شنبه, ۲۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 15 June, 2024
مجله ویستا

تو چرا برایش نوشتی؟


تو چرا برایش نوشتی؟
امروز مشخص می‌شود که وقتی علی کریمی به تهران برگشت و دقایقی پس از عقد قرارداد با پرسپولیس به خبرنگارانی که دنبال دلایل این تصمیم او بودند، گفت: «من دلایلی شخصی را دنبال می‌کردم ...» چه اهدافی را در ذهن پرورش داده است‌.
کریمی مدعی شد از حضور در پرسپولیس دلایلی کاملا غیرفوتبالی دارد و امروز می‌بینیم خواسته‌های جادوگر، چیزی است مانند پیروز شدن و پیش افتادن از رقیب همیشگی در دوئل شخصی.
دایی مجبور شد علی کریمی را دوباره به تیم ملی دعوت کند. درخشش خیره‌کننده شماره ۸ در فاصله کمتر از یک ماه پس از حضور در پرسپولیس برای این انتخاب کفایت می‌کرد و نمی‌توان متصور شد دایی با وجود تمامی خصلت ‌های تک محورانه‌اش در زندگی شخصی و اجتماعی، بتواند خود را مقابل تمامی افکار عمومی قرار دهد.
او توپ را از زمین خود راند، ولی این بار کریمی بود که با تصمیمی احساسی و لجاجتی که در ذات اوست، خود را محکوم کرد. کریمی از پس این تصمیم و نامه‌ای که به نام خودش، اما به قلم آن دوست مطبوعاتی قدیمی و مدیر برنامه‌هایش برای علی کفاشیان فرستاد، در تلاش بود نقش دایی را در حضور یا عدم حضور خود در تیم ملی به حداقل برساند.
کریمی از حضور در تمرین‌های تیم ملی انصراف داد تا ثابت کند سرمربی تیم ملی نقشی در حضور او با پیراهن ملی ندارد! ‌این ادامه همان دعوای قدیمی و ۷ ساله‌ای بود که از سالن فوتسال گیشا آغاز شد و تا امروز به اشکال مختلف به صورت علنی و غیر علنی ادامه داشته و دارد؛ اما در این دعوای بزرگان فوتبال ایران چه کسی مقصر است، دایی یا کریمی؟ وقتی متوجه می‌شویم نامه‌ علی کریمی با قلم ابوالفضل جلالی، مدیر برنامه‌های این بازیکن نوشته شده، به موی سپید و سال‌ها تجربه این مرد در روزنامه‌نگاری شک می‌کنیم؛ مردی که بیش از ۶۰ بهار از عمرش می‌گذرد و مقبولیتی میان اهالی فوتبال دارد، چرا در این دعوا که نتیجه‌اش ضربه خوردن به حیثیت فوتبال ملی ایران و انگشت‌نما شدن در عرصه بین‌المللی است کمک فکری نمی‌کند؟ چرا اطرافیان دایی بلافاصله پس از روخوانی نامه کریمی هیزم به آتش می‌ریزند و با تلفن همراه سرمربی تماس می‌گیرند تا آتش اختلاف را گرم‌تر کنند؟ در این فوتبال صد صاحب، که تمام ستاره‌هایش هزار متولی و صاحب و چسبیده دارند، آیا یک بزرگ‌تر برای رفع کدورت‌ها پیدا نمی‌شود؟
دایی و کریمی در جبهه مقابل هم قرار می‌گیرند و هر یک به نوعی می‌کوشند در نابسامانی مدیریتی فوتبال ایران نقش مخرب‌تری ایفا کنند. این‌که در تلاشند هر یک دیگری را محکوم کنند، تیشه زدن بر پیکره فوتبال ایران است.
تیمی که می‌خواهد به جام‌جهانی صعود کند، آرامشی را در اتاق سرمربی‌اش نمی‌بیند و البته فراموش نکنیم که شخص سرمربی هم در این پریشانی فکری خود مقصر است.
دایی و کریمی به زد و خورد دورادورشان ادامه می‌دهند؛ اما این فوتبال هیچ متولی و بزرگ‌تری ندارد که یک بار پادرمیانی کند، بزرگ‌ترهای این فوتبال هم دست در دست این دو داده‌اند.‌
پیام یونسی‌پور
منبع : روزنامه جام‌جم