|
| اظهارنظر همسايهها و ديگران
|
|
بعضى از پدر و مادرها از بازى کردن کودک با خاک و گل، شن، آب جلوگيرى مىکنند، بيشتر به اين دليل است که با خود مىگويند اگر همسايهها و آشنايان فرزندان آنها را با لباس کثيف ببينند، چه خواهند گفت؟ آيا آنان را مورد انتقاد قرار نخواهند داد؟ در اين اوقات ترس از چيزى که ديگران خواهند گفت سبب مىشود پدر و مادر از بازى کردن کودک و خوشحالى و لذتى که از آن نصيب او مىشود، جلوگيرى کنند.
|
|
آ.اس.نيل مىگويد: 'من شخصاً ترجيح مىدهم کودکى را ببينم که پس از بازى کردن لباسهاى او پر از گرد و خاک شده است، ولى خوشحال و خندان بهنظر مىرسد، در حالى که بسيارى از پدر و مادرها ترجيح مىدهند براى کثيف نشدن لباسهاى فرزند خود او را در گوشهاى ساکت و آرام بنشانند و مانع بازى کردن او شوند.'
|
|
متأسفانه، اينگونه پدر و مادرها دچار از خودبيگانگى (Self - strangment) شده و از خودِ واقعى خويش فاصله گرفتهاند. با توجه به اينکه مطلع هستند و مىدانند که کودک بايد بچگى کند و لازمهٔ رشد و سلامت کودک همين بازىهاى کودکانه است، ولى بهنظر ديگران در زندگى و تربيت به قدرى اهميت مىدهند که حاضر هستند اميال و خواستههاى طبيعى فرزند خود را قربانى اظهارنظر ديگران کنند.
|
|
| برداشت نادرست پدر و مادر از کثافتکارى
|
|
در رابطه با بازى کودکان، ديدگاهها و شيوههاى برخورد پدر و مادرها يکسان نيست. مثلاً، وقتى کودکي، با شور و اشتياق خاص، به آب لگد مىزند و آب به اطراف پاشيده مىشود، بعضى از پدر و مادرها با سر و صدا و عصبانيت از کار کودک جلوگيرى مىکنند و به او مىگويند: 'چرا کثافتکارى مىکني؟ تو را دوست ندارم، رفتار تو غيرقابل تحمل است و ...' اينگونه پدران و مادران دوست دارند که فرزندان آنها هميشه تميز و مرتب مثل برف بدرخشند و هميشه اتو کشيده باشند و همانند بزرگسالان رفتار کنند.
|
|
آنان دنياى کودک را درک نمىکنند و روح و روان او را مىآزارند. اينگونه پدران و مادران رفتارهاى دوران کودکى خويش را فراموش کردهاند. بايد پذيرفت که کودک، کودک است با همهٔ ويژگىها و نيازهاى دوران کودکي. پس، اگر کودک کثافتکارى مىکند دليلى براى عصبانيت و ناراحتى وجود ندارد، چون کودک و لباسهاى او با شستن تميز مىشود، ولى روح و روان آسيبديده بهراحتى درمانکردنى نيست. گروه ديگرى از پدر و مادرها اينگونه رفتارهاى کودک را طبيعى تلقى مىکنند و جزءِ خصوصيات و ويژگىهاى دوران کودکى بهشمار مىآورند و رفتارهاى کودک را با صبر و حوصله پذيرا هستند.
|
|
اينان، تا حدود زيادي، به کودک اجازه مىدهند که خيلى از چيزها از شخصاً آزمايش و تجربه کسب کند. براى مثال، به کودک اجازه مىدهند که آببازى کند، روزنامهها را با قيچى ببرد و يا با آب خمير روزنامه درست کند. به او اجازه مىدهند که با يک ليوان آب و يک سينى و نى حباب بازى بکند يا لباسهاى عروسک و خرس خود را بشويد. البته، براى بازى او محدوديتهائى نيز قائل هستند. اين بازىها را کودک تنها مجاز است در آشپزخانه و يا در حمام خانه و در تابستانها، در ايوان انجام بدهد و هنگام حباببازى اجازه دارد اين کار را روى سينى و روى پارچهٔ مخصوص به انجام رساند. در واقع، اينگونه پدر و مادرها از نيازها و تمايلات کودک تا حدود زيادى آگاه هستند و متناسب با سطح درک و فهم کودک رفتار مىکنند. اگر به کودک مىگويند کارى را انجام نده، در عوض اجازهٔ انجام دادن کار ديگرى را به او مىدهند و زمينهٔ فعاليت ديگرى را براى کودک فراهم مىکنند. براى مثال، اگر کودک کرم صورت را بر روى آينه مىمالد و لولهٔ خمير دندان را له و با آن بازى مىکند، پدر و مادر آگاه آنها را از دست کودک مىگيرند و در عوض به او اجازه مىدهند که براى درست کردن خمير کيک به آنها کمک کند. آنان مىدانند که کودک به چنين کارهائى نياز دارد؛ از اين رو فعاليتهاى جايگزينى را براى کودک در نظر مىگيرند.
|
|
- بعضى از پدر و مادرهائى که در دوران کودکى با آنان بدرفتارى شده است، متأسفانه خود آنها نيز با کودکان خود همانگونه رفتار مىکنند. بعضى از گفتههاى پدر و مادر آنان جزءِ باورهاى آنها شده است؛ براى مثال، گِلبازى نکن، آببازى بد است و ...
|
|
|
وقتى هر دو نفر کارمند باشند، بهدليل خستگي، حال و حوصله و فرصت کمترى دارند و به همين دليل بازى با اسباببازىهائى مثل لگوها، پازلها و نظاير آنها را به گل، شن و آببازى ترجيح مىدهند.
|
|
- از جمله علل ديگر مىتوان به اين موارد اشاره کرد: فاصلهٔ سنى پدران و مادران با کودکان، مشکل اقتصادي، کمبود فضاى کافى (منازل آپارتمانى و استيجاري) کمسوادى يا بىسوادى پدر و مادر، اختلافات خانوادگي، تنبلى و ...
|