دوشنبه, ۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 20 May, 2024
مجله ویستا


۱۰۰ متر ۱۰۰ ثانیه


۱۰۰ متر ۱۰۰ ثانیه
کافی است سرتان را بچرخانید، مطمئن باشید فراخوانی از یک جشنواره با موضوع کرامت انسانی و ارزش‌های دینی می‌بینید؛ فراخوانی که از سوی ارگان‌هایی چون حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان بهزیستی کشور، شهرداری تهران و ... اعلام می‌شود و هدف از آن اعتلای هرچه بیش‌تر سطح فکری و ساختاری سینماگران جوان ماست که این هدف بدون انکار جای ستایش و تشکر دارد.
داخل سالن‌های پخش فیلم‌های کوتاه یا ۱۰۰ ثانیه‌یی می‌شویم و به تماشای تک‌تک آثار می‌نشینیم، اما چرا هیچ اثری از کرامت انسانی و یا ارزش‌های دینی نیست؟ به‌راستی چرا؟!
کافی است به یک دبستان در یک منطقه‌ی دورافتاده بروید و از دبستانی‌ها به صورت ساده‌تر از کرامت انسانی و ارزش‌های دینی بپرسید. مسلماً آن‌ها از این دست پاسخ‌ها خواهند داد: «ریختن نان برای گنجشک‌ها، کمک به پدر و مادر، کمک به معلولان، نماز خواندن و ...»؛ این پاسخ‌های سطحی از سوی دبستانی‌هایی که تازه با این مباحث آشنا شده‌اند بسیار امیدوارکننده است و معقول به نظر می‌رسد، اما برای یک فیلمساز چه‌طور؟ آیا فیلمسازی با بیش از ۲۰ سال سن و با وجود آشنایی با مباحثی که در دوران‌های گوناگون آموخته است، باید مانند یک دبستانی به مقوله‌هایی چون کرامت انسانی و ارزش‌های دینی بپردازد؟ یعنی سطحی‌ترین و دم‌دستی‌ترین نگاه ...؟
به‌طور مسلم نباید این‌گونه باشد، اما متأسفانه این‌گونه است! فیلمسازان جوان ما (اگر بتوان گفت فیلمساز!) دقیقاً کلمه به کلمه‌ی دبستانی‌های ما را به تصویر کشیده‌اند و اتفاقاً مورد تشویق داوران هم قرار گرفته‌اند.
با یکی از آن‌ها مشغول صحبت شدم و از او پرسیدم که چرا این‌گونه سطحی به موضوعات می‌پردازد؟ او در پاسخ گفت: «خوب از من همین انتظارات را دارند، من هم که بیش از این نمی‌توانم»! اگر دقایقی بیش‌تر با او صحبت می‌کردیم از کوبریک و اسکورسیزی سخن به میان می‌آورد و صحنه‌هایی از فیلم‌های مطرح آن‌ها را با فیلم خود مقایسه می‌کرد! این توهم از کجا ناشی شده است؟!
چرا این قشر که اتفاقاً بنده نیز هم‌سن آن‌ها هستم به این بلا دچار شده‌اند و فکر می‌کنند که با ساخت یک اثر ۱۰۰ ثانیه‌یی و گرفتن جایزه دیگر نباید حتی به کسی لبخند زد؟ و چرا باید حرف از دنیرو و پاچینو بزنند؟ مطمئناً شما هم با این قبیل افراد برخورد داشته‌اید.
چند ماه پیش یکی از مقامات گفت‌وگویی داشت مبنی بر این‌ که چرا باید تعداد زیادی جشنواره‌ی فیلم برگزار شود و چرا باید با مقوله‌ی فیلمسازی آن‌قدر سهل‌انگارانه برخورد شود که هر فرد نوپا خود را فیلمساز بداند!؟
‌ طرح این پرسش در ارتباط با بزرگ‌ترین جشنواره‌ی کشورمان - که بنده آن را بازگشت به سال‌ها پیش و پرداخت به فیلمفارسی دانستم - تا کوچک‌ترین آن - که مسلماً از نظر محتوا و ساختار از بزرگ‌ترین جشنواره‌مان نازل‌تر است - فوق‌العاده درست و اساسی بوده و باید در مورد پاسخ آن تحقیق و بررسی صورت گیرد.
حال می‌خواهم موشکافانه‌تر به آخرین جشنواره‌ی ارگانی با نام فیلم ۱۰۰ که حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی آن را برگزار کرده است بپردازم. در پاسخ به پرسش‌هایی که در سطرهای پیشین مطرح کردم باید این نکته را خاطر نشان نمود که پرداختن به موضوعات اساسی و بعد در مقابل آن جایزه دادن به کسانی که به این موضوعات می‌پردازند اتفاقی است پسندیده، اما تنها در بحث تئوری آن و نه در بحث عملی. همان‌طور که مثال آوردم جوانان ما در عمل (ساخت فیلم) به نتیجه‌یی نرسیده‌اند و در حد فیلمسازان ۵۰ سال پیش یا حتی شاید هم پیش‌تر ظاهر شده‌اند و به همین‌خاطر این تئوری به هنگام عمل موجب تأسف و تعرض ما برای برگزاری چنین جشنواره‌هایی می‌شود؛ اعتراض به این ‌که اگر قرار باشد فیلمسازان جوانی خود را بیازمایند و آزموده‌هایشان را در معرض نمایش بگذارند، چرا بنیه‌ی سطحی فکر خود را در قالب مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسایل بشر ارایه می‌کنند و خود مسئله را نیز زیر سؤال می‌برند؟ جشنواره‌ی فیلم ۱۰۰ به همین دلیل ناموفق است و باید در سال‌های آینده با برنامه‌ریزی قوی‌تری پیش برود.
موضوعات جشنواره‌ی فیلم ۱۰۰ برای جوانان ما چون سکویی است که آن‌ها را به گودال ۱۰۰ متری پرتاب می‌کند؛ مانند این است که به جوانان راه رفتن را یاد نداده، از آن‌ها انتظار دویدن را دارد. به همین خاطر است که تحصیلات آکادمیک پیشنهاد تمام بزرگان سینما و هنر است، چرا که به واسطه‌ی آن می‌توان راه رفتن را آموخت و بعد شروع به دویدن کرد.
سیدسعید هاشم‌زاده
منبع : سورۀ مهر