یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا


همه کودکان خلاق‌اند


همه کودکان خلاق‌اند
بسیاری از والدین، ناآگاهانه كودك خود را فقط با هدف تقویت مهارت های حافظه ای و انباشتن ذهن او از اطلاعات لغوی، تربیت و هدایت می كنند و برای حافظه و هوش كودك اهمیتی بیش از حد قایل می شوند.
این گروه از والدین با اصل قرار دادن هوش و حافظه كودك از پرورش سایر توانمندی های ذهنی و روانی كودك خود كه مهم ترین آن ها تفكر خلاق است، غافل می مانند.
معمولاً رقابت میان كودكان وقتی پدید می آید كه نوعی ارزیابی و رتبه بندی توسط والدین وجود داشته باشد و یا جایزه ای در میان باشد. در این حالت كودكان چنان چه احساس كنند كه كار آن ها توسط والدین مورد ارزش گذاری قرار خواهد گرفت و یا به بهترین كار جایزه یا پاداش داده خواهد شد، بیش از آن كه به انجام كار بهتر بیندیشند به كسب آن جایزه فكر می كنند.
گاه بسیاری از والدین برای كودك خود قوانین و مقرارت خشك و محدود كننده نظیر تعداد ساعت های درس خواندن در روز، راس ساعت معین خوابیدن، استفاده از لوازم خاص و... قرار می دهند. در این وضعیت كودك تدریجاً به كلیشه ای و تكراری رفتار كردن عادت می كند و این خود نقطه مقابل خلاقیت است.
و گاه عدم آگاهی و شناخت برخی والدین از فرایند رشد خلاقیت در كودكان و مطالعه نكردن آن ها در این زمینه سبب می شود آن ها هیچ گاه نتوانند برای پرورش و شكوفایی خلاقیت خود برنامه ریزی كنند.
از دیگر سو ارزیابی پی در پی رفتارهای كودك و زیر ذره بین قرار دادن و انتقاد از كارهای او در خانواده آزادی و امنیت خاطر و اعتماد به نفس كودك را مختل می سازد و ترس از اشتباه را در وی تقویت می كند.
تخیل كودك پایه خلاقیت اوست و چنانچه تخیلات و رویاهای كودك مورد بی توجهی، تمسخر و یا بیهوده انگاشتن از جانب والدین شمرده شود، در واقع سرچشمه خلاقیت او خشكانده شده است. وانگهی بسیاری از كودكان به ویژه در سنین پایین از علایق و كشش های خود نسبت به موضوعات و پدیده ها اطلاع روشنی ندارند و یا این كه نمی توانند آن را به زبان بیاورند. این موضوع از مواردی بسیار حساس به شمار می رود كه باید از همان دوران كودكی مورد توجه والدین قرار گیرد.
● همه كودكان خلاق اند
برای خلاق بودن باید اول از ذهن، تعصبات و پیشداوری ها آزاد شد. آدم خلاق كسی است كه چیزهای تازه را امتحان می كند. او هرگز نمی تواند مثل یك آدم آهنی رفتار كند. چرا كه ربوت ها هرگز خلاق نیستند و فقط كارهای تكراری از آن ها سر می زند.
همه بچه ها خلاق اند. همه بچه ها، هر كجا كه به دنیا آمده باشند، خلاق اند، این ما هستیم كه راه خلاقیت آن ها را سد می كنیم و سپس شروع می كنیم كه راه صحیح انجام كارها را به آن ها آموزش دادن.
تمام انسان ها با ظرفیت های لازم و كامل برای پرسشگری و خلاقیت پا به دنیا می گذارند.
در سنین بین هفت تا ۱۴ سالگی تغییراتی در كودك رخ می دهد كه چگونگی آن ذهن روان شناسان بسیاری را به خود مشغول داشته است.
هر انسان در مغز خود دو نیمكره و بنابراین دو ذهن دارد. نیمكره چپ ذهنی غیرخلاق است، این قسمت به لحاظ فنی بسیار توانا است، ولی تا آنجا كه به خلاقیت مربوط می شود، به كلی ناتوان است، فقط وقتی می تواند كاری را انجام دهد كه قبلاً آن را آموخته باشد. نیمكره راست درست عكس نیمكره چپ عمل می كند. نیمكره راست، نیمكره اغتشاش است.
به هنگام تولد نیمكره راست فعال و نیمكره چپ غیر فعال است. بعد ما آموزش به كودك را آغاز می كنیم، آن هم از روی ناآگاهی و به شكلی غیرعلمی. در طول سالیان عمر این ترفند را ناخواسته می آموزیم كه چگونه انرژی را از نیمكره راست به نیمكره چپ جابه جا كنیم. چه طور تكمه بازدارنده نیمكره راست را فشار دهیم و استارت نیمكره چپ را روشن كنیم. كوشش برای نابودی نیمكره راست و كمك به نیمكره چپ و زمانی بین هفت تا ۱۴ سالگی بالاخره موفق می شویم و به هدف می زنیم. این است تغییری كه در سنین نوجوانی از- هفت تا ۱۴ سالگی- رخ می دهد.
از این پس دیگر او به یك شهروند رام و سربه راه مبدل می شود و مشغول آموختن شیوه های انضباطی، زبان، منطق و تمرین های یكنواخت شده است. در مدرسه رقابت با دیگران را آغاز كرده و به یك آدم خودخواه تبدیل می شود. او به قدرت و پول علاقه مند شده و به این فكر می افتد كه چه طور به مدارج بالای تحصیلی صعود كند تا اقتدار بیشتری به دست آورد. چه طور می شود پول بیشتر داشت، خانه بزرگی دست و پا كرد و...
آموزش صرفاً پرورش حافظه است، از این راه با هوش نمی شویم. بچه ها در بدو ورود به مدرسه زیركی خاصی دارند، اما به ندرت ممكن است كسی پایش را از دانشگاه بیرون بگذارد و هنوز باهوش باشد. دانشگاه تقریباً همیشه در كارش موفق است، بلكه شما با مدرك بیرون می آیید، ولی این مدارج تحصیلی را به قیمت گزافی به دست آورده اید، به قیمت از دست دادن هوش و لذت زندگی.
زهرا شهرجردیان
منبع : روزنامه جوان