
همشهری آنلاین - حوادث: چند روز قبل راننده ای که در حال عبور از بزرگراهی در جنوب تهران بود، چشمش به پیکر نیمه جان مردی افتاد که خون آلود روی زمین افتاده بود. مرد جوان برای درمان به بیمارستان انتقال یافت و از خطر مرگ رهایی یافت. او پس از بهبودی گفت: یکی از دوستانم به نام مسعود به من زنگ زد و گفت می خواهد درباره مشکلی با هم داشتیم صحبت کند. من سر قرار رفتم و سوار ماشین مسعود شدم اما او مرا ربود و با قفل کردن درهای ماشین اجازه نمی داد از دست او فرار کردم. سپس مرا زیر مشت و لگد گرفت به طوریکه از هوش رفتم. وقتی چشمانم را باز کردم در بیمارستان بودم و متوجه شدم او ساعت و دستبند طلای مرا نیز به سرقت برده است.
با ثبت این شکایت، پرونده ای تشکیل شد و تیمی از کارآگاهان تحقیقات خود را زیر نظر بازپرس جنایی تهران شروع کردند. طولی نکشید که با انجام اقدامات اطلاعاتی، مخفیگاه ضارب که در خانه یکی از بستگانش مخفی شده بود، شناسایی شود. او در عملیاتی غافلگیرانه بازداشت شد و در تمام این مدت تصور می کرد که مرتکب قتل دوستش شده است. او وقتی شنید دوستش از خطر مرگ رهایی یافت نفس راحتی کشید و درباره جزییات نقشه ای که کشیده بود، گفت: مدتی قبل دچار ورشکستگی شدم و همه سرمایه ام را از دست دادم. دوستم سعید (شاکی پرونده) وقتی شرایط مرا دید گفت نقشه گنجی دارد که اگر آن را بخرم و به گنج برسم، یک شبه پولدار خواهم شد. وسوسه به جانم افتاد و با قرض گرفتن صد میلیون تومان پول، نقشه گنج را از سعید خریدم. بیش از یک ماه به شهرستان رفتم و حفاری کردم اما به گنج نرسیدم. وقتی به تهران برگشتم از دوستانم شنیدم که سعید سر مرا کلاه گذاشته و فریبم داده است. همین موجب شد تا نقشه انتقام جویی بکشم و او را گوشمالی بدهم اما آن روز سعید از حال رفت و من با تصور اینکه مرتکب قتل شده ام، او را به بیرون از ماشینم پرتاب کردم و فراری شدم. خوشبختانه بعد از دستگیری، شنیدم که سعید زنده است و خیلی خوشحال شدم چون تمام این مدت به شدت عذاب وجدان، داشتم و تصور می کردم قاتلم.
این متهم با قرار قانونی بازداشت شده و تحقیقات از او ادامه دارد.

















































