شنبه, ۸ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 27 April, 2024
مجله ویستا

من با تو نه مرد پنجه بودم


من با تو نه مرد پنجه بودم    افکندم و مردی آزمودم
دیدم دل خاص و عام بردی    من نیز دلاوری نمودم
در حلقه کارزارم انداخت    آن نیزه که حلقه می‌ربودم
انگشت نمای خلق بودم    و انگشت به هیچ برنسودم
عیب دگران نگویم این بار    کاندر حق خویشتن شنودم
گفتم که برآرم از تو فریاد    فریاد که نشنوی چه سودم
از چشم عنایتم مینداز    کاول به تو چشم برگشودم
گر سر برود فدای پایت    مرگ آمدنیست دیر و زودم
امروز چنانم از محبت    کتش به فلک رسید و دودم
وان روز که سر برآرم از خاک    مشتاق تو همچنان که بودم


همچنین مشاهده کنید