شنبه, ۱۱ اسفند, ۱۴۰۳ / 1 March, 2025
مجله ویستا
چوب حراج به حاصل یک عمر تلاش

به جای بررسی این واقعیت از زوایای مختلف، تنها به گفتوگو با دو لیتوگراف بسنده میكنیم كه مشتی است نمونه خروار و سپس پای صحبت ناشری مینشینیم كه دارد خود را به لیتوگرافی پیوند میزند و در پایان از رییس اتحادیه لیتوگرافان میپرسیم كه اتحادیه برای اعضای این خانواده چه چارهای اندیشیده است.
● لیتوگرافی لاری
محمد سیف لاری را در حالی به صحبت میگیریم كه كارگاه او تعطیل شده و تجهیزات آن به عنوان آهنپاره به فروش میرسد. در خطوط چهره و نگاه او و آهنگ سخن گفتنش میتوان اندوه به حراج گذاشتن سرمایه یك عمر تلاش حرفهای را دید.
او به یاد میآورد كه در سال ۶۵ دوربین ریلی با چه مراقبتی نصب شد و سپس هر روز با علاقه روی آن را دستمال میكشیدند، اما اكنون با ضربات پتك و چكش، آن را از جا میكنند، تا به بهایی ناچیز به اوراقیها بفروشند. صدای بغضآلود لاری با رنگی از آزردگی و عصبانیت با تق و توق اوراق كردن دوربین بزرگ ریلی، به گوش ما مینشیند:
لاری میگوید: <پس از ۲۰ سال كار در بخش لیتوگرافی و چاپ موسسه كیهان، در سال ۶۵ با خروج از كیهان، این لیتوگرافی را با یك دستگاه دوربین ریلی اسكرین و دستگاههای كنتاكت و قیدكپی تاسیس كردم. به علت ورود ایمیجستر و صدور مجوزهای جدید و رقابتهای منفی، از دو سال پیش تصمیم به تعطیلی كارگاه گرفتم تا الان كه پس از تحویل آرمها، پلاكها، بدنههای دستگاهها و لنزهای دوربین به اداره ارشاد- برای اطمینان از اینكه دستگاهها در جای دیگری استفاده نشوند! مشغول باز كردن دستگاهها و تحویل به خریداران آهنپاره هستیم. این دستگاهها بهویژه دوربین آن میتوانست مورد استفاده مراكز آموزشی مرتبط با صنعت چاپ قرار گیرد، اما به دلیل عدم حمایت و سركشی به موقع و بیاعتنایی كسانی كه باید به این فكرها باشند، به آهنپاره تبدیل میشوند. در حالی كه در زمان خود با هزینه چند میلیون تومانی تهیه شدهاند، الان همه آنها به پنجاه هزار تومان فروخته میشوند.>
اما تعطیل كردن هم به این سادگی نیست. بله تعطیلی كارگاه هم هزینههای خود را دارد: <پس از این همه سال سابقه و اطلاعات، الان نه بیمه دارم و نه هیچ حقوقی. تنها ملك كارگاه باقی مانده است كه با فروش آن باید مزایای سالیانه كارگران و خسارت ساختمان را بپردازم و با اینكه كارگاه تعطیل بوده و تعطیلی آن هم اعلام شده، شهرداری برای سه سال، ۳ میلیون تومان مالیات و عوارض تعیین كرده است. ضمن فروش ملك و دستگاهها، مجوز را نیز به شخص دیگری واگذاركردهام.>
لاری، صادقانه از دیر جنبیدن خود برای همراهی با قافله تكنولوژی یاد میكند و در پاسخ به این پرسش كه چرا به ایمیجستر و دیگر تكنولوژیهای جدید روی نیاورده است، میگوید: <زمانی فرصت خوبی برای آوردن ایمیجستر وجود داشت، ولی ما منتظر تسهیلات مالی دولت و وزارت ارشاد ماندیم. با این حال دولت كمك كه نكرد هیچ، با مجوزهای جدیدی كه صادر كرد، فشار و ضربه بزرگی بر لیتوگرافان وارد ساخت. تنها اقدام پس از سه سال پیگیری، كه اتحادیه ما توانست انجام دهد، خرید یك ایمیجستر بهصورت شراكتی در تهران اسكنر بود. درست شبیه طریقه خرید اسكنر در آن شركت كه سالها پیش اتفاق افتاد. در آن زمان تنها شركت مگاپس دارای اسكنر در ایران بود و ما توانستیم اسكنری با مشاركت ۷۲ لیتوگراف خریداری و در آنجا راهاندازی كنیم. البته به علت بالا بودن قیمت خدمات در تهران اسكنر نسبت به مراكز دیگر- مثلا ۲۰ ریال در مقابل ۱۸ ریال خروجی هر سانتیمتر مربع فیلم- سفارش زیادی به آنجا فرستاده نمیشد و خودمان هم بسیاری از سفارشهای خود را به غیر از آنجا میفرستادیم.>
ولی كسانی كه كارشان لیتوگرافی نبود، وارد این حرفه شدند و بعضی از آنها نیز موفق شدند، پس یك لیتوگراف متبحر، هنوز میتواند شانس داشته باشد. لاری به آرامی سر میجنباند و میگوید: <خیلی از افراد با سابقه یا بدون سابقه كار لیتوگرافی، فرصت را مغتنم شمرده و با توجه به سن جوانی و شور و شوق برای ادامه كار در آینده، به تاسیس لیتوگرافی با تجهیزات روز روی آوردند كه وضعیت به نسبت خوبی دارند. ولی الان برای شروع كار خیلی دیر شده است و برای ما كه عمری بر سر این كار گذاشتهایم فرصت و حوصلهای برای آوردن تجهیزات نو نیست. البته خیلی از كسانی كه تازه وارد این حرفه شدهاند، هیچ تجربهای- نه تنها در مورد لیتوگرافی و فیلم و زینك، كه درباره چاپ و نور و رنگسازی هم- ندارند، در حالی كه در گذشته دانستن اطلاعات چاپ از ضروریات لیتوگرافی بود.>
وی در ادامه از خدمات خود در زمان جنگ میگوید، موقعی كه لیتوگرافی، كار لیتوگرافان بود: <در زمان جنگ كتابهای پزشكی كه وارد كشور میشد بسیار گران و با قیمتهای ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان عرضه میشد. در آن زمان به خاطر علاقه و تخصص در رشته پزشكی، به واسطه شركت فراندیش كه طرف قرارداد وزارت ارشاد بود، تهیه فیلم و زینك بیش از ۵۰ جلد از این كتابها برای چاپ در ایران را به عهده گرفتم كه در تیراژهای ۵ تا ۱۰ هزار جلد چاپ میشدند كه در آن موقع خدمت بزرگی به چاپ و نشر كشور بود، در حالی كه امروز نه از حمایت مادی و نه حمایت معنوی دولت، برخوردار نیستیم و دولت به جای حمایت از ما، رقیبان ما را افزایش داده است.>
لاری از بازار آشفته واسطهگری در كار چاپ سخت دلخور است: <هر كس یك موبایل دستش میگیرد، از این چاپخانه به آن لیتوگرافی راه میافتد و قیمت را تعیین میكند. چرا بعضی ادارههای دولتی باید كارشان بهدست افرادی باشد كه نه دفتر دارند نه مالیات میدهند؟ در حالی كه بسیاری از كارگاههای قدیمی دارای كد اقتصادی هستند، امروزه برای انجام فعالیت و خدمات مختلف، نیازی به ارایه كد اقتصادی نیست و بسیاری از افراد با دلالی و بدون هیچ سرمایه و ملك و دستگاهی، قبل از هر چیز سهم خودشان را تعیین میكنند. درآمد بالایی كسب میكنند و همه اینها باعث تعطیلی و ورشكستگی بسیاری از قدیمیهای این حرفه شده است. مانند همین جا كه زمانی ۸ نفر را بهكار واداشته بود، ولی امروز تعطیل شده است. ضمن اینكه كارگرها هم دیگر مثل گذشته كار نمیكنند و همه به دنبال واسطهگری افتادهاند.>
لاری توضیحات دیگری هم در مورد فعالیت و حمایتهای اتحادیه و ارشاد دارد: <اعتقاد دارم كه در زمان مناسب حمایت نشدیم. چه اگر حمایت شده بودیم، كارگاه ما الان تعطیل و مجوز آن واگذار نمیشد. به تازگی اتحادیه در اقدامی كارگاههای لیتوگرافی را ملزم به دریافت كارت امور صنفی كرده است كه تنها نوشدارویی پس از مرگ سهراب است كه سالها پیش باید اتفاق میافتاد. البته با این اقدام بسیاری از كارگاهها كه نتوانند كارت امور صنفی دریافت كنند تعطیل خواهند شد. اداره ارشاد هم تنها كاری كه كرده، از ما پلاك و آرم دستگاههای دور ریختنی را خواسته است تا دیگر كسی در جای دیگری از دستگاهها استفاده نكند.>
لاری سخنانش را با یك پرسش تمام میكند كه ما جوابی برای او نداشتیم: <راستی با این وضع آیا جوانها رغبت میكنند عمر خود را پای یك حرفه تخصصی بگذارند و آیا به آینده میتوانند امیدوار باشند؟>
● لیتوگرافی سریع
لیتوگرافی سریع از جمله لیتوگرافیهای قدیمی و پرسابقه است كه توسط محمد حاجی محمدعلی اداره میشود.حاجی، خود تاریخ مجسم لیتوگرافی ایران است. از قدیمترین آدمهای این حرفه كه هنوز دست بهكار است، اما در بازار امروز كسی پیدا نمیشود كه قدر تخصص و سالها تجربه او را بداند.
وی درباره تاریخچه لیتوگرافی خود و وضعیت كنونی آن میگوید: <در سال ۱۳۲۴ این واحد لیتوگرافی را با یك دوربین، یك دستگاه تورنت و یك دستگاه قیدكپی راهاندازی كردیم، در حالی كه تعداد زیادی در آن مشغول بودند. در آن زمان امكانات امروزی وجود نداشت و به علت نبود برق از نور آفتاب برای ظهور فیلم و ساخت كلیشه استفاده میكردیم. برای ظهور كلیشه از نور مستقیم در فضای باز و برای عكاسی با استفاده از آینه نور را به داخل تاریكخانه میفرستادیم.>
برای اینكه یادی از گذشته كرده باشد، نظر ما را به عكسی در بالای دفتر خود جلب میكند. جایی كه حدود ۱۰ نفر مشغول فعالیت هستند و توضیح میدهد كه این همه كارگر برای ساخت كلیشه و كوبیدن آن روی چوب فعالیت میكردند و در واقع كار چسب پایه امروزی را انجام میدادند كه امروز همه این كارها توسط یك دستگاه انجام میشود. او با نگاه به دستگاههای خاموش، از پشت شیشه عینك، نگاهش را به نقطهای نامعلوم پرواز میدهد و از امید و آرزوهای سالهای گذشته یاد میكند: <سال ۱۳۶۳ یك دستگاه دوربین چوبی ایرانی را به یك مشتری مراغهای فروختیم كه خودمان دستگاه را در آنجا راهاندازی كرده و كار با آن را آموزش دادیم. از سال ۱۳۶۷ با امید و آرزوهای بسیار یك دوربین آلمانی از آلمان خریدیم كه نسبت به قبلیها پیشرفتهتر بود و خیلی از كارها را بهصورت اتوماتیك انجام میداد. علاوه بر آن یك دوربین ژاپنی دیگر هم نصب كردیم. ولی وضعیت كار در حال حاضر هرگز مناسب نیست و تنها بنابر مثل <فوت كوزهگری> است كه توانستهایم كارگاه خود را با تولید كلیشه سر پا نگاه داریم. هیچ حمایتی از سوی اتحادیه و ارشاد از ما نمیشود و در حالی كه زحمت زیادی برای این حرفه كشیدهایم و برای كار خود ارزش قایل بودهایم، قیمتشكنیها و حضور تكنولوژیهای جدید، ضربه زیادی بهكار ما زده است. به همین دلیل در كنار خروجی فیلم، كار تولید كلیشه را هم انجام میدهیم كه تنها برای صحافیها در داغی و طلاكوب زدن مصرف دارد و نیازهای چاپی ارزان قیمت در حال حاضر به وسیله دستگاههای ریسوگراف انجام میشود. ماشینهای ملخی هم كه به كل از رده خارج شدهاند. هیچ نظارتی بر حضور دستگاههای تكثیر نیست و بسیاری از مغازهها بهویژه در پاساژ ظهیرالاسلام با یك دستگاه تكثیر و یك كامپیوتر، سفارشهای زیادی را از دست چاپخانهها و لیتوگرافان بیرون آوردهاند، تا جایی كه بعضی اوقات خود ما هم به فكر نصب دستگاه ریسوگراف در كنار لیتوگرافی خود میافتیم.>پیر لیتوگرافی از تلاش خود برای پیوستن به تكنولوژی جدید میگوید، تجربهای كه با سرمایه اندك محصولی ناچیز به بار میآورد: <خروجی دستگاه ایمیجستر ما ۴۰*۵۰ سانتیمتر است كه به واسطه یكی از دوستان از شیراز خریداری كردیم. این دستگاه از كار افتاده بود و با ۹ میلیون تومان كه خرج آن كردیم، حدود ۲۰ میلیون تومان برای ما تمام شد. در حالی كه اگر دستگاه نو میگرفتیم مانند خیلیها كه با خرید تجهیزات وارد این كار شدهاند، مجبور بودیم به خاطر نبودن كار و قیمتهای پایین، كارگاه خود را تعطیل كنیم و با این كار حدود ۴۰ میلیون تومان صرفهجویی كردیم.
برای تعمیر و راهاندازی این دستگاه كه مارك آن هایدلبرگ است، از شركت ایرانروتاتیو همكاری خواستیم، ولی آن شركت به خاطر پایین بودن مدل دستگاه و اینكه دستگاههای مدرن جدیدتری تولید شدهاند، تعمیر دستگاه را نپذیرفت كه ما با همكاری یك مهندس از آشنایان، آن را راهاندازی كردیم. تازهواردها كار ما را گرفتهاند و در حالی كه بعضی از آنها هیچ شناختی از كار ندارند، فقط به خاطر داشتن سرمایه وارد این كار شدهاند و داشتن یا نداشتن سفارش برای آنها مهم نیست. ولی ما كه كاسب و از قدیمیهای این حرفه هستیم، متضرر میشویم. از طرفی كسانی كه جدید میآیند، از لحاظ مكانی در بورس كار قرار دارند و محل لیتوگرافی آنها بسیار سر راست است. در حالی كه كارگاههای قدیمی مانند كارگاه ما اغلب در كوچه پس كوچهها واقع شدهاند.> نگرانی حاجی تنها به خاطر بیمصرف ماندن تجهیزات قدیمی یا خریدار نداشتن تخصص خود نیست. او دلشورههای دیگری هم دارد، كارگرانی كه هر كدام نانآور یك خانوادهاند:
<الان در كارگاه ما پنج نفر مشغول هستند و یكی از دلایلی كه به ایمیجستر روی آوردیم به خاطر آنهاست. زیرا سابقه زیادی دارند و دلمان راضی به اخراج آنها نمیشود. در حالی كه با ۳ نفر هم به راحتی میتوان كارگاه را بهصورت سنتی اداره كرد. از طرفی با روی آوردن بازار به فایلهای دیجیتال و نیازهای بازار به دقت بالای كلیشههای ویژه تولید كارتهای عروسی و ... و همچنین تولید كلیشههای نایلوپلاست ژلاتینی ما را به آوردن خروجی دیجیتال ترغیب كرد تا از قافله عقب نمانیم. این موارد در حالی است كه در شركت تهران اسكنر نیز دارای سهام هستیم و با وجودی كه قیمت خدمات آنجا نسبت به بازار قدری بیشتر است -۲۰ ریال در مقابل ۱۵ ریال برای هر سانتیمتر مربع فیلم خروجی- بعضی از سفارشهایمان را به آنجا میفرستیم. چرا كه اگر ما هم به آنجا نفرستیم كه دیگر شركت روی پای خود نمیایستد.>
و وقتی در مورد حمایتهای اتحادیه و اداره ارشاد از او میپرسم میگوید: <ما خودمان هرگز راضی به اخراج كارگرهایمان نمیشویم، ولی هیچ حمایتی هم از ما نمیشود. حالا چه كسی میخواهد از ما كه عمری بر سر این كار گذاشتهایم حمایت كند و چگونه؟
مدتی پیش در جلسه اتحادیه لیتوگرافان اعلام شد كه وزارت ارشاد قرارداد خرید مقدار زیادی زینك برای ناشران را با اتحادیه لیتوگرافان منعقد كرده است كه باعث اعتراض شدید ما شد. زیرا از این طریق ناشران با قیمت ۹۰۰ تومان زینكهای خود را خریداری میكنند، ولی ما كه فعالیتمان ارایه خدمات لیتوگرافی است باید در بازار آزاد و با قیمت ۲۳۰۰ تومان زینك را تهیه كنیم. همه اینها باعث میشود كه دیگر كسی برای ظهور زینك به ما مراجعه نكند و در حالی كه تولید یك زینك برای ما ۱۳۵۰۰ تومان هزینه دربردارد و ما به قیمتهای پایینتر از آن هم راضی میشویم، همیشه قیمتهایی بسیار پایینتر از قیمت ما، حتی در حد نصف، وجود دارد.>
پیرمرد، به همه تحولات تن داده است و خوب میداند كه چرخ این آسیاب را نمیتواند برگرداند، اما به خودش حق میدهد كه برای كیفیت كارهای چاپی دل بسوزاند. حالا كه روتوشكاری و فیلماژ خریدار ندارد، چرا باید اپراتورهای ناوارد، علیرغم قابلیتهای سختافزارها و نرمافزارهای جدید، كارهای بیكیفیت بهدست مردم بدهند؟
<هیچ نظارتی بر روی كارهایی كه برای چاپ، طراحی و فرستاده میشود نیست و بسیاری از اقشار مختلف جامعه حتی زنان خانهدار به طراحی كارهای چاپی روی آوردهاند و شناخت چاپ و فیلم و زینك و لیتوگرافی و رنگ، هرگز مطرح نیست. تنها با داشتن یك كامپیوتر و تحویل CD، سفارشها به چاپخانهها ارسال میشود و خیلیها در خانه خود دستگاه خروجی فیلم نصب كردهاند. باید نظارت دقیقی از این لحاظ بر روی چاپخانهها و دفاتر تبلیغاتی انجام شود.
در كشورهای پیشرفته، هیچ چاپخانهای خدمات پیش از چاپ و لیتوگرافی انجام نمیدهد و تنها فایلی برای چاپ پذیرفته میشود كه از طرف لیتوگرافی فرستاده شده باشد و در حالی كه در آنجا به تجربه بهای زیادی میدهند، در ایران هر كس كه سرمایه داشته باشد میتواند با آوردن دستگاههای جدید، قدیمیهای صنف را كه منبع تجربه هستند، از رده خارج كند.
باید طوری قانون وضع شود كه تنها به قدیمیهایی كه با روش سنتی كاركرده و لیتوگرافی را شناختهاند، مجوز نصب امكانات جدید داده شود.>
حاجی چشم امید به حمایتهای دولتی ندارد، اما از سنگهایی كه به پای او زدهاند، دلی ریش دارد: <حمایت كه نمیشود هیچ، گاهی اوقات سنگ هم جلوی پای ما انداخته میشود. به عنوان نمونه روزی یك سفارش كتاب از چاپ میهن برای ما ارسال شد كه ما صاحب سفارش را برای گرفتن تاییدیه و مجوز راهی اداره ارشاد كردیم. پس از مدتی كه خبری از سفارشدهنده نشد، با وی تماس گرفتیم و علت عدم مراجعه را از وی جویا شدیم و او گفت كه وقتی به ارشاد مراجعه كردم به من گفته شد ما خودمان لیتوگرافی و چاپ كتاب را انجام میدهیم و ۳۰۰ جلد از كتاب را هم پیشخرید میكنیم!
خوب، با این وضعیت آیا میشود كار كرد و آیا نتیجهای جز بیكار شدن لیتوگراف و چاپخانهدار و كتابفروش میتوان تصور كرد؟
به هر حال امیدواریم با گفتن این حرفها اداره محترم ارشاد و اتحادیه حركت شایستهای انجام دهند و فكر اساسی در این زمینه شود، چرا كه ناشران باعث بیكاری لیتوگرافان شدهاند.>
● ناشری كه میل به لیتوگرافی دارد
ناشران بهطور معمول سفارشدهنده كار به لیتوگرافی و چاپخانه هستند، اما به دلایل مختلف گاهی خودشان به تاسیس كارگاههای خدمات چاپ اقدام میكنند.
بررسی این پدیده مجالی دیگر میطلبد اما در اینجا این نقطه نظر جالب است كه با وجود گلایه از ناكارآمدی لیتوگرافی، هنوز هم پیدا میشوند كسانی كه خودشان را در این گرداب بلا بیاندازند.
حبیب فروغی، مدیر انتشارات سبزان كه خریدار وسایل لیتوگرافی لاری است، واقعیت دلگیر لیتوگرافیهای قدیمی را از پنجرهای دیگر مینگرد، از نگاه كسی كه خدمات سریع، مرغوب و ارزان را از آنها میخواهد. وی با بیان اینكه به تازگی با همكاری چند ناشر دیگر یك واحد لیتوگرافی راهاندازی كرده است میگوید: <وقتی یك لیتوگرافی تعطیل و یا امتیاز آن واگذار میشود، به طور معمول به جنبههای منفی این تغییر و تحول كه تعطیلی یك كارگاه و بیكاری عدهای است، پرداخته میشود. در حالی كه این امر جنبههای مثبت زیادی نیز دارد چرا كه در دنیای كسب و كار كنونی ورود افراد جدید میتواند باعث ورود فكر و ایده های جدید به آن صنف باشد كه حداقل آن استقرار تجهیزات جدید برای افزایش كیفیت، سرعت و ایجاد تنوع در خدمات باشد و این موضوع برای یك ناشر در ورود به صنف لیتوگرافی بسیار حایز اهمیت است. تا بتواند از این طریق فاصله انتخاب كتاب تا تولید آن را به حداقل برساند. مسئله ای كه در بخش حروفچینی نیز رخ داده و الان بیشتر ناشران كتابهایشان را در دفترشان براحتی حروفچینی، ادیت و آماده برای چاپ میكنند.
ما نیز به همین دلیل با توجه به سابقهای كه از قبل در كار لیتوگرافی داشتیم، بر آن شدیم تا با خرید امتیاز و تجهیزات لیتوگرافی لاری، یك واحد لیتوگرافی جدید برای خود تاسیس كنیم تا با این كار علاوه بر افزایش سرعت و كیفیت كار، از هزینهها نیز بكاهیم. البته دستگاههایی كه خریدیم همه از كار افتاده بودند و موظف بودیم برای اطمینان اداره ارشاد، لنزهای دوربین و پلاكها و قسمتهای اصلی دستگاهها را به آنها تحویل دهیم و فقط بدنهها و تكه آهنها را خریداری كردیم. با این وجود درصدد آوردن دستگاههای جدید هستیم تا بتوانیم قدرت تولید و سرعت كارمان را بالا ببریم و البته لازم به گفتن است كه در این كار با افراد تایید شده از سوی اداره ارشاد و اتحادیه لیتوگرافان كه سوابق خوبی در امر لیتوگرافی دارند مشكلی در مسایل فنی نداریم.
نا گفته نماند كه برای گرفتن این مجوز موانعی در سر راهمان قرار داشت، چرا كه مجوز جدید از سوی اداره ارشاد صادر نمیشود و تنها از طریق توافق با یك لیتوگرافی و خرید تجهیزات و دستگاههای آن میتوان امتیاز این كار را به دست آورد. در حالی كه به نظر من باید راه برای ورود همه به هر صنفی باز باشد تا هر كس كه میتواند كاری انجام دهد خلاقیت های خود را در آن بیازماید، یا موفق میشود كه چه بهتر، یا شكست میخورد كه ریسك پذیری در ذات هر كار اقتصادی است. الغرض ایجاد محدودیت برای دیگران در ورود به یك صنف، حمایت از آن صنف نیست بلكه راكد كردن امكان رشد و پیشرفت در آن صنف میباشد و اگر به موضوع سطحی نگاه كنیم بله، باید به دیگران اجازه ورود نداد تا آنهایی كه هستند در یك محیط و فضای بسته هر كالایی كه خواستند تولید كنند و با مشتریان خود هر گونه كه خواستند رفتار كنند. آیا این درست است؟ اما اگر دیدگاهی رو به رشد و آیندهنگر داشته باشیم باید به همه اجازه ورود بدهیم و در كنار آن به فكر این باشیم تا قدرت رقابت خودمان را نیز بالا ببریم. البته این موضوع، نقش نظارت صنفی و كنترل كیفیت و استاندارد خدماتی كه اعضای صنف به مشتریان خود ارایه میدهند نیست و در همه زمینهها باید وجود داشته باشد.>فروغی به عنوان یك كارشناس اقتصادی، فعالان صنف چاپ و نشر را به نگرش عقلایی در مورد افزایش بازده و كاهش قیمت خدمات ارایه شده دعوت میكند و از دید یك ناشر به بررسی مشكلات موجود در صنعت چاپ و نشر میپردازد: <پس از قبول مزایای بهروز شدن خدمات چاپ و نشر و تغییر و تحول در هر صنفی، اینك میتوانیم به ریشهیابی اصلی موضوع كسادی و ركود در صنعت چاپ و نشر بپردازیم. مشكل اصلی رقابت بین لیتوگرافان یا چاپخانهها برای پایین آوردن قیمتها نیست. مساله كمبود كار است. چرا كه اگر وفور سفارش وجود داشته باشد كسی اعتراض نمیكند كه چرا فلان همكار با قیمت پایین كار میكند، مساله فعلی به كمبود كار بر میگردد كه آن هم با مشكل اصلی یعنی پایین بودن سطح فرهنگ كتابخوانی مردم ارتباط دارد. وقتی بسیاری از خانوادهها براحتی هزینهای بالای ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان برای خوردن یك وعده پیتزا پرداخت میكنند، اما حاضر نمیشوند كتابی برای فرزندان خود تهیه كنند و یا با وسواس بسیار و بارها باز و بسته كردن كتاب و نگاه كردن به پشت جلد و روی جلد، در شك و تردید هستند كه آیا كتاب را بخرند یا نه، و با این كارشان میخواهند به مغز فرزندانشان كنترل بیشتری داشته باشند تا خدای ناكرده با خواندن كتابی خراب نشود، مشخص است كه بازار نشر كتاب به عنوان یكی از عمدهترین منابع كاری و درآمدی لیتوگرافان و چاپخانهداران، بازار پردرآمدی نخواهد بود. در حالی كه باید در نظر داشته باشیم ۴۰ درصد قیمت پشت جلد به هزینه پخش و كتابفروش میرسد و بقیه بین ناشر، نویسنده، ویراستار، حروفچین، لیتوگراف، چاپخانه دار و صحاف تقسیم میشود. البته هزینه خرید ملزومات مانند كاغذ و مقوا را هم در درون این ۶۰ درصد در نظر بگیرید. حال اگر تصور كنیم كه حجم تیراژ و عناوین كتاب ها دو برابر شود، آیا دیگر كسی در این صنف از بیكاری صحبت میكند؟ از طرفی با وجود قانون ممیزی كتاب و حتی دردسرها و آمد و رفتهایی كه باید برای دریافت فیپا از كتابخانه ملی طی شود، برگهای كه حتی میتوان بصورت آنلاین و در عرض نیم ساعت از طریق اینترنت دریافت كرد، دیگر انگیزه و حوصلهای برای چاپ و انتشار كتاب باقی نمیماند تا شاید بخشهای وابسته به نشر كتاب هم از آن سودی ببرند. و تنها امتیازی كه بعضی از اصناف مرتبط با چاپ و نشر كتاب از نویسنده و ناشر گرفته تا لیتوگراف و چاپخانهدار به آن دلخوش كرده و چشم دوختهاند گرفتن تعداد اندكی زینك و كاغذ از اتحادیه و یا تدوین شرایطی سخت برای كسانی است كه قصد ورود به آن صنف را داشته باشند.
در پایان امیدوارم كه حق كسب و كار برای همه فراهم شود تا هر كسی بتواند هر كاری را حتی در زیر زمین ها و زیر پله ها انجام دهد و این مصرف كنندگان و سازمانهای حمایت كننده از مصرف كننده باشند كه تعیین كنند كدام كالا یا خدمت را از چه بنگاهی تهیه كنند.>
منبع : مجله صنعت چاپ
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست