دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا


ایگل آی / چشم عقاب Eagle Eye


ایگل آی / چشم عقاب Eagle Eye
▪ کارگردان: دی. جی. کاروزو.
▪ فیلمنامه: جان گلن، تراویس رایت، هیلاری سیتز، دان مک درموت بر اساس داستانی از دان مک درموت. ▪ موسیقی: برایان تیلر.
▪ مدیر فیلمبرداری: داریوس ولسکی.
▪ تدوین: جیم پیج.
▪ طراح صحنه: تامس ئی. سندرز.
▪ بازیگران: شیا لبئوف[جری شاو]، میشله موناهان[ریچل هولمن]، روزاریو داوسون[زوئی پرز]، مایکل چیکلیس[وزریر دفاع کالیستر]، آنتونی مکی[سرهنگ ویلیام بومن]، ایتن امبری[مامور توبی گرانت]، بیل باب تورنتون[مامور تامس مورگان]، آنتونی عزیزی[رنیم خالید]، کامرون بویس[سام هولمن].
▪ ١١٨ دقیقه.
▪ محصول ٢٠٠٨ آمریکا.
▪ ژانر: اکشن، رازآمیز، مهیج.
جری شاو بعد از شرکت در مراسم تدفین برادر دوقلو و موفقش ایتن، به خانه بازمی گردد و آپارتمان کوچکش را پر از سلاح های پیشرفته و مواد منفجره می یابد. همزمان تلفنی از زنی ناشناس دریافت می کند که به او اطلاع می دهد تا ٣٠ ثانیه دیگر FBI او را دستگیر خواهد کرد و باید بگریزد. جری بعد از این هشدار دستگیر و توسط مامور تامس مورگان بازجویی می شود. مورگان و بعدها مامور زوئی پرز از دفتر ویژه تحقیقات نیروی هوایی او را متهم به شرکت در فعالیت های تروریستی می کنند. جری که گیج شده، دقایقی بعد بار دیگر تلفنی از زن ناشناس دریافت می کند که این بار او را از چنگ ماموران فراری می دهد. جری در طول فرار با مادری مجرد به نام ریچل هولمن برخورد می کند که همچون او توسط تلفن های تهدید آمیز زن ناشناس مبنی بر کشتن پسرش سام -که در راه اجرای رستیالی در واشنگتن است- به این معرکه کشانیده شده است. آن دو می کوشند از اجرای دستورات زن ناشناس شانه خالی کنند، اما تهدید های زن از یک سو و تحت تعقیب بودن از سوی ماموران؛ جری و ریچل را وادار می کند تا به سوی واشنگتن به راه بیفتند. اما غافل از اینکه دستورات زن ناشناس آنها را به سوی ترور سیاست مداری برجسته رهنمون خواهد کرد...
● چرا باید دید؟
دانیل جان کاروزو جونیور متولد ١٩٦٥ نورواک، کانکتیکات است. وقتی به غرب آمریکا رفت می خواست تنیس باز شود، اما سر از رشته تهیه کنندگی برای تلویزیون در دانشگاه پپردین در آورد. شانس یارش بود و به کمپانی دیزنی راه یافت و بعدها توسط جان بدهام و راب کوهن به دستیاری برگزیده شد. ساخت اپیزودهایی از سریال های موفق مانند The Shield، Over There، Smallville، Dark Angel و VR.۵و سپس ساخت فیلم کوتاه Cyclops, Baby راه را برای کارگردانی اولین فیلم بلند وی در ٢٠٠٢ با نام دریاچه نمک هموار ساخت. دریاچه نمک توفیق تجاری درخشانی کسب نکرد، اما گرفتن جان ها با شرکت آنجلینا جولی و دو نفر آدم پولکی با شرکت آل پاچینو قدرت پول سازی وی را اثبات کرد. کار قبلی وی مزاحمت با شرکت شیا لئبوف- که آن زمان ناشناس بود- اولین توفیق بزرگ مالی اش بود و اینک قرار است با همان بازیگر که کم و بیش شهرتی نیز به زده، آن را تکرار کند.
فیلم مضمونی آشنا دارد که در گونه علمی تخیلی یکی از تم های اصلی شمرده می شود یعنی طغیان یا نافرمانی ماشین در برابر انسان. البته این بار ماشین دلیل بسیار موجهی در آغاز برای این نافرمانی دارد، انسان از توصیه صریح و درست او استفاده نکرده و جان انسان های بیگناه دیگری را می ستاند. تا اینجای قصه که نوعی تقبیح فعالیت های ضد تروریستی آمریکا است که خشک و تر را با هم می سوزاند و به نظر می رسد که ماشین در اینجا آریا معروف به ایگل آی یادآور هال ٢٠٠٠ فیلم ادیسه فضایی کوبریک- محق است. اما زمانی که ماشین تقریباً بلافاصله- مانند سازندگانش برای اثبات حقانیت خود به همان راه هایی شبیه روش سازندگانش متوسل می شود همه چیز تبدیل به یک قصه متوسط از تئوری توطئه در تلفیق با گونه علمی تخیلی می شود.
چیزی مثل شبکه که این بار توسط آدم ها کنترل نمی شود. البته با توجه به حال و هوای زن ستیزانه موجود در دنیای غرب این یکی دستگاه هم وجوهی زنانه و غیر قابل انعطاف دارد و جولین مور صدایش را به آن قرض داده است.
چشم عقاب در نگاهی کلی یک فیلم کلیشه ای است: جوانی از زیر کار دررو پس از تبدیل شدن به متهم اشتباهی برای پاک کردن نامش می کوشد و در پایان دل دختری را هم به دست می آورد. چیزی مثل مردی که زیاد می دانست که نقطه اوجش نیز مانند آن در یک کنسرت می گذرد.
البته تمام این کلیشه ها که امروزه می شود کهن الگو هم نام داد قرار است در قالب داستانی به روز با بودجه ای ١٠٥ میلیون دلاری محصولی از اسپیلبرگ باشد برای سرگرم کردن نوجوان ها، که هست. یعنی هدف اصلی سازندگانش همین است و اندکی قدرت نمایی تکنولوژیک که این بار نتوانسته حتی دوستداران کودک نابغه هالیوود را وادار به مداحی کند. راجر ایبرت پس از دادن دو ستاره می نویسد: لغت مضحک برای توصیف فیلم بسیار ملایم است. فیلم حاوی یک لحظه معقول بعد از سکانس افتتاحیه نیست. ایگل آی حمله به اطلاعات نیست، بلکه حمله به شعور است.
شخصاً فیلم را با وجود جلوه های چشمگیر بصری خسته کننده یافتم و پر سر و صدا که چند باری در میانه راه کسالت آور هم شد. فیلم نتوانسته در دو هفته اول نمایش خود بیش از ٥٤ میلیون دلار به دست آورد و بعید است که بتواند به رقم قابل توجهی در حد بودجه اش نزدیک شود. یکی از دلایل عمده این نا موفق بودن در کنار موارد بالا، ناهمگونی میان دو ستاره اول فیلم است.
میشله موناهان را با یک من سریش هم نمی شود به لبئوف چسباند و احمقانه ترین صحنه فیلم نیز بوسه زورکی پایانی این دو نفر است. با این حال اگر وقت و پول اضافی دارید می توانید به پای این بی جان ترین اکشن پاییز تلف کنید!
امیر عزتی
منبع : موج نو