دوشنبه, ۳۰ دی, ۱۳۹۸ / 20 January, 2020
مجله ویستا

نیست بی دیدار تو در دل شکیبایی مرا


نیست بی دیدار تو در دل شکیبایی مرا    نیست بی‌گفتار تو در دل توانایی مرا
در وصالت بودم از صفرا و از سودا تهی    کرد هجران تو صفرایی و سودایی مرا
عشق تو هر شب برانگیزد ز جانم رستخیز    چون تو بگریزی و بگذاری به تنهایی مرا
چشمه‌ی خورشید را از ذره نشناسم همی    نیست گویی ذره‌ای دردیده بینایی مرا
از تو هر جایی ننالم تو هر جایی شدی    نیست جای ناله از معشوق هر جایی مرا
گاه پیری آمد از عشق تو بر رویم پدید    آنچه پنهان بود در دل گاه برنایی مرا
کرد معزولم زمانه گاه دانایی و عقل    با بلای تو چه سود از عقل و دانایی مرا

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی


 از میان خبرها




سایت نامه نیوزسایت خبرآنلاینسایت مشرقخبرگزاری ایسناخبرگزاری تسنیمسایر منابعروزنامه خراسانسایت ارانیکوسایت فراروروزنامه رسالت