جمعه, ۲۲ تیر, ۱۴۰۳ / 12 July, 2024
مجله ویستا

غرب در برابر استراتژی اخم ایران


غرب در برابر استراتژی اخم ایران
چنانچه بارها تاکید نموده ایم ،سیاست خارجی تهاجمی اصلی ترین نقطه اتکای ما در مصاف با غرب محسوب می شود.تنها در سایه استراتژی اخم است که ما می توانیم مطالبات خود را از واشنگتن و تروییکای اروپایی در یافت نماییم. اتخاذ استراتژی لبخند در برابر دشمنان دیرینه تهران توجیهی منطقی و سیاسی نخواهد داشت. آنچه مسلم است اینکه ملت ایران به سبب جنایات و خیانتهایی که غرب طی سه دهه اخیر علیه آنها و حکومت مطلوبشان روا داشته است از آمریکا و اروپا “طلبکار”هستندو”گفتگو”و”مذاکره”یکی از راهای استیفای طلبهای ما از غرب محسوب می شود. ما در قبال اصلی ترین دشمن خود،یعنی ایالات متحده آمریکا باید از همین منطق پیروی نماییم.حرکت در چارچوب این منطق معلول ایجاد تفکیک میان “استراتژی اخم”و”استراتژی لبخند”است.بر این اساس ما در مذاکره با آمریکا هیچ گاه از استراتژی لبخند پیروی نخواهیم کرد و بالعکس آنچه برخی رسانه های خارجی سعی در القای آن را دارند،”استراتژی اخم”مبنای ادامه مذاکرات ما با غرب محسوب می شود.استراتژی اخم ترجمه ای دقیق از همان سیاست خارجی تهاجمی بوده که از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز مورد تاکید قرار گرفته است.در “استراتزی اخم”نه تنها اعتماد سازی در برابر غرب وظیفه ما نیست،بلکه ما در انتظار اعتماد سازی آمریکا و تروئیکای اروپایی خواهیم بود. ”استراتژی لبخند در برابر غرب”ناکارآمدی خود را در دوران اصلاحات اثبات نموده است.در آن زمان نگاه رفورمیستی اصلاح طلبان نسبت به غرب ضرر زیادی را به دستگاه سیاست خارجی کشورمان وارد نمود.در آن زمان لبخند ایران به غرب مترادف با پلمپ شدن تاسیسات هسته ای و کندی حرکت هسته ای روبه جلوی ایران اسلامی شد.تعطیلی کار دانشمندان هسته ای ماحصل لبخند بی حاصل تهران به سوی غرب بود.اما این بارما با “استراتژی اخم”و بدون هیچ گونه انعطافی به مصاف نمایندگان آمریکا و اروپا رفته ایم.اصلاآنچه غرب را نسبت به لزوم پذیرش ایران قدرتمند ترغیب نمود،اتخاذ استراتژی اخم از سوی دولت نهم بود.از این رو مذاکره کنندگان هسته ای و دیپلماتهای ما باید این استراتژی را به عنوان الگوی رفتاری خود در قبال غرب به کار گرفته و “استراتژی لبخند در برابر غرب”را به فراموشی تام بسپارند. چرخش رفتاری آمریکا نسبت به دیگر کشورهای جهان را می توان به دو نوع کلی تقسیم نمود.یکی چرخشهای کم هزینه و کوتاه مدت هستند که براساس “تاکتیک”و”الگوهای متغیر رفتاری”صورت می گیرد.نوع دوم چرخشها،هزینه بر و بلند مدت هستند.دراین نوع چرخشها”رفتار سیاستمداران”تابعی از الگوی ثابت ومدونی است که استراتژیستها و اتاقهای فکری آمریکا بر سر آن اجماعی هرچند نسبی داشته باشند.به نظر می رسد “تعامل با تهران”در آینده ای نه چندان دور به زنجیره ای تبدیل خواهد شد که دموکراتهاو جمهوریخواهان سنتی را به یکدیگر پیوند خواهد داد.تنها راه چاره پیش روی کبوترهاو بازها آمریکا تولید دکترینی جدید و مبنایی است که روح آن “پذیرش قدرت ایران”باشد. غرب نه تنها در تعریف کلیت،دامنه و مصادیق استراتژی اخم خود در قبال تهران با مشکل مواجه شده است بلکه هنوز توانایی آنالیز استراتژیهای رفتاری تهران و اتخاذ واکنش در برابر آن رانیز ندارد.اخیرا برخی منابع خبری از احتمال تشدید تحریمها علیه تهران خبر می دهند.این درحالی است که غرب بارها ناکارآمدی قطعنامه های شورای امنیت را در قبال دولت و ملت ایران تجربه نموده است.هرگونه تشدید احتمالی تحریمها نشان دهنده تداوم سردرگمی غرب در برابر ایران قدرتمند محسوب می شود.تکرار یک اشتباه ریشه در فقدان تئوریهای پایه دارد.قاعده ای که در خصوص مناسبات غرب و ایران نیز صادق است. در آن سوی میدان تهران قرار دارد.تهران قبل از اینکه بخواهد کنشگر معادله “ایران-غرب”باشد،اصول و فنون واکنش نسبت به استراتژیهای اخم و لبخند غرب را فرا گرفته است.در صورتی که غرب بخواهد استراتژی اخم را در برابر ما پیاده سازد،ما با تمام توان نظامی و موشکی خود هرگونه تهاجم آن را پاسخ خواهد داد.اما در صورتی که غرب به توصیه طیف عقل گرای خود عمل نموده و استراتژی لبخند را در قبال ایران پیشه کند،در آن صورت ما راه گفتگوهای چندجانبه با کشورهای ۳+۳ را نبسته ایم.غرب در مقابل اتخاذ استراتژی اخم از سوی تهران سرگردان و مضطرب مانده است و دامنه این اضطراب با گذشت زمان افزایش می یابد.
منبع : روزنامه رسالت