
اکو ایران/متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
برکناری مادورو توسط ترامپ گمانهزنیها درباره طراحی نظم نوین جهانی جدید توسط آمریکا را اقزایش داده است.
دستگیری ناگهانی نیکولاس مادورو، رئیسجمهوری ونزوئلا، تنها یک عملیات امنیتی نبود؛ بلکه نشانهای آشکار از تغییری بنیادین در سیاست خارجی آمریکا به رهبری ترامپ است. رویکردی که نه بر اجماع بینالمللی و نهادهای چندجانبه، بلکه بر «قوانین آهنین» قدرت، منابع و منافع استوار شده است. آمریکا در دوره دوم ترامپ، با عبور از ملاحظات سنتی نظم پس از جنگ سرد، بهسوی الگویی حرکت میکند که بیش از هر موضوعی یادآور منطق امپراتوریهاست؛ نظمی که میتواند پیامدهایی عمیق و بیثباتکننده برای جهان داشته باشد.
پیش به سوی قوانین آهنین
به نوشته بلومبرگ، عملیات آمریکا که منجر به دستگیری مادورو شد، متحدان و رقبای واشنگتن را متوجه یک واقعیت کرد: دونالد ترامپ نظم جهانی خاص خود را دارد. در پی عملیات غافلگیرکننده نیمهشب که طی آن مادورو و همسرش از یک پایگاه نظامی حفاظتشده در نزدیکی کاراکاس به زندانی در نیویورک منتقل شدند، ترامپ نشان داد ایالات متحده تا چه اندازه حاضر است پیش برود تا رهبری را که تهدیدی برای منافع و امنیت آمریکا تلقی میشود، کنار بزند. ترامپ در کنفرانس خبری برای اعلام دستگیری مادورو گفت: «آینده را توانایی حفاظت از تجارت، قلمرو و منابعی تعیین میکند که برای امنیت ملی حیاتیاند. اینها قوانین آهنینی هستند که همیشه قدرت جهانی را تعیین کردهاند و ما همینطور نگهدارشان هستیم.
این رویکرد موجی از شوک در سراسر جهان ایجاد کرد و از برزیل تا پکن با انتقاد روبهرو شد. این اقدام که پس از حملات دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ به سومالی، نیجریه، سوریه، عراق و ایران و نیز عملیاتهایی در آبهای بینالمللی صورت گرفت، نقطه اوج سبکی بسیار تهاجمیتر در سیاست خارجی بود که دیدگاه ترامپ از منافع آمریکا را بر هر موضوع دیگری مقدم میدارد. سون چنگهاو، پژوهشگر مرکز امنیت و راهبرد بینالمللی دانشگاه تسینگهوا گفت: «سرنگونی مادورو درسی آشکار در سیاست قدرت تلقی خواهد شد. برای قدرتهای بزرگی مانند چین، این اقدام روند گستردهتری بهسوی بازپیکربندی نظم جهانی را شتاب میبخشد.»
با انتقال مادورو به زندانی در نیویورک و انتظار برای محاکمه، ترامپ بلافاصله به گمانهزنیها درباره اهداف بعدی دامن زد. او از کوبا نام برد، کشوری که با زندانی شدن مادورو مهمترین حامی خود را از دست داد و گفت میخواهیم به مردم آن کمک کنیم. رئیسجمهوری آمریکا همچنین به گوستاوو پترو، همتای کلمبیایی خود هشدار داد که مواظب خودش باشد. گرینلند که بخشی از قلمروی دانمارک، از اعضای ناتو است نیز در فهرست اشارههای ترامپ قرار گرفت. ترامپ در گفتوگویی با نشریه آتلانتیک از زمین گلف خود در وستپالمبیچ گفت: «قطعا، ما به گرینلند نیاز داریم»؛ نخستوزیر دانمارک این اظهارات را محکوم کرد و گفت آمریکا هیچ حقی برای الحاق هیچ بخشی از قلمروی دانمارک ندارد.
امپراتوری آمریکا بر جهان
هرچند حمله نظامی آمریکا به قلمرویی در قطب شمال هنوز دور از ذهن به نظر میرسد، اما حالا کنار گذاشتن هیچ سناریویی آسان نیست. ارتش تنها ابزار در اختیار ترامپ نیست: او نشان داده برای رسیدن به اهداف سیاسی از تحریمهای تجاری و تعرفهها نیز استفاده میکند. همچنین مشاوران ترامپ بهویژه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، از ارسال پیامهای حمایتی به احزاب مخالف اروپایی که بهزعم آنها میتوانند قاره را بهتر اداره کنند، ابایی نداشتهاند. هرچند رویدادهای اخیر با ادعاهای پیشین ترامپ درباره صلحسازی در تضاد به نظر میرسید، اما با رویکرد بسیار قدرتمدارانهای که او در دوره دوم ریاستجمهوریاش نشان داده همسو است. از جمله اعزام گارد ملی به شهرهای مختلف آمریکا و پیشبرد کارزاری برای اخراج میلیونها مهاجر از کشور.
مأموریت ونزوئلا که بدون مشورت با متحدان یا ارائه نقشه روشن برای آینده این کشور آمریکای جنوبی انجام شد، این برداشت را تثبیت کرد که ترامپ اول اقدام میکند و بعداً به جزئیات میپردازد. بدر السیف، دانشیار دانشگاه کویت و پژوهشگر وابسته به اندیشکده چتمهاوس، گفت: «درباره جهان چندقطبی بسیار نوشته شده، اما دولت ترامپ نشانههای شکلگیری یک نظم امپراتوری را به ما نشان میدهد.»
در دوره دوم ترامپ حتی متحدان تاریخی نیز هدف لحنهای تهدیدآمیزتری قرار گرفتهاند. ترامپ گاهی از تبدیل کانادا به ایالت پنجاهویکم سخن گفته و پاناما را تهدید کرده تا مانع نفوذ بیش از حد چین بر کانال پاناما شود. او در مصاحبهای با فاکسنیوز در روز شنبه حتی هشدار داد که باید کاری برای مکزیک انجام شود، با این استدلال که کلودیا شینباوم، رئیسجمهوری این کشور، نتوانسته است کارتلهای مواد مخدر را مهار کند. ترامپ گفت: «او مکزیک را اداره نمیکند. کارتلها مکزیک را اداره میکنند.»
نظمی از دل بی نظمی؛ برنامه ترامپ این است!
مجموع اینها، اقدامات به شکل صریح نظم جهانی نو را رد میکند که پس از جنگ سرد سیاست خارجی آمریکا را تعریف میکرد؛ نظمی که در آن دولتهای پیدرپی بر همکاری با متحدان و کار از مسیر سازمان ملل و گروههایی مانند جی۲۰ با رهبری آمریکا تأکید داشتند. استثناهایی مانند حمله ۲۰۰۳ به عراق وجود داشت، اما حتی آن زمان نیز آمریکا دستکم ظاهراً در پی جلب حمایت بینالمللی بود. این بار ترامپ چنین تظاهری هم نداشت. او بهتنهایی اقدام کرد. این وضعیت یادآور الگوی استعمار است؛ جایی که آمریکا ممکن است به دولتهای ظاهراً مستقل اجازه دهد امور داخلیشان را اداره کنند، اما همزمان با فشار اقتصادی و قدرت نظامی، سلطه خود را اعمال کند.
نخ مشترک رویکرد جدید ترامپ که در اوکراین، یمن و مناقشه اسرائیل با غزه نیز به کار رفته و جزئیات هیئت صلح پیشنهادی برای غزه همچنان مبهم است، تمرکز بر دستاوردهای کوتاهمدت به بهای پرسشهای پیچیدهتر و بلندمدت درباره حکمرانی و ثبات است. السیف گفت: «رویدادهای ونزوئلا، هیئت صلح در راه برای غزه و اشارههای گاهبهگاه و تحریکآمیز به گرینلند و کانادا، همگی پیامدهای گستردهای برای یک بینظمی جهانی را نشان میدهند.»
ترامپ همه چیز را اقتصادی میبیند
برخی منتقدان ترامپ میگویند الگوی او میتواند بهعنوان نمونهای برای چین در بازپسگیری تایوان به کار رود یا روسیه را به ازسرگیری تلاشها برای سرنگونی زلنسکی، جسورتر کند. از جزایر اسپراتلی در دریای چین جنوبی تا مرزهای مورد مناقشه در سراسر هیمالیا، رویکرد ترامپ در سیاست خارجی میتواند بهسرعت یک کانون پراکنده تنش را به درگیریای تمامعیار بدل کند. ترامپ و تیمش درباره یک عامل مشترک در اهداف مختلف او شفاف بودند: سلطه اقتصادی. او و روبیو روشن کردند که آمریکا بهدنبال دسترسی به ذخایر نفتی ونزوئلاست که با ۱۷ درصد از ذخایر جهانی، بزرگترین ذخایر طلای سیاه در جهان به شمار میآید.
ترامپ گفت شرکتهای آمریکایی میتوانند زیرساختهای فرسوده انرژی ونزوئلا را بازسازی کنند. او گفت: «شرکتهای نفتی بسیار بزرگ آمریکا وارد میشوند، میلیاردها دلار هزینه میکنند، زیرساختهای بهشدت خراب نفتی را تعمیر میکنند و شروع میکنند به پول درآوردن برای ونزوئلا»؛ تمرکز ترامپ بر منابع در اوکراین نیز دیده میشود؛ جایی که آمریکا در چارچوب حمایتش از دولت زلنسکی، توافقی برای دسترسی به منابع معدنی امضا کرده است. در ونزوئلا، منابع فقط به نفت محدود نمیشود. به گفته خیمنه زونیگا، تحلیلگر ژئواکونومی آمریکای لاتین، این کشور ۳۰ میلیونی حدود ۳ هزار کیلومتر خط ساحلی دارد، با سواحل خیرهکننده کارائیب مناسب گردشگری و بنادری با موقعیت عالی برای تجارت دریایی که کانال پاناما، ساحل خلیج آمریکا و اروپا را به هم پیوند میدهند.»
از نگاه ترامپ، سود بالقوه میتواند بسیار بزرگ باشد
زونیگا در گزارشی نوشت: «موفقیت در کنار زدن مادورو میتواند دولت ترامپ را به گسترش کارزار فشار علیه کوبا یا دیگر رژیمهای نامطلوب جسورتر کند، در حالیکه شکست ممکن است اشتهای مداخله را کاهش دهد». درک منطق دولت آمریکا درباره حمله به ونزوئلا با پیامهای متناقض مقامهای ارشد این کشور دشوارتر شد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در شبکه انبیسی گفت این اقدام نسخه بازنگریشدهای از دکترین قرن نوزدهمی مونرو است که نیمکره غربی را خارج از دسترس استعمار دیگر کشورها اعلام میکرد.
ترامپ خیلی زود در گفتوگوی آتلانتیک این برداشت را نقض کرد و گفت: «موضوع نیمکره نیست؛ موضوع کشور است، کشورها بهطور جداگانه.» حمله غافلگیرکننده به ونزوئلا میتواند انتقادها را تشدید کند که رئیسجمهوری آمریکا بیش از حد بر سیاست خارجی تمرکز کرده و به نگرش آمریکاییها درباره مدیریت اقتصاد کمتر پرداخته است؛ بهویژه با توجه به انتخابات میاندورهای آمریکا که حدود ۱۰ ماه دیگر برگزار میشود. در واشنگتن، جمهوریخواهان تندرو که معمولاً نفوذ محدودی بر رئیسجمهور دارند، عمدتاً پشت او صف کشیدند، در حالیکه محافظهکاران ماگا که معمولاً با ماجراجوییهای نظامی خارجی مخالفاند، واکنش کمرنگتری نشان دادند. این وضعیت ممکن است در هفتههای آینده تغییر کند بهخصوص اگر ونزوئلا دچار فروپاشی شود، اما در واکنش اولیه، ائتلاف ترامپ پابرجا میماند.
منبع : آخرین خبر

















































