دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا

پیش شرط برای کیست؟


پیش شرط برای کیست؟
محمد خاتمی دریکی از آخرین فعالیت‌های انتخاباتی خود با کارکنان خبرگزاری ایلنا دیدار کرد و به بهانه این دیدار، آخرین اظهارنظرهای خود را درباره انتخابات آتی ریاست جمهوری ارائه داد. رییس بنیاد باران در این نطق انتخاباتی جدای از تعارفات معمول، یک پیام جدیدی را به مخاطبانش ارسال کرد. دو پیش شرط وی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری صحبت جدیدی بود که اهمیت آن برای خاتمی، وی را مجاب کرد در پوشش دیدار با کارکنان یک خبرگزاری دوم خردادی، حرف‌های خود را بزند تا اینگونه شرایط را در میان قاطبه اصلاح طلبان که چندی است به کروبی متمایل‌تر نشان می‌دهند، شده به نفع خود تغییر دهد. البته این پیش شرط‌ها خیلی زود واکنش برخی اصلاح‌طلبان را برانگیخت.
عده‌ای ازدوم خردادی ها مانند محمد علی ابطحی معاون پارلمانی رییس جمهور سابق، اظهارات خاتمی و تعیین ۲ پیش شرط از سوی وی را دلیلی برای نیامدن و عدم کاندیداتوری وی دانسته‌اند و عده‌ای دیگر که از منادیان شعار "یا خاتمی یا هیچ کس" محسوب می‌شوند، این سخنان را به نوعی اعلام آمادگی برای حضور در انتخابات تعبیر کرده‌اند.
خاتمی دو پیش شرط خود برای شرکت در انتخابات را این گونه بیان کرد:
ـ پیش شرط اول من این است که بتوان با ملت بر سر خواسته هایشان تفاهم کنم. به اعتقاد من خواست قلبی و تاریخی مردم ایران آزادی، پیشرفت و عدالت است و در عین سازکاری این امور با دین و ارزشهای معنوی و فرهنگی و این همان گفتمان اصیل اصلاح طلبی است که در اینده تلاش می کنم به صورت مدون آن را به جامعه ارائه نمایم.
وی ادامه داد که اگر بر سر این موضوع بتوانم با جامعه تفاهمی روشن دست یابم و این خواسته ها در میان اقشار مختلف جامعه جنبه خود آگاهی یابد به پیش شرط نخست خود دست یافته ام.
خاتمی در مورد پیش شرط دوم خود نیز توضیح داد: ‌با سازوکارهای موجود تا چه حد امکان عملی کردن برنامه ها برای رییس جمهوری فراهم است؟ اگر واقعا امکان اجرای برنامه ها وجود نداشته باشد و موانعی بر سر راه قرار گیرند، ارایه بهترین و کامل ترین برنامه به مردم نیز به منزله اغوا و فریب مردم است.
اما مخاطب پیش شرط اول خاتمی یعنی "تفاهم با ملت بر سر خواسته‌هایشان"، حامیان او در انتخابات آتی هستند.
روزنامه کارگزاران درباره پیش شرط اول می‌نویسد "‌در طول ۸ سال ریاست جمهوری خاتمی بسیار گفته و شنیده شد که هر کسی از ظن خود یار او و اصلاحات مدنظرش شده است. چراکه قرائت خاتمی از اصلاحات و اصلاح‌طلبی غالباً متفاوت از قرائت‌های بسیاری از اصلاح‌طلبان بود. کما اینکه دامنه اصلاحات و.پ اصلاح طلبی از چهره هایی چون اکبر گنجی و عماد باقی تا مهدی کروبی و غللامحسین کرباسچی را شامل می شد.
البته این روزنامه از طرح خاتمی برای برای اصلاح‌طلبان که خاتمی وعده آن را در اینده داده است، با عنوان "اصلاحات آنگونه که خاتمی می گوید"، یاد کرده است.
اما نکته‌ای که اغلب اصلاح‌طلبان خواسته یا ناخواسته به راحتی از آن عبورکرده‌اند، مناقشه اصلی این طیف از سیاسیون در چند سال اخیر است. مناقشاتی که بحث‌هایی با موضوع عبور از خاتمی و تدارکاتچی بودن او دراصلاحات، از خرداد ۷۶ آغاز و پس از سوم تیر ۸۴ و کنار کشیدن علنی کروبی از طیف تحریمی‌ها، مشارکتی‌ها و مجاهدینی‌ها وارد فاز دیگری شد.
جنجال‌های آنان در رسانه‌های مختلف از آن زمان به بعد چیزی نیست که بتوان با تعارفات معمولی نادیده گرفت. هر چند که در این مدت، تعارفات نیز به پایین‌تر میزان خود بوده است.
اما حال که خاتمی از تفاهم اصلاح‌طلبان برای حضورش در انتخابات سخن می‌گوید، لازم است آخرین دیدگاه گروه‌های مختلف دوم خردادی در مورد حضور خاتمی در انتخابات مرور شود.
ادوار تحکیم وحدت که از تندترین طیف‌های دوم‌خردادی به شمار می‌رود، به هیچ وجه خواهان حضور خاتمی در انتخابات نیست.
زیدآبادی به عنوان دبیرکل این تشکل غیرقانونی، عبدالله نوری را کاندیدای مناسب اصلاح‌طلبان معرفی کرده و می‌گوید: برخلاف خاتمی، سریع‌اللهجه عمل کردن نوری می‌تواند پشتوانه خوبی درتحقق اهداف اصلاح‌طلبان باشد.
وی البته اظهارنظرهای دیگری هم در مورد خاتمی دارد. چندی پیش هنگامی که حضور خاتمی در انتخابات از سوی برخی از نزدیکانش حتمی خوانده می شد، گفت: مشارکت و سازمان مجاهدین لازم نیست با این همه حرارت و اعتماد به نفس ‏خاتمی را وارد عرصه‌ای کنند که ظهور نخستین آن تراژیک بوده است و بیم آن می‌رود که ظهور دوباره آن ‏کمدی شود!
مشارکت و مجاهدین نیز که در گذشته استراتژی "یا خاتمی یا هیچ کس" را پیگیری می‌کردند و حضور بدون خاتمی در انتخابات را تمرین تلقی می کردند، پس از جدی شدن حضور کروبی و به حاشیه رفتن خاتمی، از آلترناتیو خاتمی سخن گفتند و عبدالله نوری را بهترین گزینه برای جایگزینی خاتمی معرفی کردند.
همین افراد در ادامه رایزنی‌های درباره انتخابات ریاست جمهوری با سید حسن خمینی دیدار کردند و از وی خواستند برای شرکت در اننتخابات اعلام آمادگی کند.
هر چند که طی چند روز گذشته تاجزاده و آرمین تنها از خاتمی به عنوان گزینه مناسب برای انتخابات آتی یاد کردند ولی صحبت از گزینه‌ای برای جانشینی خاتمی، از سوی بهزاد نبوی (به عنوان یکی از اصلی‌ترین اعضاء سازمان مجاهدین) و دیدار با سید حسن خمینی می‌تواند پیام اشکاری برای خاتمی باشد.
کارگزاران و گروه‌های نزدیک به آن و سیاست یک بام و دوهوایی‌شان نیز نشان از آن دارد که به هیچ وجه به خاتمی به عنوان گزینه مطلوب خود نگاه نمی‌کنند. یک روز دبیرکل این حزب از حمایت خود از کروبی می‌گوید و در وصف خاتمی این نقل قول معروف را به کار می‌برد "آزموده را آزمودن خطا است" روز دیگر سخنگوی این حزب، خاتمی را برگ اس انتخابات می‌خواند. ارگان رسمی این حزب نیز یا از خاتمی به عنوان سم مهلک برای اصلاحات نام می‌برد یا حضور دوباره وی در انتخابات را لازم و ضروری می‌داند.
وضعیت حزب اعتماد ملی نیز کاملاً مشخص است. هنگامی که از کروبی درباره سیاست حزب اعتماد ملی درباره حضور خاتمی در انتخابات سئوال کردند، پاسخ داد: ‌آقای خاتمی برای ما عزیز است ولی ما کار خودمان را می‌کنیم. در حقیقت، اعتماد ملی کار خود را دنبال می‌کند تا کروبی را به عنوان نامزد انتخابات معرفی کند و در همین راستا هست که حضور خاتمی و کروبی را در انتخابات منتفی می داند و در عین حال از تمایل کروبی برای شرکت در انتخابات سخن می‌گوید.
آنها بر خلاف دیگر گروه‌های اصلاح‌طلب، از کروبی به عنوان بهترین گزینه اصلاح‌طلبان در انتخابات یاد ‌می‌کنند و به خاتمی در مورد توطئه‌های نزدیکانش هشدار می دهند.
تعیین پیش شرط ها از سوی خاتمی را آیا می‌توان مقدمه‌چینی برای حضور دانست یا فراهم آوردن شرایط برای عدم حضور؟
● واکنش شمس‌الواعظین به پیش شرط های خاتمی
ماشاءالله شمس‌الواعظین روزنامه‌نگار و سردبیر روزنامه‌های توقیف شده جامعه، توس، نشاط و عصر آزادگان در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس در واکنش به گذاشتن پیش شرط از سوی سید محمد خاتمی برای ورود به عرصه انتخابات گفت:
ـ گذاشتن پیش شرط نشانه نُنُربازی آقای خاتمی است.
شمس‌الواعظین افزود: از شخصیتی مثل آقای خاتمی که هشت سال ریاست جمهوری این کشور را بر عهده داشته، بعید است که این حرف‌ها را بزند. اگر ایشان می‌خواهد از این تیپ حرف‌ها بزند به نظر من وارد عرصه انتخابات نشود بهتر است.
وی ادامه داد: آقای خاتمی سه ماه بعد از دوم خرداد ۷۶ طی یک سخنرانی اعلام کرد اختیارات رئیس جمهور کم است و این آواز را تا آخر دوره ریاست جمهوری‌اش خواند. سئوال من از آقای خاتمی این است که اگر اختیارات رئیس‌جمهور کم است پس چرا شما در این پست باقی ماندید؟ اگر باقی ماندید چرا دوباره در دوره دوم خودتان را کاندیدا کردید؟ اگر اختیارات رئیس‌جمهوری کم است چرا شناختتان را از قانون اساسی کشور، صرفنظر از خوب یا بد بودنش بیشتر نکردید و مطالعه نکرده وارد عرصه شدید؟
شمس‌الواعظین با پرسیدن این سئوال از خاتمی که "اگر اختیارات رئیس‌جمهور کم است پس چرا دوباره می‌خواهید کاندیدا شوید؟"، اظهار داشت: مرحوم بازرگان یک مشی را به عرصه سیاست کشور اضافه کرد و آن این بود که گفت با توجه به سوابقم، من بولدوزر نیستم، بلکه ژیان هستم و جاده صافی می‌خواهم که در آن حرکت کنم. این یک مشی سیاسی است و آقای خاتمی اگر بناست بیاید و رئیس‌جمهور شود، رئیس‌جمهور کشوری می‌شود با مختصاتی مثل پیچیدگی‌های حاکم بر ساختار سیاسی و تصلب شرایین پاره‌ای از نهادهای حکومتی.
این روزنامه‌نگار گفت:
ـ من واقعاً نمی‌دانم این سخن آقای خاتمی که می‌گوید انتخابات آزاد باشد یعنی چه؟ آیا این سخن ناشی از شناخت ناکافی از شرایط سیاسی کشور است؟ شرایط سیاسی کشور که عوض نشده، همان است که بود. بنابراین اگر آقای خاتمی با این شناخت می‌خواهد وارد شود بسم‌الله.
کمیل نقی‌پور
منبع : رجا نیوز