سه شنبه, ۲ مرداد, ۱۴۰۳ / 23 July, 2024
مجله ویستا

کلیسای سیستین


کلیسای سیستین
کلیسای سیستین نامش را از پاپ سیکستوس پنجم دلا روور گرفته است. این کلیسا بین سال های ۱۴۷۵ تا ۱۴۸۱ توسط جیاوانیو دل دوسی ساخته شد و طراحی آن را باسیوپونتلی برعهده داشت. سیستین ۱۵ آگوست سال ۱۴۸۳ افتتاح و به مریم مقدس هدیه داده شد.
ابعاد این کلیسا شبیه معبد بیت المقدس است. و در د ل ساختمان آن قصری وجود دارد که از آن به عنوان قلعه نظامی واتیکان هم استفاده می شود.
داخل کلیسا یک شبستان منفرد وجود دارد که بالای هریک از ۱۲ پنجره آن تاق هایی به شکل لوله تفنگ ساخته شده اند و یک نوع سنگ مرمر چند رنگ کف آن را مزین ساخته است.
این نوع دکوراسیون را خانواده کازمتی در قرون وسطی ایجاد کردند. دو طراح دیگر به نام های مینودا فیسول و اندریا برگنو که با جیووانی دالمات کار می کردند با نرده هایی از سنگ مرمر کلیسا را به دو قسمت تقسیم کردند.
کلیسای سیستین ابتدا تنها به عنوان یک مکان خصوصی برای پاپ ها و مراسم بسیار مقدس ساخته شده بود. وقتی پاپ سیکستوس پنجم تصمیم به ساختن یک کلیسا گرفت بزرگ ترین طراحان زمان یعنی توسکان و آمبریان را فراخواند. آنها دیوارهای کلیسا را با نقاشی هایی که بیانگر دوچرخه از عهد عتیق و عهد جدید بود، مزین کردند.
مجموعه ای از پرتره های ۳۰ پاپ اول بین پنجره ها کار شده است و تنها کنار پنجره ها نمای ساده دیوار را دارد. تاق کلیسای سیستین به رنگ آبی و سرتاسر آن ستاره های درخشانی پخش شده بودند تا زمانی که جولیاس دوم به میکل آنژ ماموریت دارد دکوراسیون سطح گسترده آن را عوض کند. او که در سال ۱۵۰۸ به رم بازگشته بود کارش را شروع کرد و از سال ۱۵۰۸ تا ۱۵۱۲ روی سقف سیستین کار کرد.
جولیاس دوم تصمیم گرفته بود به میکل آنژ دستور دهد که شکل ۱۲ رهبر را روی سقف نقاشی کند اما بعدا که احساس کرد این نقشه خوبی نیست به او آزادی عمل داد تا هرگونه که می خواهد دکوراسیون آنجا را تغییر دهد و در نتیجه او هم شاهکار باورنکردنی را به وجود آورد. میکل آنژ که معتقد بود تنها یک مجسمه ساز است هنر نقاشی روی دیوار را آموخته بود.
میکل آنژ در راه تزئین سقف کلیسای سیستین با مشکلات بزرگی روبه رو بود؛ نارسایی آموزشی اش در عرصه هنر نقاشی دیواری، ابعاد سقف که چیزی در حدود ۱۷۴ هزار سانتی مترمربع بود و ارتفاعش از کف نمازخانه که نزدیک به ۲۱ متر بود و مسائل پیچیده پرسپکتیو ناشی از ارتفاع و انحنای تاق نمازخانه... با این حال میکل آنژ در مدتی کمتر از چهار سال به تنهایی اثری خارق العاده و شاهکاری بی مانند در تاریخ هنر جهان آفرید.
او که موضوع خلقت، هبوط و رانده شدن انسان - پرشکوه ترین و جدی ترین موضوع- را برگزیده بود، طرح تزئینی چنان عظیمی را در صفحه پهناور سطوح این نمازخانه به اجرا درآورد که در آن بیش از ۳۰۰ پیکره در درام بزرگ و نهایی بشریت در هم بافته شده است. دالان درازی حاوی قاب های تزئینی در توصیف خلقت آدم به گونه ای که در سفر پیدایش آمده، در امتداد بلندترین نقطه نمازخانه با صحنه هایی از تفکیک نور و تاریکی توسط خداوند تا سرمستی حضرت نوح نقاشی شده است.
در هر دو سوی این دالان، جایی که سقف رو به پایین انحنا برمی دارد، پیامبران بنی اسرائیل و سیبول ها که اساطیر یونان و روم باستان هستند و ظهور عیسی را پیشگویی کرده اند، نشسته اند. روی تاقچه های چهارگانه هر گوشه، چهار چهره فرضی عیسی براساس عهد قدیم نقاشی شده و ده ها پیکره کم اهمیت تر شامل نیاکان عیسی در سه گوشه های بالای پنجره ها، جوانانی که برجستگی خاصی به گوشه های قاب های مرکزی می دهند و پیکره های جفت جفت پسربچه ها در آینه دیده می شود.
کل این طرح دستاوردی حقیقتا فوق انسانی است، ولی میکل آنژ انسان بود؛ او در نخستین ماه های کارش مرتکب خطاهایی در کار بست نقاشی دیواری شد و همین موجب شد تا تمام کارهایی که تا آن زمان انجام داده بود، ضایع شود.
در اینجا میکل آنژ همانند تندیس هایش برای بیان مقصود از پیکره آدمی بهره می گیرد. در نظر او بدن آدمی نه فقط به علت شکل طبیعی اش بلکه به علت ارزش موضوعی و فلسفی اش زیباست و تجلیگاه روح یا حالتی از ذهن یا شخصیت آدمی است.
در قسمت پایینی دیوار کلیسای سیستین اجداد مسیح کشیده شده اند. روی خود سقف هم ۹ قسمت از سفر پیدایش کشیده شده است که به سه قسمت اصلی تقسیم می شوند و این سه قسمت به حقیقت با پیدایش کائنات انسان و شیطان هم ارتباط دارد.
در گروه اول جدایی نور از تاریکی، پیدایش ماه و خورشید، جدایی آب از زمین و پیدایش حیوانات نمایش داده می شود. در این نقاشی ها خداوند تنها چهره اصلی را دارد. در گروه دوم آفرینش مرد و زن بیرون راندن آدم از بهشت و در گروه سوم قربانی کردن نوح، سیل عظیم و تاریکی نوح به نمایش گذاشته شده است. تصویرهایی که او در چهارگوشه قالب مرکزی کشیده، طرحی از مجسمه سازی کلاسیک و ستایشی از بدن انسان است.
۲۰ سال پس از تکمیل سقف کلیسا پاپ کلمنت هفتم میکل آنژ را در سال ۱۵۳۴ فراخواند تا دکوراسیون کلیسا را با نقاشی روز قیامت به پایان برساند. هدف از نقاشی روز قیامت هشدار لغزش های زندگی و هستی به انسان هاست.
قسمت اصلی این ترکیب عظیم شکل حضرت مسیح در روز قیامت است. در دست راست او شکل پیروانش در حالی که همگی به بهشت می روند کشیده شده و در دست چپش جمعیتی از انسان های نفرین شده هستند که همگی به حالت آشفته ای در داخل قایقی که شارون در کنار آن منتظر ایستاده پرتاب می شوند. در قسمت پایین سمت چپ هم زنده شدن مردگان نشان داده می شود و در مرکز هم گروهی از فرشتگان قرار دارند که در شیپور می دمند.
نمای خارجی این کلیسا یک ساختمان آجری مثلثی شکل است که مثل خیلی از کلیساهای دیگر ایتالیا در دوره رنسانس و قرون وسطی بسیار ساده ساخته شده و راهروها و درهای ورودی آن بسیار بی تجمل و ساده است.فضای داخلی آن به سه طبقه تقسیم شده است که طبقه پایینی آن یا همان زیرزمین پنجره های ساده ای دارد و از آنجا یک در ورودی به فضای خارج کلیسا راه دارد.
طبقه بالای آن که فضای اصلی کلیسا به حساب می آید ۹/۴۰ متر ارتفاع و ۴/۱۳ متر پهنا دارد. سقف منحنی آن تا ارتفاع ۷/۲۰ متر بالا رفته است. طبقه سوم کلیسا اتاق افسران نگهبان بود. در این طبقه یک ورودی وجود دارد که رخنه پی در پی آب به این کلیسا از این راهرو صورت می گرفت. به همین دلیل سقف آن قسمت را دوباره با سفال بازسازی کردند.
ترجمه: آزاده هاشمی
منبع : روزنامه کارگزاران