شنبه, ۳ اسفند, ۱۳۹۸ / 22 February, 2020

مجله ویستا

فراق آمد کنون از وصل برخوردار چون باشم


فراق آمد کنون از وصل برخوردار چون باشم    جدا گردید یار از من جدا از یار چون باشم
به چشم ار نیستم گنج عقیق و لولو و گوهر    عقیق‌افشان و گوهربیز و لولوبار چون باشم
کسی کوبست خواب من در آب افگند پنداری    چو خوابم شد تبه در آب جز بیدار چون باشم
بت من هست دلداری و زود آزار و من دایم    دل آزرده ز عشق یار زود آزار چون باشم
دهانش نیم دینارست و دینارست روی من    چو از دینار بی‌بهرم به رخ دینار چون باشم
ز بی‌خوابی همی خوانم به عمدا این غزل هردم    «همه شب مردمان در خواب و من بیدار چون باشم»

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی


 از میان خبرها




روزنامه اعتمادسایت رویداد 24سایت خبر ورزشیسایت دیدارنیوزروزنامه شهروندسایت شفقناخبرگزاری فارسروزنامه آفتاب یزدروزنامه خراسانخبرگزاری تسنیم