
همشهری آنلاین - گروه جامعه: لابهلای خبرها، آنهایی که رد و نشانی از کشته و شهید و بازداشت دانشآموزان و نوجوانان بود بیش از بقیه آزاردهنده بود. بچههای مدارس این مملکت و نوجوانهایی که هنوز بلوغ جسمی را هم درست و درمان تجربه نکردهاند، چه برسد به بلوغ سیاسی و رفتار کنشگرانه، بخش عمدهای از فهرست تلخیها بودند و این آغاز یک هشدار با آژیری لاینقطع است برای حکومت، دولت، وزیر و مدیر...
حادثههای دلخراشی که در دیماه گذشته اتفاق افتاد زمانی تلختر و غمانگیزتر و البته حساستر میشود که در میان کشتهشدگان، مجروحان یا دستگیرشدگان افراد زیر ۱۸سال زیادی وجود داشت. نوجوانان و جوانانی که عمدتا در سایه بمباران تبلیغاتی فضای مجازی به خیابانها آمدند و در میان شلوغیها کشته، زخمی و حتی دستگیر شدند. آمارهای اعلامی از سوی برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی حکایت از آن دارد که حدود ۲۸درصد بازداشتشدگان این حوادث زیر ۲۰سال سن داشتند؛ یعنی یا دانشآموز بودند یا به تازگی از مدرسه فارغالتحصیل شده بودند. جای تأسف است که وزارت آموزش و پرورش به جای چارهاندیشی برای این معضل در ۷بهمن اعلام کرد، بسیاری از نوجوانانی که در حوادث اخیر شرکت کرده و دستگیر شدهاند در سن دانشآموزی و نوجوان بودند اما دانشآموز نبودند. درست ۷روز بعد از انتشار این خبر سخنگوی وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد، تمام دانشآموزان دستگیر شده را بعد از مشاوره به خانوادههایشان تحویل دادهاند. این در حالی است که رئیسجمهور بهطور رسمی در اختتامیه جشنواره فارابی با تلخ و غیرقابل تصور توصیف کردن این حوادث اعلام کرد، باید بررسی کنیم چرا برخی جوانان ما فریب خورده و اقداماتی انجام دادهاند که حتی تصور آن نیز دشوار است؛ مسئولیت ما سنگین است و باید برای ترمیم این روند تلاش کنیم. باید بشنویم، ببینیم و بیندیشیم و اگر کوتاهی از ماست، خود را اصلاح کنیم.
منتقدان معتقدند که آموزش سواد رسانه در نظام آموزش رسمی ایران با نقاط ضعف بسیاری روبهرو است. از کمبود ابزار کمک آموزشی گرفته تا فقدان الگوهای استاندارد و بیاطلاعی دبیران مدارس در کنار عدمحمایت آموزش و پرورش در این بخش باعث شده تا معلمان این واحد درسی در برابر چالشهای موجود تنها باشند و نتواند آنطور که باید و شاید این واحد درسی مهم و حیاتی را به دانشآموزان آموزش دهد. امیرعلی تفرشی، پژوهشگر حوزه رسانه و اخبار جعلی معتقد است دانشآموزان امروز با ۲دنیای متفاوت روبهرو است؛ یکی تجارب دنیای زیسته که عمدتا برگرفته از فضای خانواده مدرسه و جامعه است و دیگری تجارب دنیای رسانه؛ دنیایی که نه منابع اخبار و اطلاعات دریافتیاش مشخص است و نه نوجوان و جوان ما قابلیت درک خیلی از اطلاعات دریافتی این فضاها را دارند.
بهگفته این کارشناس امروز در عصر ارتباطات زندگی میکنیم و نوجوانان و جوانان ما که همان دانشآموزان هستند با بمباران محتواهای رسانهای گوناگونی روبهرو هستند که اگر سواد و پیشزمینهای در ارتباط با ماهیت رسانهها و عملکرد آنها که عمدتا بر مبنای اهداف سیاسی و قدرتطلبیشان در عرصه ملی و بینالمللی است نداشته باشند، با موجهای مختلف رسانهای همراه میشوند که با اهداف خاص به تولید محتوا در فضای مجازی میپردازند و به این قشر آسیبهای جدی وارد میکنند. تفرشی میگوید وزارت آموزش و پرورش باید به موضوع درسی سواد رسانه بهعنوان یکی از مهمترین واحدهای درسی نگاه کند و برای آموزش این واحد درسی از کارشناسان حوزه سواد رسانه و متخصصان این بخش کمک بگیرد.
«هیجان برایش به وجود میآورند؛ نوجوانها هیجانیاند، میآیند وارد میدان میشوند، کارهایی میکنند که نباید بکنند.»؛ این جمله رهبرانقلاب در مورد نوجوانهایی که هیجان باعث شده بود در اتفاقات اخیر شرکت بکنند. نوجوانان و دانشآموزان سرمایههای ارزشمند یک جامعه هستند؛ جمعیتی که با وجود تفاوت بیننسلی ثابت کردهاند در مواقع بحرانی و شرایط حساسی چون جنگ ۱۲روزه حسابی پشت این نظام و آرمانهای آن ایستادهاند. جامعهشناسان معتقدند هیجاناتی که در شخصیت نوجوانان و جوانان وجود دارد بخش غیرقابل انکار شخصیت و روحیات آنهاست که اگر در جهت تأمین منافع ملی هدایت شود، میتواند در ساختن آینده کشور تأثیر بسزایی داشته باشد و اگر غیر از این باشد و اجازه دهیم بیگانگان از طریق رسانههایشان برای نوجوانان نقشه راه بچینند، نتیجه همان میشود که در حوادث دیماه دیدیم. متأسفانه امروز غربیها با قهرمانسازیهای مجازی و تحریف تاریخ برای نسل نوجوان و جوان ما حس عقبماندگی و ناامیدی را به این قشر تحمیل میکنند و با تبلیغات دروغین میکوشند چهره جمهوری اسلامی ایران را ضدزندگی معرفی کنند و پیشرفتها و داشتههای کشور را نادیده بگیرند. به قول رهبری که بارها و بارها بر ضرورت تشکیل جلسات هماندیشی و گفتمانها طی یک دهه اخیر تأکید کردهاند، امروز نوجوان و جوان ما نیاز به شنیدهشدن و توجه به عقاید و اندیشههایش دارد؛ موضوعی که وقتی در کشور مورد بیتوجهی قرار بگیرد از سوی دشمن موردتوجه قرار میگیرد.
در ۲کتاب آمادگی دفاعی مقاطع متوسطه اول و دوم، موضوع سواد رسانهای مطرح شده است. کتاب سال نهم در بخش «شناخت و مقابله با جنگ نرم» نکاتی مانند تأثیر شبکههای اجتماعی و کانالهای ماهواره را بررسی میکند. کتاب آمادگی دفاعی سال دوازدهم هم حوزههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جنگ نرم را تحلیل میکند. این کتاب در فصل پدافند غیرعامل هم موضوعهایی مانند حملههای سایبری را شرح میدهد.
هر دو کتاب در کنار دروس نظامی، حوزههای نفوذ دشمنان و فریب نسل جوان را بهعنوان بخشی از دروس خود محسوب میکنند اما این درسها تنها برای ۲پایه از ۱۲پایه تحصیلی ارائه میشود درحالیکه باید در تمام پایهها مورد توجه قرار گیرد. دانشآموزان از نخستین سالهای تحصیل تا رسیدن به دیپلم در معرض تبلیغات دشمنان هستند که از طریق شبکههای اجتماعی تشدید میشود. امروزه کشورهایی با فرهنگ غربی نظیر استرالیا، دانمارک، فرانسه و... نسبت به حضور نوجوانان در فضای مجازی و تأثیرات آن واکنشهایی نشان دادهاند که حساسیت این مباحث را نشان میدهد. به همین نسبت لازم است که موضوع جنگ نرم در تمام مقاطع تحصیلی از طریق آموزش سر کلاسها ارائه شود.












































![امیدواریم بتوانیم از طریق دیپلماسی با آمریکا به نتیجه برسیم، هر چند نمیتوانیم صددرصد مطمئن باشیم/ میشنویم که آمریکاییها به مذاکرات علاقهمندند، این را علناً و در گفتوگوهای خصوصی از طریق عمان گفتهاند/ اگر صادق باشند، مطمئنم در مسیر دستیابی به توافق قرار میگیریم/ آمادهایم در مورد مسائل مرتبط با برنامه [هستهای] خود گفتوگو کنیم، اگر آنها هم درباره تحریمها صحبت کنند](/news/u/2026-02-15/entekhab-egqjm.jpg)




