دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا

خورشید مدینه دانش


خورشید مدینه دانش
مدینه در سوگ تو گریست و فوج فوج مردم غمگین و سوگوار رحلت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه و ‌آله ) را به یاد آوردند . رحلت تو داغی سنگین بود و به خاک سپردنت داغی سنگین‌تر. سیل اشک از دیدگان جاری بود تشییع کنندگان ناباورانه در پی پیکر مطهرت به سوی بقیع رهسپار شدند و مدینه ماتمکده‌ای حزن آلود شد.
تشییع کنندگانت می‌دانستند که چه کوه عظیمی را بر دوش می‌ کشند ؟
خوشا بر خاک بقیع که پیکر پاک تو را در بر کشید
درود بر “ ام فروه” که مادر والا قدر تو بود و گوهری چون تو را در دامان خویش پروراند .
ای صادق آل پیامبر (ص) با بیان بلیغ و کلام فصیح زبان رسای اسلام بودی . با سخنان حکیمانه منطق استوار و علم سرشار ،‌برگزیده روزگار بودی و بنده شایسته پروردگارت،‌ تجسم صبر واخلاص بودی . چشمه جود و سخاوت و کوه حلم و بردباری ، نام‌آور عرصه فراست و شجاعت و مظهر هیبت و جلالت. جلوه فروزان اهل بیت علیهم‌السلام بودی و وارث علوم رسالت. از سلاله پیامبر بودی و واجد عطر وجود پیامبر.
سال‌های سیاه ،‌ ابرهای سلطه امویان‌،آسمان جهان اسلام را تاریک کرده بود و سال‌های تیره تر حکومت عباسیان مسلمان را به تیرگی نشانده بود . در میان این دو فصل “ سیاه و سرد و ابرآلود” چند صباحی که خورشید وجود تو تابید اسلام و قرآن را جان بخشید ،‌نهال حق پاگرفت و افق اندیشه‌ها تابان شد دین زنده به نام تو گشت .
ای خورشید مدینه دانش، درخت علم در بوستان کلام تو رویید ،‌گلشن فضل از چشمه دانش تو سیراب گشت. کتاب فقه با “ الفبای جعفری “ نگاشته شد . وقتی تو سخن می‌گفتی طبیعی بود که حسودان و عنودان زبان طعن بگشایند و تیغ دشمنی برکشند . کدام دانشوری را می‌توان شناخت که از گنج دانش‌ات بهره نبرده باشد ؟ کدام حوزه است که “ شاگردی تو “ مباهاتش نباشد . کدام فقیه است که خوشه چین خرمن “ حدیث تو” نیست .
وقتی چهار هزار قلم،‌ حکمت و حدیث و فقه را از عرش بلند “ علم لدنی” تو به فرش کتب و دفاتر فرود می‌آورند وقتی چهار هزار شاگرد همچون نسیمی خوشبوی از کوی معارف تو گذشته و در قلمروی اسلام پخش می‌شدند و قال الصادق علیه السلام گویان، کام تشنگان معرفت را عطرآگین می‌ساختند. وقتی منطق اهل بیت علیهم السلام و برهان عترت قوی‌تر و بران‌تر بود ،‌وقتی مردم گاهی از لابه‌لای گردوخاک‌های برانگیخته بدعت گذاران و تحریف گران ،‌چهره اسلام ناب محمدی (صلی‌الله‌علیه و ‌آله ) را می‌دیدند و فریفته جذبه‌های آنها می‌شدند . وقتی سلسله نورانی راویان احادیث،‌ حلقه‌ای از تعبد و اطاعت برگرد “آل الله” می‌زدند ،‌وقتی “ ابان بن تغلب‌”ها ،‌ “هشام‌بن حکم” ها، “مومن طاق”ها ،‌حامل و ناقل علوم تو بودند .وقتی “ جمیل بن دراج “ها، “علی‌بن حمزه”ها،‌ “همار ساباطی”ها ،‌ “جابربن‌حیان”ها، “مفضل”ها و “صفوان”ها سیراب شدگانی از کوثر زلال دانش تو بودند و جامی از این زمزم جوشان به جان‌های تشنه می‌نوشانند و کام دل‌ها را با حلاوت مکتب عترت آشنا می‌ساختند و نه تنها علم،‌ که عمل هم می‌آموختند و نه فقط دانش که دین را هم از زبان تو می‌گرفتند . وقتی با تابش مهر درخشان تو مجالی برای خودنمایی شب‌پره‌ها نمی‌ماند ، ... آری در آن شرایط روشن بود که خفاشان کورسو نگذارند فروغ فروزانت جلوه‌گری کند و این گونه بود که تو در عین شهرت و اعتبار و نفوذ و محبوبیت همچنان “ مظلوم” بودی.تو ناشر حقایق دچار ظلم منصور دوانقی بودی آن باطلی که لباس حق پوشیده و جامه خدمت و خلافت به سر کرده بود تا رعیت را در هیئت شبانی بفریبد و گرگ ایمان و جان آنان شود .
شهادت تو نشانی از مظلومیت خط اهل بیت(ع) بود و باید بحق گفت که تو امام صادقان و صادقی از امامانی .

مصطفی هدایی
منبع : روزنامه رسالت