جمعه, ۱ آذر, ۱۳۹۸ / 22 November, 2019
مجله ویستا

تا همتم به دست طلب زد در بلا


تا همتم به دست طلب زد در بلا    دربست شد مسخر من کشور بلا
دست قضا به مژده کلاه از سرم ربود    چون می‌نهاد بر سر من افسر بلا
آن دم هنوز قلعه مه‌دم حصار بود    کاورد عشق بر سر من لشکر بلا
بر کوهکن ز رتبه‌ی مقدم نوشته‌اند    نام بلا کشان تو در دفتر بلا
تا بنده بود بی‌تو بدغ جنون اسیر    تابنده بود بر سر او افسر بلا
تا هست کاکل تو بلاجو عجب اگر    کاهد زمانه یک سر مو از سر بلا
مردیست مرد عشق که دایم چو محتشم    در یوزه مراد کند از در بلا

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی






سایت الفروزنامه ایرانسایت عصرایرانخبرگزاری ایسناروزنامه خراسان