سه شنبه, ۱۹ فروردین, ۱۳۹۹ / 7 April, 2020

مجله ویستا

آخر شرمی بدار چند ازین بدخویی


آخر شرمی بدار چند ازین بدخویی    چون تو من و من توام چند منی و تویی
گلشن گلخن شود چون به ستیزه کنند    در یک خانه دو تن دعوی کدبانویی
نایب عیسی شدی قبله یکی کن چنو    بر دل ترسا نگار رقم دویی و تویی
صدر زمانه تویی پس چو زمانه چرا    گه همه دردی کنی گاه همه دارویی
نازی در سر که چه یعنی من نیکوم    تا تو بدین سیرتی نه تو و نه نیکویی
یک دم و یک رنگ باش چون گهر آفتاب    چند چو چرخ کهن هر دم رسم دویی
روبه بازی مکن در صف عشاق از آنک    زشت بود پیش گرگ شیر کند آهویی
با رخ تو بیهدست بلعجبی چشم تو    با کف موسی کرا دست دهد جادویی
همره درد تو باد دولت بی‌دولتی    هم تک عشق تو باد نیروی بی‌نیرویی
جز ز تویی تو بگو چیست که ملک تو نیست    چشم بدت دور باد چشم بد بدبویی
لولو حسن ترا در ستد و داد عشق    به ز سنایی مباد خود بر تو لولویی

همچنین مشاهده کنید







سایت نامه نیوزسایر منابعخبرگزاری فارسخبرگزاری ایرناسایت الفسایت رویداد 24روزنامه دنیای اقتصادروزنامه فرهیختگانسایت شفقناروزنامه جمهوری اسلامی