دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا

دغدغه زندگی یا دغدغه در زندگی


دغدغه زندگی یا دغدغه در زندگی
زندگی زیباست ای رهگذر!
به زندگی لبخند بزن!
به پرنده ها سلام کن !
به صبح سلامی بفرست !
از صدای شرشر آب لذت ببر!
در زیر باران قدم بزن و شعر بخوان !
و ...
فکر می کنم این جملات به مذاق کسانی خوش است که دغدغه ای ندارند. نه دغدغه معاش، نه سلامت و نه موارد مهم دیگر. اگر نه در نظرگاه کسانی که به قول معروف هشت شان جلوی نه شان است و فقط در فکر این اند که زنده بمانند، نه اینکه زندگی کنند. این جملات بوی تخیلات شاعرانه ای می دهد که از ذهنی بی دغدغه تراوش شده است.
کمتر کسی را می توان یافت که دغدغه نداشته باشد، یا دغدغه معاش دارد، یا تحصیل، یا شغل، یا اضافه کار، یا اجاره خانه، یا جبران بدهی، یا انباشت و احتکار بیشتر پول و ...
ما ایرانی ها در داشتن درگیری های فکری متاسفانه رتبه بالایی داریم. درس می خوانیم تا دیپلم بگیریم، بعد می خواهیم وارد دانشگاه بشویم و مجبوریم کنکور بدهیم، بعد وارد بازار کار می شویم تازه متوجه می شویم که باید معدل فلان داشته باشیم. بعد استخدام می شویم و درمی یابیم که حقوق مان کفاف زندگی را نمی دهد، مجبور می شویم شغل دوم برای خودمان پیدا کنیم و ...
نمی خواهم بقیه اش را بگویم، خودتان بهتر می دانید. همین طور تا بالا می رود و ما همچنان دغدغه داریم. به نظر من زندگی بی دغدغه مدینه فاضله ای ست که ترسیم آن در ذهن نیز بسی سخت می نماید چه رسد یه عملی کردن آن.
بنده به شخصه در اطراف خویش تنها پدربزرگم را اینگونه یافته ام که زندگی تقریبا بی دغدغه دارد. در علت آن کنکاش بسیاری نموده ام و آن را جز در قناعت و غنا نیافته ام. منظور اینکه پدربزرگ من با قناعت پیشه کردن به غنا رسیده است و صحنه دل انگیزی از زندگی برای خویش ساخته است.
امیدوارم زندگی توام با آرامش و با حداقل دغدغه داشته باشید.
منبع : مطالب ارسال شده