پنجشنبه, ۱۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 30 May, 2024
مجله ویستا


اولویت مشکلات زنان


اولویت مشکلات زنان
مسائل زنان در کشور نیازمند همراهی قانون گذاران و فرهنگ سازان است تا در وجه حمایتی و فرهنگ سازی گام های موثری برداشته شود.
یکی از مسائل اساسی جهان فعلی که درباره آن بسیار مانور می دهند و تبلیغات فراوانی پیرامون آن صورت می گیرد موضوعات و مسائل مربوط به زنان است.
البته بدیهی است که این همه پرداختن به موضوع زنان، نشان دهنده اهمیت موضوع است اما این که چقدر این پرداخت ها واقعی و به دور از نگاه صرفا تبلیغی است جای تامل دارد زیرا با توجه به حجم توجه آثار همراه با آن مشاهده نمی شود و همین نشان می دهد در این فرایند خللی وجود دارد که مطمئنا قابل کشف و رفع است.
در عرصه جهانی هم حتی در سطح مجامع بین المللی، موضوع زنان جزو اولویت هاست و میزان توجه به مسائل زن در زمره شاخص های رشد یک کشور قرار دارد. اما مساله مهم این است که این شاخص ها تا چه اندازه با فرهنگ و نوع بینش و تفکر کشور میزبان هم خوانی دارد.
از آن جایی که امروزه به بسیاری از موضوعات به صورت جهانی نگریسته می شود این سوال مطرح می گردد که تا چه میزان این نگاه در همه نقاط جهان می تواند پاسخگوی مشکلات زنان باشد و آیا طرح یک راه و روش برای حل مساله ای در شرایط محیطی اجتماعی فرهنکی گوناگون عاقلانه است؟
این سوال مهمی است که بارها از طرف اندیشمندان حوزه علوم اجتماعی و انسانی مطرح شده و کمتر پاسخی برای آن بیان شده است.
البته علت این عدم توجه به چنین سوال مهمی هم جای تامل دارد. واقعیت امر این است که تا کنون یک حرکت همه جانبه نگر مبتنی بر حل مساله صورت نگرفته است و عموم اقدامات، یک بعدی و بر اساس یک تفکر محوری خاص صورت گرفته است. تفکری که لزوما نمی تواند همه ابعاد مشکلات زنان را در سراسر جهان در بر بگیرد و این آغاز همان انحراف جهتی است که در مورد مسائل زنان پیش می آید.
متاسفانه در حال حاضر همین رویکرد بی توجه به مقتضیات فرهنگی اجتماعی هر کشور موجب ایجاد تعارض بین پیگیری کنند گان مسائل زنان با جریان معمول گردیده است که اگر در این بین حرف درست و حقی هم مطرح شود در زمره همان مباحث همیشگی بی ضابطه قرار می گیرد و مورد اقبال قرار نگرفته و از سوی مردم و مسوولین هر کشور چندان بدان بها داده نمی شود.
این نتیجه ای قابل پیش بینی است و نقاط آسیب زای اندیشه های ابتدایی مطرح شده را نمودار می سازد. البته در بیشتر مباحث علوم انسانی و اجتماعی توجه به بومی کردن مباحث و یافته ها برای نزدیک شدن به فرهنگ همان جامعه به عنوان ضرورتی انکار ناپذیر مطرح می شود.
اکنون سال های متمادی است که زنان بسیاری در سراسر عالم دچار رنج ها و مشکلات فراوانی در عرصه های گوناگون هستند و در انتظار این به سر می برند که دستی برای امدادشان بر خیزد و آنان را برهاند. اما این که کدام دست یاریگر توانایی این امر را دارد نامعلوم است.
قوانین بین المللی زمانی کارایی دارند که همه ملت ها را در نظر گرفته باشد و با بیان قلدرانه موجب پدیدار شدن مشکلات بیشتری برای عموم نگردد.
اعتبار قوانین هم به کارایی آن قوانین و رعایت جوانب درست و صحیح مساله است.
● راه چاره چیست ؟
این که با یک حرکت غیر عاقلانه و لجوجانه بر مواضع کلی و بدون ظرافت نگری خود پا فشاری کنیم و در برابر همه بایستیم؟ یا این که مسائل زنان را طوری طرح کنیم و پی گیری نمائیم که همراهی جمعی را به دنبال داشته باشد و در این میان فرهنگ های ملی و بومی هم محترم شمرده شود؟
البته این حرکت زمان و اندیشه های خلاق پویا و صبوری را که عجولانه تصمیم نمی گیرند و عمل نمی کنند، می طلبد.
در کشور ما نیز تا کنون این گونه بوده که توجه به وجه بومی مسائل زنان به حاشیه رفته و مسائل زنان اهداف جهانی آن را دنبال کرده است، که نتیجه آن هم معلوم است.
بدیهی است که مسائل زنان در کشور ما باید پیگیری شود و نیازمند همراهی قانون گذاران و فرهنگ سازان است تا در وجه حمایتی و فرهنگ سازی گام های موثری برداشته شود.
اما صرف حرکت های ایذایی، تبلیغاتی و رسانه ای آن هم برای اهدافی که گاها رنگ و بویی از مسائل و مشکلات حقیقی زنان ما ندارند یک حرکت غیرعاقلانه است و نه تنها کمکی به حل معضلات نمی نماید بلکه عرصه را برای آگاهان و برنامه ریزان دلسوز حوزه زنان هم تنگ می کند.
پس از پیروزی انقلاب قدم های بسیاری در جهت رفع مسائل زنان برداشته شده است و لازم است با توجه کامل به دانش و اندیشه ملی و مفاهیم انسانی و اسلامی بومی همین سرزمین این رشد ادامه یابد.
رشدی که ریشه در همین سرزمین دارد و طفیلی عوامل بیرونی نیست.
مهم ریشه دار بودن تغییر است و تغییری که دیروز و امروز ما در آن در نظر گرفته نشود چندان پایدار و پر ثمر نخواهد بود.
نویسنده : دکتر زهره الهیان
منبع : روزنامه مردم سالاری