جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

شعر فاطمی؛ جلوه ادب و عشق‌


شعر فاطمی؛ جلوه ادب و عشق‌
سلسله‌جنبان ادبیات فارسی هم از آغاز، عشق بوده است و بس، دقیق که می‌نگری، می‌بینی هیچ موضوعی در ادبیات پارسی و در هیچ قالبی بی‌عشق، امکان حضور و مجال ظهور نداشته است.
این عشق چیست؟
گفت: طبایع جز کشش کاری ندارند
حکیمان، این کشش را عشق دانند
و بسیاری تا بسیاری تعاریف و تفاسیر دیگر تا آنجا که:
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت.
اما این عشق، ویژگی‌هایی داشته و از جمله ویژگی‌های آن یکی، ادب است.
و:
با گدایان در میکده، ای سالک راه‌
با ادب باش گر از سر خدا آگاهی‌
به شعرهای عاشقانه ادب پارسی که می‌نگری، به گفتگوهایی میان عاشق و معشوق، نکته‌ای از ادب تهی نیست، این مقدمه و سر سخن چه می‌خواهد بگوید؟
می‌خواهد بگوید، ادب از جمله ویژگی‌های تام ادب پارسی است و حال که این ویژگی مهم، درخصوص عشق‌
به اصطلاح مجاز، مجازی که سرانجام به حقیقت می‌پیوندد، رعایت می‌شود. لابد در عشق‌های فراتر اگر رعایت نشود، مبنای آن محبت و عشق، از پایه ویران است.
و از همین جا می‌خواهد به محبت حضرت زهرای مرضیه(س)‌ گریز بزند.
کی و کجا و چه کسی بود، آن زمان که و آنجا که و آن که برای نخستین بار، از جان شریف و نورانی حضرت زهرا(س)‌ سخن به میان آورد؟
آیا جبرائیل، آن نخستین است؟ اگر آری، آن نخستین خواست! مگر نه این که جبرائیل حامل وحی است و وحی نه سخن بشر که کلام خداست؟
پس سوره کوتاه کوثر، نخستین معرف حضرت صدیقه طاهره، می‌تواند باشد از حیث علو رتبه و امتیاز کلمه و متکلم.
و هم از این نخستین متن ملکوتی می‌توان به این دقیقه رسید که فاطمه زهرا(س)‌ عطای الهی است؛ عطایی که تداوم روحانیت را باعث است و استمرار الهیات و الوهیت را موجب عطایی که آمده و هر لحظه می‌آید و نمی‌شود مانع این فیض فیاض شد.
نمی‌شود فیض حضور این نفحه را گرفت و دستبند زد و به زندان انداخت این فیض کوچه به کوچه از سمک تا سما در جریان است و این نفحه نفس به نفس می‌آید و می‌رود و می‌رود و می‌آید و...:
نفحه آمد، مر شما را دید و رفت‌
هر که را می‌خواست جان بخشید و رفت‌
نفحه دیگر رسید، آگاه باش‌
تا از این هم وانمانی، خواجه تاش‌
به این نخستین کلام از حیث رتبه کلمه و متکلم که می‌نگری، حتی اگر مفسر قرآن هم نباشی، به نیکی و وضوح درمی‌یابی که این متن سرشار است از شور و شوق و این سوره لبریز است از لطافت و روحانیت، مشحون از ادب.
این سوره می‌‌تواند الگویی باشد برای جان‌های مشتاق شاعری که به دنبال بهانه و بهایی نشسته‌اند، سرایش حضرت بتول(س)‌ را.
پس از این سوره، می‌توان به سخن آنان نگاه کرد که حضرت زهرای فاطمه را ستوده‌اند؛ یعنی پس از نبی می‌توان نگاهی داشت به سخن نبی و ولی سخن حضرت ختمی مرتبت و سخن حضرت مولاعلی(ع)‌.
آن گرامی گوهران، درباره این گوهر گرامی چه گفته‌اند و چه در سفته‌اند؟
این سخنان نیز می‌تواند الگویی باشد و هست برای شاعران شیفته سرایش حضرت بتول(س)‌.
به شعرهای ناصرخسرو قبادیانی که می‌نگری به نیکی درمی‌یابی که ناصرخسرو تحت تاثیر سخنان نبی اکرم، به شخصیت حضرت صدیقه بتول(س)‌، در شعر تقرب جسته است با تصریح به نام عزیز و ارجمند حضرت بی‌بی(س)‌ و این مورد خود می‌تواند مقاله‌ای باشد.
جان کلام، شوق سرودن از حضرت بی‌بی زهرا(س)‌ آرزوی هر شاعری است بی‌تردید؛ اما این شوق، جز به عشق و ادب، فراهم نشده و نمی‌شود.
منبع : روزنامه جام‌جم