اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

نبود نظم در دیپلماسی ایران/سفر رئیسی به روسیه در زمان مناسبی انجام نشد
دیپلماسی ایرانی – طی روزهای اخیر شاهد مطرح شدن پیش شرط آزادی زندانی آمریکایی در ایران برای احیای برجام و لغو تحریم ها توسط رابرت مالی، نماینده ایالات متحده در امور ایران هستیم. در این بین اعتصاب غذای بری روزن با هدف آزادی زندانیان آمریکایی در ایران جلوی هتل کوبورگ وین هم می‌تواند در مطرح شدن این پیش شرط توسط واشنگتن موثر باشد که البته با واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه ایران و اعلام آمادگی تهران برای آزاد کردن این زندانیان همراه شد. به موازات آن حسین امیرعبداللهیان هم به عنوان وزیر امور خارجه دولت سید ابراهیم رئیسی از احتمال مذاکرات مستقیم بین ایران و آمریکا سخن گفت. دیپلماسی ایرانی برای بررسی این مسائل، گفت وگویی را با علی بیگدلی، استاد دانشگاه و تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل پی گرفته است که در ادامه می‌خوانید: رابرت مالی، نماینده آمریکا در امور ایران یکشنبه هفته جاری طی گفت وگویی با رویترز عنوان داشت که «بعید است واشنگتن بدون آزاد شدن چهار آمریکایی که در ایران زندانی هستند و به گفته واشنگتن گروگان گرفته شده‌اند، حاضر به توافقی با تهران برای نجات برجام شود.» هر چند رابرت مالی در مصاحبه مذکور بر تفکیک تلاش برای آزادی چهار تبعه زندانی در ایران از مذاکرات وین اذعان داشت، اما در عین حال مالی تاکید کرد که آزادی این چهار زندانی پیش‌شرط توافق هسته‌ای است. حال باید پرسید که آیا پیرو گفته رابرت مالی اساسا تلاش ایالات متحده برای آزادی زندانیان خود در ایران از همان ابتدا در دستور کار کاخ سفید به موازات مذاکرات احیای برجام بوده و یا اینکه پیش شرط آمریکا در خصوص آزادی زندانیانش برای احیای برجام و لغو تحریم ها به واسطه اعتصاب غذای پنج روزه بری روزن (گروگان آمریکایی که در واقعه تسخیر سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ به مدت ۴۴۴ روز زندانی بود) در مقابل هتل کوبورگ، محل مذاکرات هسته ای مطرح شده است؛ اعتصاب غذایی که با هدف آزادی زندانیان آمریکایی در ایران صورت گرفت، خصوصاً آنکه رابرت مالی دیروز دوشنبه در توییتی از پایان یافتن اعتصاب غذای بری روزن استقبال و از آن چه تلاش‌های قهرمانانه وی جهت تضمین آزادی تمامی اتباع خارجی و دوتابعیتی‌ها در ایران می‌خواند، تقدیر کرد و مالی پیرو اقدام روزن عنوان داشت که واشنگتن کماکان تمرکز کاملی روی تلاش برای آزادی زندانیان آمریکایی در ایران خواهد داشت؟ به نظر می رسد که هر دو مسئله در مطرح شدن پیش شرط آزادی زندانیان آمریکایی در ایران برای لغو تحریم ها و توافق هسته‌ای موثر بوده است. یعنی، هم از قبل آمریکا تلاش های جداگانه موازی برای این مهم را در دستور کار خود قرار داده بود و هم اینکه در عین حال اقدام بری روزن برای اعتصاب غذا در مقابل هتل کوبورگ، محل مذاکرات هسته ای هم در پررنگ شدن این مسئله موثر بود. ولی کدام یک وزن بیشتری در مطرح شدن این پیش شرط داشت، تلاش های موازی کاخ‌سفید برای آزادی زندانیان آمریکایی در ایران یا اعتصاب غذای روزن؟ در این بین اقدام روزن برای اعتصاب غذا جلوی هتل کوبورگ یک کاتالیزور در پررنگ کردن این مسئله بود. اما واقع امر این است که در روزها و هفته‌های اخیر، عملا مذاکرات هسته‌ای در وین برای لغو تحریم ها و احیای برجام به برخی مسائل حاشیه‌ای گره خورده است به گونه‌ای که اکنون این مسائل حاشیه‌ای به شکل جدی و پررنگی سایه خود را بر متن مذاکرات انداخته اند تا جایی که به عنوان پیش شرط لغو تحریم ها و احیای برجام مطرح شده اند. یکی از این مسائل پرونده حقوق بشر و گره خوردن آن به پرونده مذاکرات هسته‌ای است کما اینکه پرونده موشکی و توان دفاعی و همچنین پرونده نفوذ منطقه‌ای ایران هم عملاً به مذاکرات وین گره خورده است. حال نکته جزئی، اما حائز اهمیتی که ذهن را درگیر می‌کند ناظر بر این  است که پیش شرط برای احیای برجام و لغو تحریم‌ها تنها منوط به چهار زندانی آمریکایی محبوس در ایران باز می‌گردد و یا کلیه زندانیان دو تابعیتی؟ این مسئله تا حد زیادی به سمت و سوی مذاکرات و آینده توافقات بستگی دارد. چون به واقع اصل موضع‌گیری و سخنان رابرت مالی صرفا به چهار زندانی آمریکایی در ایران باز می‌گردد، اما به نظر می‌رسد در آینده احتمال دارد طرف‌های اروپایی حاضر در برجام (آلمان، فرانسه و انگلستان) و همچنین اتحادیه اروپا به عنوان دیگر بازیگر مذاکرات وین که در اصل هماهنگ کننده مذاکرات است در چهارچوب پیش شرط حقوق بشری آمریکا، آزادی تمام زندانیان دوتابعیتی بریتانیایی، فرانسوی، آلمانی، سوئدی، اتریشی و ... را در دستور کار قرار دهند. در مقابل پیش شرط آمریکا برای احیای برجام و لغو تحریم ها در خصوص آزادی زندانیان آمریکایی در ایران شاهد واکنش تهران بودیم. در این رابطه دیروز دوشنبه سعید خطیب زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه عنوان داشت که «آماده تبادل زندانیان با آمریکا هستیم. اگر ایالات متحده به توافقاتی که از قبل هم انجام داده بود پایبند باشد این موضوع در کمترین زمان قابل حل است. اگر اراده در طرف مقابل باشد در هر دو مسیر که از هم جدا هستند (مذاکرات وین و تبادل زندانیان) می‌توانیم به توافقی پایدار برسیم». آیا این واکنش تهران نشان از حصول توافق در وین دارد؟ در این صوت آیا احتمال تکراری سناریوی جیسون رضائیان وجود داد؟    در پاسخ به بخش نخست سوال شما باید این نکته را خاطر نشان کرد به دلیل عملکرد غلط دولت سید ابراهیم رئیسی و تیم مذاکره‌کننده در پیشبرد یک شیوه صحیح، واقع بینانه و منطقی در مذاکرات عملاً ایران به نقطه ای رسیده است که مجبور شده برای توازن بخشی و حصول توافق امتیازات بسیاری بدهد. همانگونه که در پاسخ به سوالات قبلی اشاره کردم طی روزها و هفته های اخیر متاسفانه برخی مسائل و حواشی به متن مذاکرات وین اضافه شده است تا جایی که اکنون این حواشی اصل مذاکرات را تحت‌الشعاع قرار داده است. زمانیکه دولت رئیسی با دو بسته پیشنهادی و مطرح کردن انتظارات بیش از حد خود شرایط مذاکرات را به هم زد و توازن شکل گرفته به هم خورد اکنون ناچار است برای پیشبرد مذاکرات و ایجاد توازن مجدد دست به عقب نشینی از مواضع خود بزند. همین امر سبب شد تا عملاً اروپایی‌ها و به خصوص آمریکا خواسته های خود را بر تهران تحمیل کنند. همان زمان من بارها هشدار دادم این شیوه مذاکره و آن دو بسته پیشنهادی در آینده تبعات بسیار مخربی برای ما در پی خواهد داشت که امروز شاهد آن تبعات هستیم به گونه‌ای که ایالات متحده آمریکا و رابرت مالی پیش شرط حقوق بشری در خصوص آزادی زندانیان آمریکایی را برای احیای برجام و لغو تحریم ها مطرح می کنند. در نتیجه مذاکرات به نفع اروپا و آمریکا در جریان است. اگر به قول شما سخنگوی وزارت امور خارجه دولت سید ابراهیم رئیسی گفته که تهران حاضر به مذاکره برای تبادل زندانیان و یا آزادی زندانیان آمریکایی در ایران است بی شک از موضع قدرت و نشان از حصول توافق نیست، بلکه دولت رئیسی اکنون برای پیشبرد مذاکرات مجبور است پی در پی امتیازاتی را به طرف های غربی و به خصوص آمریکایی ها بدهد و این نتیجه شیوه غلط در مذاکرات است. در خصوص اینکه پرونده آزادی چهار زندانی آمریکایی در ایران تا چه اندازه می تواند شبیه به سناریوی آزادی جیسون رضاییان، دادن دلارهای نقدی، لغو تحریم ها و عملیاتی شدن برجام شود باید عنوان کرد که این سناریو هم بسیار شبیه به سناریوی جیسون‌رضاییان است، اما تفاوتی که در این بین وجود دارد به شرایط بسیار سخت، بغرنج و حتی بحرانی اقتصادی، معیشتی، اجتماعی و امنیتی در ایران باز می گردد که به هیچ عنوان شبیه به شرایط سال ۹۲، ۹۳ و ۹۴ نیست. اکنون وضعیت به قدری سخت و غیرقابل تحمل شده است که حتی داد علما و مراجع در داخل کشور هم بلند شده است. پس این احتمال وجود دارد که مسئله دادن نقدی دلار در کار نباشد، بلکه احیای برجام و لغو تحریم ها می تواند به آزادی زندانیان آمریکایی در ایران منجر شود. پروسه تبادل زندانیان چطور؛ آیا آمریکا هم حاضر خواهد شد در صورت حصول توافق برخی از ایرانیانی که به نام دور زدن تحریم در زندان های ایالات متحده به سر می‌برند را آزاد کند؟ این مسئله تا حد بسیار زیادی به قوانین در آمریکا باز می گردد. یعنی باید دید که این افراد چه قوانین و چه تحریم‌هایی را دور زده اند؟ اگر تحریم‌هایی که دور زده شده است در چارچوب تحریم هایی باشد که به واسطه احیای برجام لغو خواهد شد در این صورت احتمال آزادی آنها وجود دارد، اما اگر مسائلی مانند توان موشکی، نفوذ به منطقه و مسائلی از این دست باعث زندانی شدن برخی از افراد شده باشد احتمال آزادی آنها، حداقل در کوتاه مدت بسیار بعید است. در یک لایه عمیق تر علاوه بر پالس منعطف ایران در خصوص آمادگی تبادل زندانیان آمریکایی، وزیر امور خارجه دولت سید ابراهیم رئیسی از احتمال مذاکره مستقیم با آمریکا در جریان گفت وگوهای وین خبر داد. در این رابطه حسین امیرعبداللهیان در همایش ملی ایران و همسایگان که در تهران برگزار شد گفت که «طرف آمریکایی از طرق مختلف پیام هایی را به ایران ارسال می‌کند که خواهان سطحی از مذاکرات مستقیم با ایران است. اگر در روند مذاکرات به مرحله‌ای برسیم که رسیدن به یک توافق خوب با تضمین بالا لازمه‌اش سطحی از گفت وگوها با آمریکا باشد، آن را نادیده نمی‌گیریم.» آیا مذاکره مستقیم ایران و آمریکا نشان می دهد که حصول توافق نزدیک است، اگر چه در پاسخ به سوال قبل عنوان داشتید سخنان سعید خطیب زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه در خصوص آمادگی تهران برای آزاد کردن زندانیان آمریکایی از موضع قدرت و نشانی از حصول توافق زودهنگام نیست؟ بله. همانگونه که در پاسخ به سوال قبلی اشاره کردم متاسفانه شیوه غلط مذاکرات دولت رئیسی و تیم مذاکره کننده سبب شده است که اکنون تهران برای ایجاد توازن مجدد در مذاکرات پی‌درپی امتیاز بدهد. از یک طرف مسئله تبادل زندانیان مطرح شده و از طرف دیگر همین دولتی که عدم مذاکره با آمریکا را شعار و دستور کار اصلی سیاست خارجی قرار داده بود و عنوان می‌کرد دیپلماسی و معیشت ایران را به برجام گره نمی‌زند اکنون احتمال مذاکره مستقیم با آمریکا را مطرح کرده است، در صورتی که این مسئله در دولت حسن روحانی به عنوان یک چماق و محور توهین، تحقیر، تهدید و هجمه علیه وزیر امور خارجه و دولت یازدهم و دوازدهم مطرح می شد. اما چه شده که دولت رئیسی و جریان سوپراصولگرای ضد آمریکایی حامی دولت سیزدهم حاضر به مذاکره مستقیم با ایالات متحده است به وضعیت داخلی در ایران باز می گردد. چون واقعیت این است که اکنون وضعیت به قدری پیچیده و بحرانی است که جمهوری اسلامی ایران برای مدیریت شرایط فعلی و عبور از بحران ناچار است به هر قیمتی در وین به یک توافق، حتی توافق موقت که من طرفدار آن هستم دست پیدا کند. چون توافق موقت حداقل باعث می‌شود که وضعیت اقتصادی و معیشتی و بحران فعلی کنترل شود و به اصطلاح دچار «تورم بحران» نشویم. چون اگر این بحران فعلی متورم شود دیگر نمی‌توان آن را مدیریت کرد. در همین رابطه اگر در سال آینده شاهد عملیاتی شدن حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی و شکل‌گیری تورم‌های افسارگسیخته باشیم شک نکنید که اعتراضات گسترده در کل کشور شکل خواهد گرفت. لذا تکرار می کنم همانگونه که موضع سخنگوی وزارت امور خارجه در خصوص آمادگی تهران برای تبادل زندانیان و آزاد کردن زندانیان آمریکایی از موضع قدرت نیست شک نکنید که سخنان حسین امیرعبداللهیان در خصوص احتمال مذاکره مستقیم با آمریکا هم نمی‌تواند از جایگاه برتر مطرح شده باشد. اجازه دهید این نکته را با شما قدری عمیق تر کالبدشکافی کنیم. به نظر می رسد سخنان حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه دولت سید ابراهیم رئیسی در خصوص احتمال مذاکره مستقیم با آمریکا متاثر از مواضع رهبری در ۱۹ دی به مناسبت سالگرد قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ قم ‌باشد. پس حاکمیت چراغ سبز خود را برای مذاکرات مستقیم با آمریکا از قبل داده است. حال از منظر حضرتعالی این مسئله به دلیل پایان عمر دولت روحانی و روی کار آمدن دولت سید ابراهیم رئیسی شکل گرفته است یا کماکان معتقدید فشارهای اقتصادی و بحران معیشتی در داخل کشور سبب این تغییر لحن و احتمال مذاکره با آمریکا شده باشد؟ باز هم به بخشی از پاسخ قبلی خود باز می گردم. همان گونه که عنوان کردم به دلیل بحران فعلی اقتصادی و معیشتی در کشور و همچنین احتمال فوران کردن اعتراضات گسترده مردمی در سال آینده به دلیل تورم افسارگسیخته ناشی از اقدام دولت رئیسی برای حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی اکنون باید به هر قیمتی این مذاکرات به نتیجه برسد تا لغو تحریم ها را شاهد باشیم. از طرف دیگر شرایط سیاسی داخلی هم به قدری پیچیده و بغرنج شده که علاوه بر بخشی از بدنه دولت رئیسی، نمایندگان مجلس اصولگرای یازدهم حتی مراجع داخل کشور و حوزه‌های علمیه در خصوص تداوم شرایط کنونی هشدارهای جدید داده‌اند. یقینا مجموعه این شرایط حاکمیت را به سمتی کشانده است که چراغ سبزی برای مذاکره مستقیم با آمریکا توسط دولت رئیسی را مطرح کند. در عین حال قطعاً مسئله پایان عمر دولت روحانی و روی کار آمدن قوه مجریه ای نزدیک به بدنه حاکمیت پس از اجرایی شدن پروژه یکدست شدن قدرت سبب شده است که حاکمیت نظام با خیال آسوده تری مسئله مذاکره مستقیم با آمریکا را مطرح کند. اما با این حال حتی اگر دولتی مانند دولت روحانی هم سر کار بود باید این مذاکرات مستقیم در دستور کار قرار می‌گرفت. چون یقیناً بدون انجام مذاکرات مستقیم بین ایران و آمریکا، لغو تحریم ها و احیای برجام نتیجه مطلوبی برای هیچ کدام از آنها در پی نخواهد داشت و تنها سبب خواهد شد که روسیه، چین، آلمان، فرانسه، انگلستان، اتحادیه اروپا، عربستان، امارات متحده عربی، اسرائیل و ... از شرایط کنونی در روابط تهران و واشنگتن نهایت سوء استفاده را ببرند. دوشنبه هفته گذشته در پی حملات موشکی و پهپادی انصارالله یمن به خاک امارات، انفجاری در نزدیک مخازن شرکت نفت «ادنوک» و یک انفجار دیگر در فرودگاه بین المللی ابوظبی رخ داد که بر اثر آن، سه نفر کشته و ۶ نفر دیگر زخمی شدند. دیروز دوشنبه نیز شاهد تکرار حمله مشابه حوثی ها به جیزان در عربستان سعودی و ابوظبی، پایتخت امارات متحده عربی بودیم. در این راستا خبرگزاری اماراتی «وام» این حملات را تایید کرد و مدعی شد که دو موشک نوع بالستیک را که انصارالله یمن شلیک کرده بود ردگیری و منهدم کرده است. پیرو این مسئله بسیاری از کارشناسان و ناظران معتقدند که تداوم این شرایط و انجام حملات پهپادی و موشکی توسط حوثی ها و انصارالله یمن به امارات متحده عربی و عربستان سعودی تبعات بسیار مخربی بر مذاکرات وین خواهد داشت به گونه‌ای که قطعاً علاوه بر پیش شرط حقوق بشری می توان شاهد مطرح شدن پیش شرط موشکی، دفاعی و نفوذ منطقه‌ای ایران برای احیای برجام و لغو تحریم‌ها شد، به خصوص که در ۱۷  دی/ ۷ ژانویه ۲۰۲۲ شاهد بودیم که عبدالله بن خالد بن سلطان، نماینده دائم عربستان در سازمان های بین المللی مستقر در وین خود را به مذاکرات برجامی چسپاند. حال با توجه به آنچه پیشتر عنوان کردید عملاً موفقیت در مذاکرات وین، حصول توافق و لغو تحریم ها در بحران کنونی اقتصادی و معیشتی کشور تا چه اندازه تحت الشعاع این مسائل و پیش شرط ها قرار خواهد گرفت؟ این نکته شما از چند زاویه باید مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد. اول اینکه قطعاً پیرو پاسخ به سوالات قبلی که اشاره کردم تصمیمات اشتباه و اقدامات غلط دولت سید ابراهیم رئیسی و در کل جمهوری اسلامی ایران، هم در خصوص برنامه ریزی برای مذاکرات به ویژه ارائه آن دو بسته پیشنهادی و مطرح شدن انتظارات بیش از حد باعث برهم زدن توازن در مذاکرات شد و هم اینکه برخی تحریکات تهران در تحولات منطقه‌ای از عراق و سوریه گرفته تا لبنان و به خصوص یمن می تواند عملاً مسیر مذاکرات وین برای احیای برجام و لغو تحریم ها را به طور کامل تحت الشعاع قرار دهد. لذا متاسفانه در این شرایط ایران در حالی که مجبور شده برای ایجاد توازن مجدد پیش شرط‌های مدنظر آمریکا و امتیازات پی‌درپی ایالات متحده را بپذیرد در آن سو عملاً با این اقدامات غلط، تصمیمات اشتباه و برنامه‌ریزی‌های نادرست در سطح منطقه موجب شده مسائل حاشیه دیگری علاوه بر حقوق بشر به مذاکرات وین تحمیل شود و به عنوان پیش شرط های دیگر برای لغو تحریم ها و احیای برجام مطرح شوند. از طرف دیگر نکته‌ای که باید مد نظر قرار داد این است که وجود چراغ سبز حاکمیت برای مذاکره با آمریکا و همچنین احتمال انجام گفت وگوهای مستقیم با ایالات متحده توسط دولت سید ابراهیم رئیسی که از زبان وزیر امور خارجه دولت سیزدهم مطرح شده است با مخالفان جدی در داخل کشور، منطقه و در جهان مواجه است. چون بسیاری از انجام گفت وگوهای مستقیم بین ایران و آمریکا و حصول توافق به شدت احساس نگرانی می‌کنند. در داخل کشور جریان های تندرو، کاسبان تحریم و دلواپسان به هیچ وجه تمایلی برای انجام مذاکرات مستقیم با آمریکا و لغو تحریم‌ها ندارند چون منافع اقتصادی و سود سرشار تجاری ناشی از تداوم تحریم و سیاست فشار حداکثری از بین می رود. در منطقه علاوه بر عربستان، امارات و اسرائیل برخی از همپیمانان ایران مانند حوثی ها و انصارالله نیز از پیشبرد مذاکرات وین احساس نگرانی می کنند. چرا؟ چون در این صورت امکان حصول توافق بین عربستان و ایران هم به وجود خواهد آمد. یعنی معتقدید که بازیگری مانند انصارالله به دلیل تعارض منافع ذیل احیای برجام خارج از کنترل و مدیریت جمهوری اسلامی ایران عمل می‌کند؟ در این صورت آیا حملات موشکی و پهپادی هفته گذشته به فرودگاه ابوظبی بدون هماهنگی و برنامه‌ریزی با تهران انجام شد؟ قطعاً می توان این احتمال را داد چون پیش از این هم بارها انصارالله یمن و حوثی‌ها از حصول توافق، احیای برجام و لغو تحریم‌ها در وین احساس نگرانی کرده‌اند. از این رو باید این احتمال را هم مد نظر قرار داد که حوثی‌ها و انصارالله برای بر هم زدن میز مذاکره این حملات را بدون هماهنگی با تهران انجام داده باشند. حتی اگر بپذیریم که این حملات با هماهنگی تهران هم شکل گرفته باشد یقین بدانید بزرگترین بازنده آن فقط جمهوری اسلامی ایران است چون باعث خواهد شد که مذاکرات وین برای لغو تحریم ها و احیای برجام به دیگر پرونده های فرابرجامی ‌مانند توان موشکی و پهپادی و نفوذ منطقه‌ای گره بخورد، آن چنان که واشنگتن پیش شرط آزادی زندانیان خود در ایران را برای لغو تحریم ها و احیای برجام مطرح کرده است. در آن سو آنگونه که عنوان داشتید عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و به خصوص اسرائیل از هیچ تلاشی برای وارد شدن به مذاکرات وین، چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم و تحمیل کردن خواسته ها و منافع خود به عنوان شروط احیای برجام و لغو تحریم ها دریغ نخواهند کرد. لذا مطمئناً این اقدامات انصارالله و تداوم شرایط کنونی مسیر بسیار مناسبی را در اختیار ریاض، ابوظبی، تل‌آویو و ... قرار خواهد داد. زمانیکه روزنامه کیهان هشدار می دهد مردم عربستان و امارات خاک کشور خود را ترک کنند و یا هشداری برای شرکت ها و اتباع دیگر کشورها در امارات و عربستان به دلیل حملات موشکی و پهپادی انصارالله و حوثی‌ها صادر می کند، یقینا چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه واقعیت داشته باشد و چه واقعیت نداشته باشد افکار عمومی در کشور، در سطح منطقه و جهان نمی‌توانند بپذیرند که این حملات بدون هماهنگی با تهران شکل گرفته باشد. اینجاست که می بینیم یا به عمد در داخل کشور برخی از حصول توافق و مذاکره مستقیم با آمریکا به دلیل تحت الشعاع قرار گرفتن منافع سیاسی و اقتصادی خود احساس نگرانی می‌کنند و هم به همین دلیل به موازات منافع برخی بازیگران منطقه‌ای مانند حوثی‌ها و انصارالله به دنبال برهم زدن میز مذاکره هستند و یا اینکه شاهد یک تشتت، چند دستگی در حوزه سیاست داخلی و خارجی و نبود یک مدیریت واحد برای پیشبرد امور در جمهوری اسلامی ایران هستیم.  اجازه دهید همین جمله پایانی شما را بیشتر مورد کنکاش قرار دهیم. از یک طرف به اذعان رسانه‌های حامی دولت رئیسی، رئیس جمهور دولت سیزدهم با هدف قدرت نمایی در بحبوحه مذاکرات وین سر از مسکو در می آورد و یک سفر دو روزه بدون دستاورد را انجام می دهد. در آن سو شاهد حملات موشکی و پهپادی انصارالله و حوثی‌ها به ابوظبی هستیم که می تواند سایه مخربی بر مذاکرات وین داشته باشد، در عین حال سخنگوی وزارت امور خارجه و شخص وزیر از چراغ سبز برای آزادی زندانیان آمریکایی و احتمال مذاکره مستقیم با واشنگتن سخن می گوید، کما اینکه بیشتر چراغ سبز برای مذاکرات مستقیم با ایالات متحده صادر شده است. حال به واقع این بلبشو، چند دستگی و تشتت را باید چگونه تفسیر کرد؟ ببینید وقتی که مرتبا شعار عدم مذاکره با آمریکا سر داده می‌شود، اما به فاصله چند سال بعد احتمال مذاکره با مستقیم با این کشور در دستور کار دولت رئیسی و حاکمیت قرار می‌گیرد و یا از آن طرف شاهد سفر حسین امیرعبداللهیان و باقری کنی به امارات متحده عربی و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس هستیم و به موازاتش سفر طحنون بن زاید به تهران انجام می شود و در کنارش مذاکرات تهران – ریاض ادامه دارد اما  حملات موشکی و پهپادی انصارالله به ابوظبی در دستور کار قرار می گیرد و یا از آن طرف رئیسی با یک برنامه‌ریزی نادرست و سیاست غلط در سایه ارائه دو بسته پیشنهادی و مطرح کردن انتظارات بیش از حد موازنه مذاکرات را به هم می زند و اکنون مجبور است برای ایجاد موازنه مجدد پیش شرط ها و امتیازات پی‌درپی آمریکا را بپذیرد همگی نشان می‌دهد سیاست خارجی و دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران از یک برنامه‌ریزی دقیق، مدون و یک نظم منطقی برخوردار نیست و صرفا بر اساس اتفاقات مقطعی و نگاه‌های ایدئولوژیک پیش می‌رود. ضمن اینکه قطعاً سفر سید ابراهیم رئیسی در بحبوحه مذاکرات به روسیه یک اقدام کاملا اشتباه است و من متاسفم از این واژه که به کار می برم، واقعاً این سفر یک سفر «خفت‌بار» برای دولت رئیسی و شخص رئیس جمهور بود. به چه دلیل سفر دو روزه رئیسی به روسیه را خفت بار تلقی می کنید؟ چون اولاً این سفر بدون تمایل روسیه انجام شد. اکنون پوتین به شکل تمام عیاری درگیر مناقشه اوکراین و رقابت با آمریکا، ناتو و اروپایی هاست. پوتین فرصت و حوصله میزبانی از ایران را ندارد، کما اینکه در این سفر هیچ گونه دستاورد، توافق و قراردادی امضا نشد، چنان که ما دیدیم یک استقبال کاملاً سرد و به دور از شان رئیس جمهور یک کشور انجام شد. با اینحال رسانه های داخلی حامی رئیسی این سفر را قدرت‌نمایی ایران، اقدام هوشمندانه رئیسی و حرکتی از موضع قدرت ارزیابی کردند، اگر چنین است و دولت رئیسی این سفر را از موضع قدرت انجام داده است چرا اکنون اکنون حاضر به تبادل زندانیان، آزاد کردن زندانیان آمریکایی در ایران و مذاکره مستقیم با آمریکا شده است، مگر نه اینکه آقای اولیانوف به عنوان نماینده روسیه در مذاکرات وین، مدیریت تیم مذاکره کننده ایران را هم در اختیار گرفته است؟!  با توجه به آنچه به عنوان داشتید اگر در نهایت بر خلاف منافع بازیگران داخلی از جریان های رادیکال ضدآمریکایی گرفته تا کاسبان تحریم، دلواپسان و نیز بازیگران منطقه ای مانند حوثی ها، انصارالله یمن و ... شاهد مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا، احیای برجام و لغو تحریم ها باشیم، به واقع انجام مذاکره مستقیم با ایالات متحده توسط حاکمیت و دولت رئیسی برای این جریان ها چگونه قابل توجیه خواهد بود؟ همانگونه که برخلاف هشت سال توهین، تحقیر و تهدید درخصوص برجام و مذاکره با آمریکا در دولت روحانی اکنون همین اقدامات توسط دولت رئیسی یک اقدام مثبت، سازنده و انقلابی ارزیابی می شود مطمئن باشید مذاکره مستقیم با آمریکا توسط دولت فعلی بر خلاف دولت روحانی یک اقدام انقلابی تلقی خواهد شد. نکته مهمتر دیگری که قطعاً خودش می تواند توجیه کننده مذاکره مستقیم با آمریکا باشد به شرایط کنونی به خصوص در حوزه اقتصادی و معیشتی باز می گردد. وضعیت به قدری بغرنج و بحرانی است که دولت و خود همین جریان ها برای تداوم حیات جمهوری اسلامی ایران باید به هر نحوی که شده این مذاکرات را به یک توافق، حتی از توافق موقت برسانند. چون مطمئن باشید اگر سال آینده شاهد حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی باشیم تورم به قدری افسارگسیخته خواهد شد که در ماه‌های اول سال ۱۴۰۱ اعتراضات گسترده مردمی غیرقابل کنترل را به دنبال خواهد داشت. یعنی شدت اعتراضات احتمالی سال آتی به مراتب جدی‌تر از اعتراضات آبان ماه سال ۹۸ در خصوص افزایش بهای بنزین خواهد بود. در این شرایط مذاکره مستقیم با آمریکا و تحقق پیش شرط های آنها برای هر جریانی، ولو جریان‌های ضد آمریکایی در داخل ایران و سطح منطقه توسط دولت رئیسی و حاکمیت قابل توجیه خواهد بود.