
به گزارش همشهری آنلاین، عصر یکشنبه ۲۳ اردیبهشت سال گذشته وقوع مرگ مشکوک در خیابان نبرد تهران به مرکز فوریتهای پلیسی گزارش شد؛ حادثهای که با شنیده شدن فریاد چند زن آغاز شد و در ادامه به کشف جسد یک زن میانسال انجامید.
با اعلام موضوع، بلافاصله تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ همراه گروه بررسی صحنه جرم به محل اعزام شدند تا ابعاد اولیه این حادثه را بررسی کنند. مأموران در بدو ورود با پیکر زن ۶۷ سالهای روبهرو شدند که بر اثر اصابت ضربه های چاقو جان باخته بود. بررسی ها نشان داد بخشی از طلاهای همراه مقتول شامل زیورآلاتی که در دست و گردن وی بوده به سرقت رفته است.
با این حال، در ادامه تحقیقات نکتهای توجه کارآگاهان را جلب کرد. در بازرسی دقیقتر از محل مشخص شد مقادیر دیگری از طلا و وجه نقد در داخل کمد خانه باقی مانده و مورد سرقت قرار نگرفته است. همین موضوع فرضیه وقوع یک سرقت ساده را با تردید مواجه کرد و مسیر تحقیقات را به سمت انگیزهها و ارتباطات احتمالی دیگر سوق داد.
در نخستین مرحله، زنی که موضوع را به پلیس گزارش داده بود مورد تحقیق قرار گرفت. وی در اظهارات خود عنوان کرد که مقتول همسایهای آرام و مهربان بود و تنها زندگی میکرد. او عنوان کرد ساعتی پیش از حادثه دختر مقتول با وی تماس گرفته و از عدم پاسخگویی مادرش ابراز نگرانی کرده بود.
به گفته این شاهد، وی برای بررسی وضعیت به منزل مقتول مراجعه کرده، اما پس از باز بودن در و مشاهده صحنه خونین دچار وحشت شده و بلافاصله موضوع را به پلیس اطلاع داده است.
همزمان با ادامه تحقیقات میدانی، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به بررسی اثر انگشتهای احتمالی و همچنین بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف محل وقوع حادثه پرداختند. در جریان این بررسیها به فردی به نام ساناز که در طبقه دوم همان ساختمان به همراه مادر و برادرش زندگی میکرد، مظنون شدند.
بر اساس گزارشهای پلیسی، این دختر جوان در زمان وقوع قتل رفت و آمدهای مشکوکی به داخل و خارج ساختمان داشته و در بازجوییهای اولیه نیز اظهاراتی متناقض مطرح کرده است. همچنین تصاویر دوربینهای مداربسته نشان داد وی با کیسهای کوچک از ساختمان خارج شده و آن را در یکی از سطلهای زباله در خیابان اصلی رها کرده و بلافاصله به محل بازگشته است؛ موضوعی که بر ظن مأموران نسبت به نقش احتمالی او در این پرونده افزود.
در ادامه روند رسیدگی، کارآگاهان جنایی با جمعبندی شواهد موجود مادر و دختر جوان را به عنوان دو مظنون اصلی پرونده بازداشت کردند. سرانجام پس از مواجهه با مدارک و مستندات پلیسی دختر جوان به ارتکاب قتل زن میانسال اعتراف کرد.
بدین ترتیب پرونده وارد مرحله جدیدی از رسیدگی قضایی شد.
متهم درباره انگیزه قتل گفت: روز حادثه حالم خوب نبود. زبالهها را در سطل انداختم و هنگام برگشت با زن همسایه روبهرو شدم. او وقتی حالم را دید یک قرص آرامبخش داد تا بخورم و ۲ قرص دیگر هم داد و گفت چند ساعت بعد بخورم. اما من هر سه قرص را با هم خوردم و حالم عجیب شد. انگار فضای اطراف در دود بود و تار میدیدم. کنار زن همسایه چاقویی بود که فکر کردم میخواهد با آن مرا بزند. به همین خاطر چاقو را از دستش گرفتم و ۲ ضربه به پهلویش زدم. دستم را گرفت که ضربات بعدی را نزنم.
وی ادامه داد: در آن لحظه نفهمیدم ۳۵ ضربه به او زدم. وقتی به خودم آمدم تازه متوجه شدم چه کردهام. ۶ النگویش را سرقت کردم و در میان پارچه پیچیدم و بخشی از آن را داخل سطل زباله و بقیه را داخل کانال آب انداختم. با این کار میخواستم مسیر تحقیقات را تغییر دهم.
پس از تکمیل تحقیقات، در دادسرای جنایی تهران برای ساناز کیفرخواست صادر و پرونده برای محاکمه به شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در جلسه دادگاه اولیای دم و وکیلشان برای قاتل درخواست قصاص کردند. آنها همچنین خواستار تحقیق درباره همدست داشتن قاتل در این جنایت شدند.
سپس زن جوان در جایگاه قرار گرفت و گفت: آن روز تحت تأثیر قرصها بودم و حال خوشی نداشتم. وقتی به آن زن ضربه میزدم در حال خودم نبودم. قصدم سرقت نبود و برای ردگمکنی طلاها را برداشتم.
پس از دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات پرونده را به دادسرا بازگرداندند تا سلامت روانی متهم و احتمال جنونش در زمان قتل با توجه به مصرف قرص و همچنین داشتن همدست در جنایت بررسی شود.
پس از معاینه متهم، احتمال جنون او در زمان قتل رد شد.
همچنین بررسیها نشان داد که وی به تنهایی مرتکب قتل شده است و پرونده برای محاکمه دوباره به دادگاه بازگشت.

















































