دوشنبه, ۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 20 May, 2024
مجله ویستا

نگاهی به وضعیت جامعه اطلاعاتی در کشورهای در حال توسعه


نگاهی به وضعیت جامعه اطلاعاتی در کشورهای در حال توسعه
۱) مقدمه
جامعه اطلاعاتی به معنای رایج محصول توسعه پرشتاب فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی است ولی قطعا نمی توان فناوری را تنها عامل شکل گیری این مفهوم دانست. ادراک قابلیتهای این فضای جدید توسط توده مردم و شکل گیری فرهنگ جدیدی که از امتزاج خرده فرهنگهای موجود با این ادراک شکل می گیرد موجب ارایه تعاریف جدیدی از جامعه اطلاعاتی در حوزه های اقتصاد، اشتغال و غیره شده است.
نکته بارز این فناوری ها که می تواند تاثیرات فرهنگی شگرفی را به وجود آورد، استقلال ارتباطات از مکان و حتی زمان است. تعاملاتی که در فضای الکترونیکی صورت می گیرند، به علت کارآیی بالا و هزینه پایین به سرعت جایگزین روشهای سنتی تبادل اطلاعات می شوند. مهارتهای جدیدی در این حوزه شکل می گیرند و مشاغل جدیدی به وجود می آیند که جایگزین برخی مشاغل قدیمی تر می شوند.
البته نظریه جامعه اطلاعاتی از سوی محافل علمی به ویژه جامعه شناسان مورد تردید قرار گرفته است. این دانشمندان ضمن این که تاثیرات شگرف حاصل از ظهور فناوری های نوین ارتباطی را انکار نمی کنند، اعتقاد دارند که تاثیرات این فناوری ها به حدی نبوده است که جامعه را به نقطه عطفی برساند. از دید ایشان وضعیت موجود در ادامه وضعیت گذشته است.
آنتونی گیدنز به جای جامعه اطلاعاتی جامعه کنترل شده را مطرح می کند و این عبارت هوشمندانه اشاره به این واقعیت دارد که در شرایط جدید امکان کنترل پذیری اطلاعات برای صاحبان قدرت افزایش یافته است و به سادگی می بینیم که با وجود سرویس دهنده های پست الکترونیکی و وبلاگ های رایگان، حتی اطلاعات شخصی ما نیز قابل دسترسی هستند. این موضوع وقتی حادتر می شود که بدانیم امروزه ماشین های نرم افزاری معنایی هستند که با سرعتی غیر قابل تصور امکان بررسی و طبقه بندی اطلاعات را فراهم می کنند.
اگرچه نگاه امنیتی به موضوع جامعه اطلاعاتی برای شناخت ریشه های سرمایه گذاری قدرتها حائز اهمیت است ولی به هر حال ورود این فناوری ها به عرصه حیات اجتماعی مردم و همه گیر شدن کاربرد رایانه ها، شبکه های رایانه ای و توسعه سواد دیجیتالی عوارض و عواقبی را در بر دارد که شناخت آن برای هر مخاطب فعال در آستانه ورود به فضای مجازی مفید خواهد بود.
۲) کارکرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه تمدن
علمای علم ارتباطات جامعه را حاصل برقراری ارتباط بین اعضای مختلف جامعه می دانند. یعنی این ارتباط است که مبنای شکل گیری جامعه است. جامعه در عصر ارتباطات شفاهی، مکتوب و الکترونیکی ویژگی های خاص خود را داشته است و به وجود آمدن فضای مجازی با ظهور اینترنت نیز ویژگی های ارتباطی خاص خود را به دنبال داشته است.
چندی پیش در جنوب ایتالیا برجی باستانی یافته شد که پس از مطالعات باستان‌شناسی معلوم شد متعلق به سربازان ایرانی است که از آن برای ارسال پیام‌های نوری به ایران از طریق برج‌های متوالی استفاده می‌شده‌است.
علاوه براین، شبکه وسیع و سازمان یافته پستی(چاپار) که در سراسر کشور مستقر بوده است امکان تبادل پیام‌های مورد نیاز را در اسرع وقت فراهم می‌کرده است. و این پیام‌ها ماموریت جادویی خود را به انجام رساندند. شکل‌گیری تمدن باستانی ایران.
اشتباه نکنید. اصلا قصد نداریم در این مقاله به عظمت ایران باستان بپردازیم و بر خرابه‌های باقی‌مانده از آن اشک حسرت بریزیم. بلکه مقصود ما این است که تمدن‌هایی نظیر تمدن ایران باستان در بستری ارتباطی شکل گرفته‌اند. و این مفهومی مربوط به گذشته نیست. اساسا نقش ارتباط در شکل‌گیری تمدن غیر قابل انکار است و هر قدر که امکانات و پوشش ارتباطی یک تمدن وسیع‌تر بوده است، آن تمدن سرزمین‌های وسیع‌تری را در حوزه خود هضم نموده و طبیعتا منابع فیزیکی بیشتری را در اختیار گرفته و برای مقاصد خود مورد استفاده قرار داده‌است.
ساکنین این تمدن‌ها در حوزه‌های مختلف تمدنی نظیر زبان، هنر، دین، دانش، ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی، اقتصاد، قوانین و اصول حکومت به مشابهت‌هایی دست یافته اند که آنها را تا مرز ایثار در کنار هم متحد کرده است.
توسعه پایدار تمدن‌ها از طریق انتقال پیام‌ها در حوزه‌های مختلف تمدنی شکل می‌گرفت و مردمان نواحی مرزی به تدریج به این تمدن‌ها می‌پیوستند.اگرچه کشورگشایی‌ها و جنگ‌ها در تصاحب دارایی‌های فیزیکی ملت‌ها منافعی را برای مهاجمین به دنبال داشته است، ولی در توسعه تمدن‌ها نه تنها نقشی پایدار را ایفا نکرده‌اند، بلکه با شکل‌گیری مفهوم دشمن مشترک به عنوان یکی از پارامترهای تمدن‌سازی نتیجه معکوسی را برای تمدن مهاجم در بر داشته‌است.
توجه به این اصول در فضای جدید ارتباطی که حاصل پیشرفت در فناوری اطلاعات و به ویژه ارتباطات است، چشم‌اندازی از یک تمدن جدید را به نمایش می‌گذارد که در قلمروی فضای مجازی و در فضایی الکترونیکی در حال شکل‌گیری است.جامعه الکترونیکی محصول این فضا است.
محتوای این فضای الکترونیکی در حوزه‌های مختلف اخلاق، دین، سیاست، اقتصاد و غیره در حال شکل‌گیری است و قوانین حاکم بر آن نیز در همین فضا تعریف می‌شوند. ساکنان نواحی مرزهای نرم این قلمرو -کاربران جدید- به تدریج در این فضا حل می‌شوند.
نکته قابل توجه در این فضا آزادی بی‌نهایت افراد در ایجاد تمدن‌ها و جوامع الکترونیکی جدید است. جوامعی که در نهایت سلامت به توسعه علم می‌پردازند و یا جوامعی که در گنداب ضد ارزش‌ها غوطه می‌خورند. بیچاره پدر و مادرهایی که با خون دل وسایل ارتباط فرزندان خود را با شبکه مهیا می‌کنند و در حالی که ذوق زده می‌شوند که فرزندشان را به جهان متصل کرده‌اند، از فجایعی که در اتاق بغلی می‌گذرد بی‌اطلاع هستند. و ناگهان به خود می‌آیند و جوانی را می‌بینند که گویا از کره دیگری به زمین آمده‌است و حرف هم را نمی‌فهمند. اتفاقی که دوست نداشتند بیفتد، رخ داده است و اکنون فرزند آن‌ها به جامعه دیگری تعلق دارد که آنها نمی‌شناسند.
حاکمان این جوامع تولیدکنندگان محتوا و مخترعین محیط‌های ارتباطی هستند. موتورهای جستجوگر وب، وبلاگ‌ها، انجمن‌های علمی و فرهنگی و سایر محیط‌های ارتباطی سدهای فناوری را برای هر بچه‌ای شکسته‌اند. فقط کافی است حرفی برای گفتن داشته باشد و کوره سوادی و مختصر همتی تا مطلب خود را تایپ کرده و در شبکه قرار دهد.
وقتی به پشت سر خود نگاه می‌کنیم می‌بینیم که بر کوهی از اندوخته‌های تمدنی ایستاده‌ایم با چنان سترگی که صدها سال تهاجم تمدن‌های مختلف نتوانسته است خللی بر آن وارد کند و این تمدن -این موجود زنده- با پذیرش ارزش‌های مثبت سایر تمدن‌ها و رد مفاسد آنها روز به روز اعتلا یافته است. و این امر تنها به دست فرد فرد ملت میسر است. دولت‌ها در این میانه اگر نقشی بازدارنده نداشته‌باشند خیلی هم قابل اتکا نیستند.
۳) شکاف دیجیتال
شکاف دیجیتال معضلی سیاسی- اجتماعی است و بر فاصله اجتماعی- اقتصادی بین جوامع دلالت می‌کند که بر اثر تفاوت سطح دسترسی آنان به فناوری اطلاعات و ارتباطات ایجاد شده است.
امروز دیگر مقاومت در برابر توسعه دیجیتالی ممکن نیست و در این حرکت رو به جلو تنها جوامعی می‌توانند استقلال خود راحفظ نمایند که حضوری قدرتمند داشته باشند. و در این فضا قدرت را میزان محتوای تولید شده و مطلوب برای مخاطبین تعریف می‌نماید.
با آشنایی که نسبت به مفهوم شکاف دیجیتال پیدا کرده ایم نگاهی نزدیک تر به وضعیت جامعه خود می اندازیم. جامعه ما هنوز در شرایطی نیست که از نظر سواد دیجیتالی در وضعیتی مطلوب به سر برد. میزان افرادی که دارای توانمندی استفاده از رایانه در امور روزمره خود باشند، کمتر از یک درصد افراد جامعه ارزیابی می شود. به رغم هزینه های سنگینی که دولت از محل بودجه عمومی کشور هزینه کارکنان کم انگیزه خود می کند، کماکان تعداد کارمندانی که بتوانند حتی نامه اداری خود را تایپ نمایند در ادارات انگشت شمار است و هنوز پست سازمانی تایپیست تعداد زیادی از جایگاه های رسمی سازمان ها را به خود تخصیص می دهد.
۴) شکاف دیجیتالی و رهبری فکری
در چنین شرایطی است که شکاف دیجیتالی می تواند در عرصه پروپاگاندا فاجعه بیافریند. تاثیر فضای دیجیتال بر مفهوم رهبری فکری در این رهگذر نیاز به تامل مجدد دارد. بنا به تعریف رهبر فکری به کسی گفته می شود که علاوه بر دسترسی به منابع اطلاعاتی، توانایی تحلیل و دستکاری اطلاعات و توزیع مجدد آن را در بین کسانی دارد که او را در حوزه مورد بحث صاحب نظر می دانند.
در حال حاضر بیشترین میزان دسترسی مربوط به دانش آموزان و جوانان است. خبرگان و افراد با تجربه که در حوزه های مختلف مسئولیت تصمیم گیری های کلیدی را بر عهده دارند - به ویژه در سازمان هایی که هزینه های نیروی انسانی از بودجه عمومی تامین می شود - برای به دست آوردن اخبار و اطلاعات لازم، افرادی را از بین گروه اول به کار می گیرند. این کاربران با توجه به میزان آگاهی های خود و گرایشات و تمایلات ناشی از نوع ارتباطات خود اقدام به تامین اطلاعات مورد نیاز مدیران ارشد می نمایند. این افراد اگرچه خود تصمیم گیر نیستند ولی بدون اغراق در سازمان های خود تصمیم ساز هستند.
این موضوع به سادگی قابل تعمیم به جامعه است به ویژه وقتی به این موضوع توجه کنیم که چگالی مخاطبین فعال در سطح جامعه کمتر از سازمان های مورد بحث است، متوجه می شویم که گروه جدیدی از رهبران فکری در حال ظهور هستند؛ کاربران اینترنت و رسانه های نوین ارتباطی.
این گروه از کاربران به ویژه آنان که در کشورهای جهان سوم فعالیت می کنند، عموما به شدت تحت تاثیر گفتمان غالب رسانه های نوین ارتباطی قرار دارند. تکنیکهای هوشمندانه رسانه ای و استفاده دقیق از مجاری شکل گیری افکار عمومی از عموم کاربران شبکه کاربرانی تاثیر پذیر می سازد که می توان آن ها را در رده مخاطبین غیرفعال طبقه بندی نمود.
این کاربران یا رهبران فکری نسل جدید ناخواسته ماموریت خود را در جوامع در حال توسعه شروع می کنند و تاثیرات مورد نظر را چه در حوزه جامعه و چه در حوزه تصمیم سازی به جای می گذارند.
این تاثیر در واقع همان تاثیری است که تئوری چند مرحله ای ارتباط به آن اشاره می کند. در این تئوری برای نشانه گرفتن افکار عمومی ابتدا باید رهبران فکری را تحت تاثیر قرار داد.
۵) جمع بندی
جامعه اطلاعاتی را نمی توان به عنوان یک پدیده نوظهور مورد بررسی قرار داد. این مفهوم قرنها پیش از ظهور اینترنت و آنچه که ما امروز آن را تحت عنوان فضای مجازی می شناخته ایم وجود داشته است.
آنچه را که امروز با آن مواجه هستیم جامعه ای مجازی است که در فضای مجازی شکل گرفته است. و توانمندی های ارتباطی فناوری های جدید در شکل گیری جوامع الکترونیکی کارکرد دارد.
نقش اینترنت در توسعه جامعه اطلاعاتی به عنوان یک فضای توزیع شده انباشت و بازیافت اطلاعات، نقشی توانمند ساز بوده و تاثیر کارکردی ندارد.
با توجه به ویژگی های فضای این رسانه جدید و تازگی ورود کاربران جهان سومی به این فضا، این کاربران در زنجیره تولید- مصرف اطلاعات به طور عام در حوزه مصرف کنندگان قرار می گیرند. این در حالی است که دسترسی این افراد به اطلاعات تازه و متنوع، تاثیر گذاری آنان را در جامعه سنتی خود بالا برده است و منجر به شکل گیری گروه جدیدی از رهبران فکری در این جامعه می شود.
این عامل در عرصه تبلیغات سیاسی به نحوی موثر در انتخابات اخیر دیده شد. سایت هایی مثل بازتاب، آفتاب، شربف نیوز، تازه، خط نهم، خدمت و ده ها سایت دیگر سایت هایی بودند که با ارایه اخبار و تحلیل های جهت دار افکار خود را به این رهبران فکری جدید القاء می کردند تا آنان از ایفای نقش جدید خود لذت ببرند.
منبع : شرکت نرم‌افزاری ایده‌تک