دوشنبه, ۷ اسفند, ۱۴۰۲ / 26 February, 2024
مجله ویستا

آتشی خواهم دل افسرده را بریان در او


آتشی خواهم دل افسرده را بریان در او    در کمین خرمن جان شعله‌ها پنهان در او
شعله‌ای می‌بایدم سوزان که ننشیند ز تاب    گر بجوش آید ز خون گرم سد توفان در او
خانه‌ی دل را به دست شحنه‌ای خواهم کلید    چند بر بالای هم اسباب سد زندان در او
آرزو دارم طلسمی رخنه‌ی او بسته عشق    عقل سرگردان در آن بیرون و من حیران در او
سود دریای محبت بس همین کز موجه‌اش    بشکند کشتی و سرگردان بماند جان در او
شهسواری بر سرم تاز ای عنان جنبان حسن    وانگهم چشمی بده سد عرصه‌ی جولان دراو
چشم وحشی عرصه‌ای باید که در جولان ناز    شوخی ار خواهد تواند ساخت سد میدان در او


همچنین مشاهده کنید





وبگردیسایت آفتاب نیوزسایت خبرآنلاینسایت الفسایت رکناخبرگزاری مهرروزنامه توسعه ایرانیسایت عصرایرانسایت اقتصاد سنجسایت انرژی پرس