اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

اینجا همه فاسدند
نویسنده: الطاف حسین خوسا  دیپلماسی ایرانی: شک نکنید که  گناه نخستین دنیای جدید از جمله اروپا و آمریکا، به بردگی گرفتن قرن ها پیش مردم قاره سیاه بود. به همین شکل، هنگامی که شرایط توسعه اسفبار کشورهای جهان سوم را تحلیل می‌کنیم، درمی یابیم که جرم اصلی تشکیلات حاکم در این کشورها، فساد گسترده‌ای است که با سرقت ثروت ملی و تخریب ساختارهای اجتماعی، سیاسی و حکومتی علیه مردم خود مرتکب شده‌اند. بر اساس سوابق تاریخی، تجارت برده در دو سوی اقیانوس اطلس‌، احتمالاً در سال ۱۴۹۱ و زمانی آغاز شد که ملوانان پرتغالی در کسوت بازرگانان، کشیش و سفیر به پادشاهی کنگو وارد شدند. با گذشت، طمع کسب سود از تجارت برده چنان وحشتناک شد که کشیش‌ها موعظه خود را کنار گذاشتند و شروع به فروش زنان و مردان سیاه‌پوست به‌عنوان برده به بازرگانان پرتغالی کردند. سران محلی فاسد نیز از طریق تجارت برده ثروتمند می شدند و با فروش برده به پرتغالی ها در ازای جواهرات لباس ها، ابزار و زیور آلات خانگی، زمین های خود را خالی از سکنه می کردند. هنگام مرور این ماجرای تاریخی، سخنان عمران خان در ذهن من طنین انداز می شود. وی شکایت می کند که رقبای سیاسی او ثروت کشورش را دزدیده و آنها را در حساب های شخصی در خارج از کشور قرار داده اند. سخنرانی های سیاسی او نقش مشخصی در بیداری توده ها دارد، ولی او صریح سخن نمی گوید چرا که در پاکستان فقط سیاستمداران فاسد نیستند. هیچ حزب سیاسی بدون توافق همزیستی با نهادهای قدرتمند نمی تواند در این کشور به قدرت برسد. شما با قبول چنین شرایطی، موظف هستید از منافع آنها نیز محافظت کنید. اگر عمران خان نیز چنین معامله ای کرده است، پس گله و شکایت برای چیست؟ سازش مخفی با بازیگران غیرسیاسی در برابر هنجارهای سیاسی پذیرفته شده، عامل زیانباری برای دموکراسی و حقیقت است. اگرچه شاید عمران خان کمتر از  اسلافش فاسد باشد، به‌عنوان یک قدرت‌طلب سنتی، از کانال‌های غیرمنصفانه برای رسیدن به قدرت استفاده کرده و منافع ملی را به خطر انداخته است. مقصر دانستن نیروهای بیگانه، به ویژه هند و آمریکا در این همه آشفتگی در کشور، راهبرد مؤثری نیست. ما باید آن قدر جسارت داشته باشیم که شکست های جمعی خود را بپذیریم و اولویت های ملی خود را دوباره تنظیم کنیم. حاکمیت ارضی ما با وجود هزینه های هنگفت بودجه برای دستیابی به تجهیزات مدرن، بارها نقض شده است. دولت ها نه به علت دخالت بیگانگان، بلکه به دلیل نهادهای ملی ناکارآمد، خودخواه و فاسد ضعیف می شوند.  در جامعه ما مسئولیت پذیری وجود ندارد. مسئولیت‌پذیری در سازمان‌های دولتی تأثیری چشمگیر دارد و باید از بالا شروع شود.  همه می دانیم که قدرت واقعی در کشور در اختیار توده مردم نیست. مردم از  سیاست و بازی های قدرت آگاه نیستند و متأسفانه به علت فساد نهادینه شده، رفتار خودسرانه و محرومیت بیشترین آسیب را می بینند. در چنین شرایطی  ادعای ملی گرایی و میهن پرستی سطحی و غیر واقعی به نظر می رسد. ما برای رفاه ملی خود، باید از یک رهبری سیاسی واقعی در کشور حمایت کنیم که تمرکز اصلی آن بر تضمین انسجام منطقه‌ای، دولت‌های محلی قدرتمند، توزیع عادلانه رفاه بین واحدهای فدرال است. منبع: داون / تحریریه دیپلماسی ایرانی/11