مرکزتخصصی آموزش زبانهاي خارجي زبان …باطری ساز سیار امداد خودرو باطری …نصب ، تعمیر و راه اندازی انواع …بازگشایی گاوصندوق کاوه (09129576685)جابجایی …

چالش جمهوری خواهان در چهار سال پیش رو، ترامپ یا ترامپیسم!
دیپلماسی ایرانی – با توییتی که دونالد ترامپ امروز سه شنبه منتشر کرد و با توجه به صدور فرمان او برای آغاز روند انتقال قدرت به جو بایدن به نظر می رسد که شاهد فروکش کردن کارزارهای های سیاسی و حقوقی ترامپ در تغییر نتایج انتخابات و نهایتا پذیرش شکست از طرف او باشیم. در این میان برخی معتقدند شاید در ظاهر شاهد پایان حیات سیاسی دونالد ترامپ باشیم، اما یقینا «ترامپیسم» در تحولات سیاسی، اجتماعی آتی ایالات متحده کماکان به نقش آفرینی خود ادامه می دهد. با این وجود آیا می‌توان گفت که دونالد ترامب به پایان راه رسیده است؟ با پذیرش رسمی شکست در انتخابات، ترامپ چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟ آیا سایه سنگین ترامپیسم می تواند یک دولت در سایه را به موازات دولت جو بایدن شکل دهد و باعث تداوم و تشدید دوقطبی های سیاسی - اجتماعی کنونی در ایالات متحده آمریکا شود؟ پاسخ به این سوالات، موضوع گفت‌وگوی دیپلماسی ایرانی با فواد ایزدی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل آمریکا است که در ادامه می خوانید: سرانجام پس از کش و قوس های فراوان و تلاش دونالد ترامپ برای عدم پذیرش نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا و فرار از انتقال قدرت به دولت بایدن امروز، سه شنبه و پس از گذشت ۲۱ روز دونالد ترامپ در یک توئیت دستور انتقال قدرت را به امیلی مورفی، رئیس سازمان خدمات عمومی صادر و ابلاغ کرد؛ دستوری که به اذعان و باور بسیاری به معنای پذیرش شکست در انتخابات است. اگرچه دونالد ترامپ در توئیت مذکور صراحتاً به شکست خود در انتخابات اشاره ای نکرد. حال که به نظر می رسد بعد از ۲۰ ژانویه سال ۲۰۲۱ (روز آغاز به کار جو بایدن رئیس جمهور جدید ایالات متحده آمریکا) دونالد ترامپ دیگر در کاخ سفید نخواهد بود، سرنوشت سیاسی اش می تواند محل سوال باشد، خصوصا آن که شاید در ظاهر شاهد پایان حیات سیاسی دونالد ترامپ باشیم، اما یقینا «ترامپیسم» در تحولات سیاسی، اجتماعی آتی ایالات متحده کماکان به نقش آفرینی خود ادامه می دهد. با این وجود آیا می‌توان گفت که دونالد ترامب به پایان راه رسیده است؟ آیا سایه سنگین ترامپیسم می تواند یک دولت در سایه را به موازات دولت جو بایدن شکل دهد و باعث تداوم و تشدید دوقطبی های سیاسی - اجتماعی کنونی در ایالات متحده آمریکا شود؟ اول نکته ای که باید به آن اشاره کرد این است که بانی دوقطبی سازی در ایالات متحده آمریکا دونالد ترامپ نبوده است. بلکه دونالد‌ ترامپ به این فضای دوقطبی در جامعه آمریکا دامن زد و آن را بیش از پیش تشدید کرد و چون اتفاقا این فضای دوقطبی در جامعه ایالات متحده از سال ها پیش وجود داشته است، دونالد ترامپ توانست با موج سواری بر همین قطبیت زدگی جامعه آمریکا در سال ۲۰۱۶ به قدرت برسد و در طول چهار سالی که به عنوان رئیس جمهور در کاخ سفید حضور داشت با توییت ها، سخنرانی‌ها، اقدامات، فرامین و تصمیمات خود سعی کرد کماکان این دو قطبی سیاسی - اجتماعی در آمریکا ادامه پیدا کند تا بتواند از آن برای پیروزی در انتخابات ۲۰۲۰ هم استفاده کند. اما به نظر می‌رسد که این اهرم در سال ۲۰۲۰ برای او کارایی نداشت. نمی‌توان به طور قطع گفت که کارایی نداشت. به هر حال دونالد ‌ترامپ در همین انتخابات بیش از ۷۳ میلیون رای به دست آورد که ده میلیون رای بیشتر از سال ۲۰۱۶ بود. خود این عدد ۷۳ میلیون رای هم بی سابقه است. ضمن اینکه اکنون اکثریت مجلس سنا در اختیار جمهوری خواهان است (۵۰ کرسی جمهوریخواه در برابر ۴۸ کرسی دموکرات). مضافا اگر جمهوری خواهان بتوانند دو کرسی مجلس سنا در ایالت جورجیا را در انتخابات ژانویه سال آتی هم از آن خود کند قطعاً علاوه بر تداوم و تشدید فضای دوقطبی شاهد انسداد سیاسی هم خواهیم بود. چون ریاست جمهوری و مجلس نمایندگان در اختیار حزب دموکرات و مجلس سنا در اختیار حزب جمهوری خواه است و این مسئله می‌تواند باعث انسداد سیاسی شود. پس می‌بینید خود فضای دو قطبی سیاسی - اجتماعی علاوه بر بالا بردن سید آرای دونالد ترامپ سبب شد که اکثریت کرسی های مجلس سنا هم برای جمهوری خواهان حفظ شود. لذا این اهرم کارایی خود را داشته است.  اما هنوز این امکان وجود دارد که در انتخابات پنجم ژانویه سال ۲۰۲۱/ ۱۶ دی ماه سال جاری دو کرسی سنا در ایالات جورجیا به دموکرات‌ها برسد و با مساوی شدن تعداد کرسی ها در این مجلس، تعیین سرنوشت طرح ها با رئیس این مجلس (سنا) خواهد بود که طبق قانون ایالات متحده رئیس مجلس سنا، معاون اول رئیس‌جمهور آمریکاست. لذا با حضور کاملا هریس به عنوان معاون اول بایدن و رئیس سنا عملا وضعیت به نفع دموکرات ها تغییر خواهد کرد و فضا از حالت انسداد خارج می شود. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟ روی احتمال ها نمی توان نظر داد. چون به همان میزانی که احتمال پیروزی دموکرات ها وجود دارد می توان شانسی برای پیروزی جمهور جمهوری‌خواهان قائل بود و در این صورت تعداد کرسی های سنا به نفع جمهوری خواهان به ۵۲ کرسی خواهد رسید. با این اوصاف دیگر تفاوت نمی کند که نگاه رئیس سنا به طرح ها چه خواهد بود. پیرو این نکته قطعاً ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا با انسداد سیاسی مواجه خواهد شد. ضمن اینکه حتی اگر احتمال شما را هم نزدیک به واقعیت بدانیم باز دوقطبی های سیاسی و اجتماعی در جامعه آمریکا که طی هفته ها و ماه های اخیر چهره بی سابقه‌ای از ایالات متحده را در جهان به نمایش گذاشت کماکان ادامه پیدا خواهد کرد. ذیل این واقعیت غیرقابل کتمان قطعاً دولت بایدن در چهار سال آتی با شرایط سخت، پیچیده و دشواری دست به گریبان خواهد بود. چون به قول شما اگرچه شاید ترامپ به پایان خط رسیده باشد، اما جریان ترامپیسم می‌تواند نقش‌آفرین باشد و ایالات متحده آمریکا را با گسل های عمیق اجتماعی و سیاسی تقریباً بی سابقه ای رو به رو کند. هر چند که از سال ها پیش این گسل‌ها در سایه تبعیض ها و فسادهای ساختارمند هم چالش های متعددی برای هیات حاکمه آمریکا به وجود آورده است. سوال مهم دیگری که ذهن را درگیر می کند ناظر به آرای بی‌سابقه دونالد ترامپ در انتخابات اخیر (۷۳ میلیون رای) بود که شما به آن اشاره کردید و همانگونه که هم گفتید تقریباً حدود ۱۰ میلیون رای بیشتر از انتخابات سال ۲۰۱۶ بود. اما آیا به واقع این میزان از آرای بی‌سابقه برای یک رئیس جمهور از حزب جمهوری خواه که در سبد دونالد ترامپ ریخته شد به واسطه نگاه و کاراکتر سیاسی - اجتماعی ترامپ بود که در طی این چهار سال گذشته از خود به نمایش گذاشت و یا بخشی از آن به واسطه حمایت جمهوری خواهان صورت گرفته است؟ اساسا چه میزان از سرمایه سیاسی-اجتماعی دونالد ترامپ متعلق به حزب جمهوری خواه است و چه میزان از این سرمایه بر ساخته خود اوست؟ هردو مولفه در بالا رفتن سبد ارای ترامپ به عنوان نامزد حزب جمهوری خواهد موثر بوده است. به هر حال وقتی جمهوری خواهان هم میان شخصیت های متعدد خود دونالد ترامپ را گزینه و کاندید نهایی برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی می کنند نشان از این دارد که این حزب نیز به جایگاه و سرمایه سیاسی - اجتماعی دونالد ترامپ اشراف دارند. بنابراین نمی‌توان به طور قاطع گفت که آیا سهم حمایت جمهوری خواهان افزایش آرای دونالد ترامپ تا مرز ۷۳ میلیون رای شده است و یا سرمایه سیاسی - اجتماعی خود دونالد ترامپ این مسئله را رقم زد. چون مشخص نیست چقدر از این ۷۳ میلیون رای ماخوذه به نام ترامپ متعلق به طرفداران حزب جمهوری خواهد است و چه عددی هم به طرفدارن ترامپ باز می گردد که صرفا برای حمایت از ترامپ وارد کارزار انتخاباتی شده اند و به او رای داده اند. اما به هر حال آن چه مشخص است این است که به همان میزانی که جمهوری خواهان به ترامپ نیازمندند، دونالد ترامپ نیز به حمایت جمهوری خواهان نیاز دارد. به نظر من حتی این میزان از وابستگی دو طرف (دونالد ترامپ و حزب جمهوری خواهد) به قدری بالاست که احتمالا برای انتخابات سال ۲۰۲۴ مجدداً خود ترامپ و یا یکی از فرزندان وی به عنوان نامزد حزب جمهوری خواه مطرح شود. خصوصا که جمهوری خواهان حاضر در کنگره ترس و واهمه جدی از ترامپ دارند. به هرحال دونالد ترامپ با این میزان از رای که در انتخابات سال ۲۰۲۰ به دست آورد نشان داد که کماکان پتانسیل بالایی برای جذب آرای امریکایی ها دارد. به گونه ای که هیچ رئیس جمهوری از جمهوری‌خواهان نتوانست این میزان رای را کسب کند. پس اگر در جمهوری‌خواهان کسی بخواهد با دونالد ترامپ وارد چالش و یا تقابل شود، قطعاً ترامپ نیز از همین سرمایه سیاسی - اجتماعی خود به دنبال تلافی خواهد بود. بنابراین به احتمال بسیار زیاد شاهد تداوم حضور دونالد ترامپ در جریان سیاسی ایالات متحده آمریکا با توجه به عقبه آراء و حمایت مردمی خواهیم بود. ولی در همین تقریبا چهار سالی که از ریاست جمهوری دونالد ترامپ می گذرد وی به روشنی نشان داده است که انطباق کاملی با سیاست‌های حزب جمهوری خواه ندارد و هر از گاهی با برخی از سناتورها و بزرگان این جریان سرشاخ شده است. آیا با توجه به سرمایه سیاسی - اجتماعی دونالد ترامپ و قدرت نمایی جریان ترامپیسم و عقبه رای مردمی که شما به آن اشاره کردید، دونالد ترامپ می‌تواند به عنوان آلترناتیو جمهوری‌خواهان در انتخابات ۲۰۲۴ وارد گود شود. به هر حال طبق اخباری که شنیده شده ترامپ از هم اکنون نگاه جدی به انتخابات ۲۰۲۴ دارد و حتی بنا به برخی گفته ها قرار است که ترامپ شبکه تلویزیونی خود را راه اندازی کند که می‌تواند طی چهار سال آتی زمینه حضور هرچه قدرتمندتر او را شکل دهد؟ خیر چون اساساً ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا اجازه قدرت نمایی به یک جریان سوم را نمی‌دهد. از این جهت با توجه به عقبه رای مردمی که دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۰ کسب کرده است، می تواند سرمایه جمهوری‌خواهان را تقویت کند. پس لزومی ندارد که ترامپ به خود به عنوان یک جریان سوم وارد شود. ضمن اینکه دونالد ترامپ تا انتخابات سال ۲۰۲۴ در آستانه ۸۰ سالگی قرار خواهد گرفت و اگر خود او هم به دنبال حضور در انتخابات ریاست جمهوری آتی باشد، شاید شرایط جسمیش این اجازه را به وی ندهد. بنابراین جمهوری خواهان می‌توانند از عقبه رای مردمی ترامپ استفاده کنند. شما به شرایط سخت، پیچیده و دشوار داخلی در ایالات متحده آمریکا اشاره کردید که می‌تواند وضعیت بحرانی را برای جو بایدن و دولت او در ۴ سال آینده رقم بزند. آیا دولت وی در این مدت خواهد توانست چالش های متعدد و بحران های گسترده این کشور از بحران سلامت به واسطه تداوم و تشدید شیوع ویروس کرونا تا بحران اقتصادی و معیشتی، بحران سیاست خارجی و دیگر مسائل را کنترل و مدیریت کند. ضمن اینکه اکنون ایالات متحده آمریکا با دو قطبی یا چند قطبی بی‌سابقه‌ای دست به گریبان است؟ قطعا ایالات متحده آمریکا نمی تواند بر این مشکلات ساختاری فائق آید. لذا ما شاهد وضعیت به مراتب بدتری در دوران جو بایدن خواهیم بود. چون روشن است که بایدن هم قادر به مدیریت و کنترل این میزان از چالش ها، مشکلات و بحران‌های داخلی در امریکا نخواهد بود. زمانی که در بستر اجتماعی با جمعیت سفید پوستی در آمریکا مواجهیم که تا ۲۵ سال آینده به اقلیت در این کشور بدل خواهند شد و به تبع آن ساختار دموکراسی در ایالات متحده تغییر پیدا خواهد کرد، خود به خود مشکلات بروز پیدا می کند. کما این که با آغاز روند تبدیل شدن سفیدپوستان به اقلیت در جامعه آمریکا فشار جدی به ساختار سیاسی و هیات حاکمه ایالات متحده وارد شده و باعث بروز چالش ها و مشکلات بی سابقه ای برای این کشور شده است و به دنبالش زمینه افول و سقوط آمریکا را فراهم کرده است. لذا ما با ایالات متحده بحران زده ای طرفیم که قطعاً به این زودی‌ها از بحران های عمیق، ساختاری و متعدد خود خلاص نخواهد شد.