سه شنبه, ۱۹ فروردین, ۱۳۹۹ / 7 April, 2020

مجله ویستا

چه رسمست آن نهادن زلف بر دوش


چه رسمست آن نهادن زلف بر دوش    نمودن روز را در زیر شب پوش
گه از بادام کردن جعبه‌ی نیش    گه از یاقوت کردن چشمه‌ی نوش
برآوردن برای فتنه‌ی خلق    هزاران صبحدم از یک بناگوش
تو خورشیدی از آن پیش تو آرند    فلک را از مه نو حلقه در گوش
پری و سرو و خورشیدی ولیکن    قدح گیر و کمربند و قباپوش
گل و مه پیش تو بر منبر حسن    همه آموخته کرده فراموش
سنایی را خریدستی دل و جان    اگر صد جان دهندت باز مفروش

همچنین مشاهده کنید







وبگردیسایت ارانیکوخبرگزاری تسنیمخبرگزاری اسپوتنیکسایت آفتاب نیوزروزنامه تعادلسایت دیپلماسی ایرانیسایت عصرایرانسایت زومیتسایت خبرآنلاین