعث می شود تا کودکان از همان دوران طفولیت به درستی پرورش یابند.
سومین عامل نقش رسانه ها و وسایل ارتباط ارتباط جمعی که بعنوان ابزاری های موثر یک جامعه برای ابلاغ پیامها و بیان افکار و انتقال مفاهیم به دیگران می باشند. « مک لوهان » می گوید : « وسائل ارتباط جمعی چنان قدرتمند هستند که می توانند نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند نسلی که با نسل پیش بسیار متفاوت است . »
پژوهش ها نشان می دهد که فیلمهای سینمایی تلویزیونی و ویدئویی از عوامل بسیار موثر در انتخاب نوع پوشش جوانان می باشد و اگر ورزشکاران و هنرپیشه ها (با توجه به نقش الگویی آنها برای اکثر نوجوانان و جوانان ) در مسیر ارزشها در تلویزیون و فیلمها ظاهر نشوند تلاش بخشهای دیگر جامعه تحت تاثیر قرار گرفته و تبلیغات ها موثر واقع نخواهند شد. و بر عکس می توانند نقش بسیار مهمی در این زمینه ایفا کنند. پس برای پیشبرد اهداف باید این قشر را با اهداف مورد نظر همسو نمود.
ارسطو بیش از ۳۰۰ سال قبل از میلاد مسیح چنین نگاشت : « ما گفتار نیک مردان را کاملتر و آسانتر از دیگران باور می کنیم . » صرف نظر از این که مطلب چه باشد شاید امر بخاطر این باشد که بسیاری از مردم (مخصوصا نوجوانان و جوانان ) آنها را دوست دارند و مایلند با آنها همانند سازی کنند و همچنین به نظر می رسد که در مقابل متقاعد شدن توسط کس که دوست نداریم مقاومت می کنیم حتی اگر آن شخص متخصص باشد.
● پیشنهادات :
التزام رسانه ی ملی و افرادی که به هر عنوان الگوی جوانان هستند به استفاده از لباس مناسب
ایجاد ظرفیت های دانشگاهی جهت پذیرش دانشجو در رشته های طراحی و...
اختصاص درصدی از برنامه های تلویزیون جهت نمایش مد لباس بنابر مقتضیات فصلی در برنامه هایی نظیر به خانه برمی گردیم و...
تشکیل کلاسهای آموزش خانواده در سطح مدارس در خصوص پوشش مناسب و تاکید بر نقش موثر پوشش خانواده ها در فرزندان
منبع : روزنامه جمهوری اسلامی