|
| اختلال شخصیت نمایشی (هیستریونیک)
|
|
بیماران دچار اختلال شخصیت نمایشی یک سبک هیجانی، نمایشی و احساساتی دارند.
|
|
|
- معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال شخصیت نمایشی: |
الگوی فراگیر بهصورت هیجانی بودن و جلبتوجه بیش از اندازه که در اوایل بزرگسالی شروع میشود. در زمینههای مختلف بروز میکند، بهطوری که با ۵ مورد (یا بیشتر) از موارد زیر مشخص نمیشود: |
|
۱. در موقعیتهائی که مرکز توجه نیست ناراحت است. |
|
۲. رابطه با دیگران معمولاً با رفتار نامتناسب جنسی تحریککننده یا اغواگرانه مشخص میشود. |
|
۳. تظاهرات هیجانی سطحی است و تغییرات سریع را نشان میدهد. |
|
۴. دائماً از ظاهر جسمی برای جلبتوجه به خود استفاده میکند. |
|
۵. شیوه صحبت کردنش بیش از اندازه احساساتی است و حاوی جزئیات نیست. |
|
۶. ابراز هیجانات بهصورت نمایشی، تئاترگونه و مبالغهآمیز است. |
|
۷. تلقینپذیر است، یعنی به آسانی توسط دیگران یا شرایط تحتتأثیر قرار میگیرد. |
|
۸. روابط را صمیمیتر از آنچه واقعاً هستند تصور میکند. |
|
|
|
ـ معمولاً همکاری میکنند و مشتاق هستند که به آنها کمک شود.
|
ـ رفتار وابسته نشان میدهند.
|
ـ ممکن است از نظر هیجانی ریاکار یا سطحی باشند.
|
ـ صحبت کردن ممکن است نمایشی باشد.
|
ـ معمولاً تلقینپذیر هستند.
|
ـ بهصورت سطحی دوستداشتنی و حتی خونگرم و معاشرتی هستند.
|
ـ رفتار گرایش به رنگارنگ و پرهیجان، و پرزرق و برق بودن دارد و تمایل به جلب توجه و اغواگری دارند.
|
|
|
ـ شیوع اختلال شخصیتی نمایشی ۳-۲% است. گزارش شده، ۱۵-۱۰% بیمارانی که تحت درمان هستند واجد این اختلال میباشند.
|
|
ـ در زنان نسبت به مردان شایعتر است، ولی احتمالاً این اختلال در مردان کمتر تشخیص داده میشود.
|
|
ـ این اختلال با اختلال جسمیسازی، اختلال خلقی و استفاده از الکل مرتبط است.
|
|
|
ـ مشکلات اولیه بینفردی ممکن است با رفتار نمایشی رفع شده باشند.
|
ـ پدری سختگیر یا سرد و ماری اغواگر ممکن است بهصورت یک الگو در این بیماران باشد.
|
|
|
ـ خیالبافی در 'نقش بازی کردن' با روشی هیجانی و نمایشی، تیپیک است.
|
|
ـ دفاعهای شایع شامل واپسزنی، پسرفت، همانندسازی، جسمیسازی، تبدیل، تجزیه، انکار و بیرونسازی است.
|
|
ـ همانندسازی غلط با والد همجنس و رابطهای دوسوگرد و اغواگران با والد جنس مخالف معمولاً به چشم میخورد.
|
|
ـ تثبیت در سطح ابتدائی تناسلی
|
|
ـ صفات دهانی بارز
|
|
ـ ترس از فعالیت جنسی، بهرغم اغواگری آشکار
|
|
|
ـ اختلال جسمیسازی: شکایات جسمی برجسته هستند.
|
ـ اختلال تبدیلی: نقصهای جسمی واضح هستند.
|
ـ اختلال شخصیت وابسته: سبک هیجانی وجود ندارد.
|
ـ اختلال شخصیت مرزی: خصومتهای ناامیدی ، خودکشی و ایجاد جراحت در خود در آن واضحتر است. ممکن است دو اختلال همزمان وجود داشته باشد.
|
|
|
ـ سیر بیماری متنوع است.
|
ـ عوارض احتمالی بهصورت اختلال جسمیسازی، اختلال تبدیلی، اختلال تجزیهای، اختلالات جنسی، اختلال خلقی و سوءمصرف مواد.
|
|
|
بیمار معمولاً بسیار هیجانی است و ممکن است بیش از اندازه به دنبال جلبتوجه باشد.
|
|
ـ درمان معمولاً بهصورت رواندرمانی فردی، بینشگرا یا حمایتی، بسته به توانمندی ایگو است. تمرکز بر روی احساسات عمیقتر بیمار و استفاده از نمایش سطحی بهعنوان دفاعی در مقابل آنها است.
|
|
ـ روانکاوی برای برخی بیماران مناسب است.
|
|
ـ گروهدرمانی میتواند مفید باشد.
|
|
ـ استفاده کمکی از داروها، معمولاً یک ضداضطراب (مثلاً ۱-۵/۰ میلیگرم کلونازپام روزانه) برای موقعیتهای هیجانی گذرا میتواند مفید باشد.
|
|
|
الگوی فراگیر بزرگمنشی و توجه بیش از اندازه به مسائل مربوط به اعتمادبهنفس.
|
|
|
- معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال شخصیت خودشیفته: |
الگوی فراگیر و بزرگمنشی (در خیال یا رفتار)، نیاز به ستایش و فقدان همدلی که در اوایل بزرگسالی و در زمینههای مختلف بروز میکند و با ۵ مورد (یا بیشتر) از موارد زیر مشخص میشود: |
|
۱. یک احساس بزرگمنشانه مبنی بر مهم دانستن خود دارد (مثلاً در مورد موفقیتها و استعدادهایش غلو میکند، انتظار دارد بدون کسب موفقیتهای متناسب بهعنوان فرد برتر شناسائی شود). |
|
۲. اشتغال ذهنی با خیالات موفقیت بیحد و مرز قدرت، زیبائی، استعداد و عشق ایدهآل دارد. |
|
۳. باور دارد که 'ویژه' و بیهمتا است و فقط توسط سایر افراد یا نهادهای ویژه یا دارای مقام بالا ترک میشود یا باید با آنها مرتبط باشد. |
|
۴. نیاز به ستایش بیش از اندازه دارد. |
|
۵. احساس مستحق بودن دارد. یعنی توقع غیرمنطقی رفتار خاص و مطلوب یا پذیرش خودبهخودی تواقعاتش را دارد. |
|
۶. در مسائل بینفردی استثمارگر است، یعنی برای رسیدن به اهدافش از دیگران سوءاستفاده میکند. |
|
۷. توانائی تشخیص احساس و توقعات دیگران را ندارد. |
|
۸. نسبت به دیگران حسود است یا باور دارد دیگران به او حسودی میکنند. |
|
۹. رفتار یا برخوردهای خودخواهانه و پر از نخوت نشان میدهد. |
|
|
|
ـ بیماران دچار اختلال شخصیت خودشیفته احساس بزرگمنشانهای از اهمیت شخصی خود دارند.
|
|
ـ با احساس ویژه بودن و استحقاق مرتبط است.
|
|
ـ بیمار در برابر انتقاد یا شکست با خشم یا افسردگی برخورد میکند. اعتمادبهنفس شکننده واضح است.
|
|
ـ ممکن است استثمارگر و فاقد همدلی باشد.
|
|
ـ نگرانی بیش از اندازه در مورد ظاهر، بیشتر از باطن، وجود دارد و بیمار معمولاً نیاز به ستایش بیش از اندازه دارد.
|
|
|
ـ شیوع تثبیتشده در جمعیت عمومی کمتر از ۱% است، ولی بهنظر میرسد این اختلال شایعتر از این رقم باشد. تعداد افراد مبتلا ممکن است در حال افزایش باشد.
|
|
ـ شیوع در جمعیت ۱۶-۲% است.
|
|
ـ احتمال انتقال خانوادگی وجود دارد.
|
|
|
عاملی که زیاد گزارش شده، ناتوانی در همدلی مادر و طرد یا فقدان در اوایل زندگی است.
|
|
|
آیا صفات خودشیفتگی ناشی از وقفهای در رشد هستند یا بهصورت دفاع شناخته میشوند؟ در این مورد اختلافنظر وجود دارد. یک نظریه تأکید میکند بزرگمنشی و ناتوانی در همدلی، دفاعی در مقابل پرخاشگری ابتدائی هستند. بزرگمنشی بهطور شایع بهعنوان جبران احساس حقارت در نظر گرفته میشود.
|
|
|
ـ اختلال شخصیت ضداجتماعی: بیمار آشکارا قانون و حقوق دیگران را نقض میکند.
|
ـ اسکیزوفرنی پاراتوئید: بیمار هذیانهای اشکاری دارد.
|
ـ اختلال شخصیت مرزی: بیمار هیجان و ناپایداری بیشتری نشان میدهد.
|
ـ اختلال شخصیت نمایشی: بیمار هیجان بیشتری نشان میدهد.
|
|
|
این اختلال ممکن است مزمن و درمان آن سخت باشد.
|
|
ـ بیمار با افزایش سن بهخوبی برخورد نمیکند چون توهینی به خودشیفتگیاش به حساب میآید.
|
|
ـ عوارض احتمالی عبارتند از اختلال خلقی، پسیکوزهای گذرا، اختلالات شبهجسمی و اختلالات مصرف مواد.
|
|
ـ پیشآگهی کلی قابل پیشبینی نیست با وجود اینکه اشتغال ذهنی خودشیفتگی در برخی بیماران ممکن است در اوایل بزرگسالی بسیار بیشتر باشد.
|
|
|
ـ رواندرمانی فردی، حمایتی یا بینشگرا، برحسب توانمندی ایگو.
|
|
ـ محیط درمانی در بیماران دچار اختلال شدید مؤثر است.
|
|
ـ چالش درمانی معمولاً حفظ اعتمادبهنفس است که مداخلات روانپزشکی که بهعنوان انتقاد تجربه میشوند تهدید میشود.
|
|
ـ رواندرمانی گروهی ممکن است مفید باشد.
|
|
ـ زمینه طبی:
|
۱. بیماری طبی فرد، ممکن است تهدیدی برای تصویر بزرگمنشانهاش از خود باشد.
|
|
۲. از آنجائیکه بیماران پزشکان خود را براساس همنشینانشان میسنجند، ممکن است پزشکان خود را بیارزش یا ایدهآل و بینقص تلقی کنند.
|
|
۳. این بیماران ممکن است انتظار درمان ویژه داشته باشند.
|