
به گزارش همشهری آنلاین به نقل از عصر ایران در زیر تحلیل ساسان کریمی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، رئیس برنامه سیاست بینالملل اندیشکده رصد هستهای و عضو هیئتمدیره انجمن مطالعات جهان، درباره امضای تفاهمنامه بین ایران و آمریکا را می خوانید:
شما پیشتر جملهای را مطرح کردید که مطلع این گفتوگو خواهد بود. «من همیشه به دیپلماسی امیدوارم.» اکنون به نظر میرسد دیپلماسی بخشی از این امیدها را با حصول تفاهم اولیه محقق کرده است؛ با این حال بسیاری معتقدند این امیدواری همچنان شکننده است. برخی وضعیت کنونی را صرفا تنفسی میان دو جنگ میدانند و برخی دیگر از آن بهعنوان آغاز یک رنسانس در سیاست خارجی و حتی سیاست داخلی یاد میکنند. برداشت و ارزیابی شما از شرایط فعلی چیست؟
تصور نمیکنم بتوان برای آینده، سرنوشتی محتوم و قطعی در نظر گرفت. روند پیش رو بر اساس حصول توافق نهایی و استمرار صلح دائم تا حد بسیار زیادی به کنشگری بازیگران مختلف، از جمله ما و طرفهای مقابلمان، بستگی دارد. ضمنا رخدادها بر اساس معادلات از پیش تعیینشده و قطعی شکل نمیگیرند، بلکه تابعی از نحوه کنشگری انسانها هستند.
همانطور که مشاهده کردیم، با تغییر رئیس تیم مذاکرهکننده و نیز برخی تحولات در رویکرد دیپلماتیک ایران، نوعی جسارت و تحرک بیشتر در کنشگری دیپلماتیک پدید آمد. طبیعتا بخشی عمدهای از اعتبار این تغییرات و حصول تفاهم به آقای قالیباف و بخشی نیز به آقای پزشکیان بازمیگردد. بنابراین به نظر من، همانگونه که تاکنون نیز شاهد بودهایم، کنشگری افراد میتواند در تغییر سرنوشت و شکلدهی به آینده مؤثر باشد.
در مورد آینده نیز همین انتظار وجود دارد. البته همانطور که احتمالا در پاسخ به پرسشهای بعدی توضیح خواهم داد، چندان خوشبین نیستم و وضعیت کنونی را همچنان متزلزل و شکننده میدانم؛ وضعیتی که نیازمند اهتمام و توجه جدی است.
دقیقا نکته همینجاست. بسیاری معتقدند اختلافاتی که زمینهساز جنگ ۱۲روزه و سپس جنگ ۴۰روزه شد، همچنان پابرجاست و از میان نرفته است. با این حال، گفته میشود ارادهای برای مدیریت این اختلافات شکل گرفته است. آیا شما نیز چنین ارادهای را مشاهده میکنید؟ این تفاهم میتواند گام اول صلح باشد؟
بله، در شرایط فعلی، گام اول برداشته شد؛ یعنی ایران و آمریکا در تداوم جنگ منفعتی برای خود نمیبینند؛ بهخصوص آمریکا و ترامپ اصلا هدفی در ادامه جنگ برای خود تصور نمیکرد. ضمنا در مدیریت مسئله و کنترل تنشها، هر دو طرف نوعی منفعت و چشمانداز امیدوارکننده مشاهده میکنند. همین مسئله سبب شده که حتی با وجود برخی اقدامات اسرائیل و اتفاقاتی که میان طرفین رخ داده، روند مدیریت بحران از مسیر خود خارج نشود و حرکت به سمت دستیابی به یک توافق سیاسی ادامه پیدا کند.
با این حال، از منظر محتوایی، اگر موضوع را بررسی کنیم، بخش عمدهای از مسائل، شاید بیش از ۹۰ درصد آنها، صرفا به تعویق افتادهاند. موضوعاتی از جنس تحریمها، پرونده هستهای و سایر اختلافات اساسی همچنان حلنشده باقی ماندهاند.
پس صلح دائم در دست نیست؟
من شخصا و از منظر تخصصی، با حصول تفاهم و به تبع آن، تفکیک و چندپاره کردن مسائل جامع موافق نیستم و این رویکرد را رویکرد مناسبی نمیدانم. به اعتقاد من، بزرگترین تهدیدی که میتواند آینده دیپلماسی را در ماههای پیش رو با مخاطره مواجه کند، همین چندپاره شدن مذاکرات است.
چرا؟
چون ترجیح من این بود که مذاکرات در قالب یک بسته جامع و یکپارچه دنبال شود. البته هنوز درها بسته نشده و بخش مهمی از روند آینده به درایت و مدیریت مسئولان امر بستگی خواهد داشت.
در همین چارچوب، به نظر میرسد از شرایطی که در نشست اسلامآباد یک توافق جامع در دستور کار قرار داشت، اکنون به مرحلهای رسیدهایم که تنها یک تفاهم اولیه مطرح است و حتی امضای نهایی آن نیز در ژنو انجام نشده است. با توجه به تجربههایی همچون توافق الجزایر و همچنین برجام که با پشتوانه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل همراه بود، چه میزان ضمانت اجرایی برای این تفاهم یا (MOU) Memorandum of Understanding میتوان متصور شد؟
واقعیت این است که نه فقط برای یک تفاهمنامه، بلکه حتی برای مهمترین قطعنامهها و قراردادهای بینالمللی نیز ضمانت اجرایی مطلق وجود ندارد. با این حال، آنچه اکنون مطرح شده بیشتر نوعی فهم مشترک از موضوع است تا یک برنامه اقدام مشخص. به همین دلیل، تصور میکنم نباید در ارزیابی این تفاهم دچار بزرگنمایی شویم. نه باید آن را یک دستاورد بزرگ تلقی کرد و نه یک نقطه عطف تعیینکننده در سیاست خارجی ایران.
آنچه تاکنون از محتوای این تفاهم شنیده میشود، بیشتر به موضوعاتی نظیر تنگه هرمز و مدیریت برخی مسائل مرتبط بازمیگردد؛ مسائلی که ریشه آنها به روزهای آغاز جنگ مربوط میشود. در کنار همه هزینهها و خسارتهایی که کشور متحمل شده، باید توجه داشت که کوچکسازی مسئله و تقسیم آن به پروندههای متعدد که در زمانهای مختلف مورد مذاکره قرار گیرند، کار را برای ما دشوارتر میکند.
زمانی که چند موضوع بهصورت همزمان در دستور مذاکره قرار داشته باشند، امکان تبادل امتیاز و ایجاد توازن میان پروندههای مختلف وجود دارد؛ اما وقتی مسائل از یکدیگر تفکیک شوند، این ظرفیت تا حد زیادی از میان میرود.
برخی معتقدند کشور وارد فضای جدیدی شده است؛ فضایی که هر چند شاید در مقایسه با انتظارات اولیه محدودتر و تقلیلیافتهتر باشد، اما در صورت بهرهبرداری صحیح میتواند فرصتهای تازهای را پیش روی ایران قرار دهد. اگر بخواهیم با نگاهی خوشبینانه به تحولات بنگریم، آیا شما نیز معتقدید وارد دورهای جدید شدهایم که میتواند به صلحی پایدار منتهی شود؟
به نظر من هنوز برای چنین قضاوتی بسیار زود است. من اساسا محتوای توافق را ندیدهام، درباره جزئیات آن اطلاعی ندارم و در هیچیک از جلسات مربوطه نیز حضور نداشتهام؛ بنابراین نمیتوانم چنین ارزیابیای را تأیید کنم. علاوه بر این، توافق باید وارد مرحله اجرا شود تا بتوان درباره آثار و پیامدهای آن سخن گفت.
در حال حاضر ما از محتوای توافق اطلاع دقیقی نداریم و ناچاریم منتظر اعلام رسمی جزئیات آن باشیم. البته نفس جلوگیری از تشدید بحران و ممانعت از وقوع درگیریهای بیشتر، دستاورد مهمی است. با این حال، نباید این تفاهم سیاسی را بیش از اندازه بزرگ جلوه داد. آنچه فعلا رخ داده، بیش از هر چیز نشانهای از وجود اراده سیاسی میان طرفین برای مدیریت شرایط است و نباید آن را با یک توافق جامع و نهایی یکسان دانست.
برخی تحلیلگران معتقدند حجم امتیازاتی که تاکنون از سوی دولت ترامپ مطرح شده یا احتمالا در حال طرح است، با رویکرد معمول او سازگار نیست و از این رو نتیجه میگیرند که یا اهداف بزرگتری در پس این روند نهفته است یا اساسا احتمال بازگشت به گزینه نظامی همچنان وجود دارد. شما این خط تحلیلی را تا چه اندازه معتبر میدانید؟
در حال حاضر نمیتوان با اطمینان درباره این موضوع قضاوت کرد. اساسا هنوز مشخص نیست چه میزان امتیاز واقعی میان طرفین مبادله شده است و اصلا چه امتیازاتی از طرف آمریکایی قابل نقد شدن است. به جز برخی موضوعات محدود مانند تنگه و محاصره که درباره آنها صحبت میشود، تصویر روشنی از ابعاد توافق وجود ندارد. به همین دلیل، ابتدا باید منتظر اعلام رسمی جزئیات و روشن شدن واقعیتهای توافق باشیم. همانطور که عرض کردم، اطلاعاتی که تاکنون بهصورت غیررسمی منتشر شده، برای ارزیابی دقیق کفایت نمیکند.
در عین حال، یکی از رویکردهای مطلوب میتواند این باشد که ترامپ به مدافع و متعهد اجرای توافقات تبدیل شود؛ اما تا این لحظه چنین وضعیتی شکل نگرفته است. حتی تا همین روزهای اخیر نیز برخی اظهارات و مواضع از سوی او همچنان تنشآلود بوده است. بنابراین باید منتظر ماند و دید محتوای نهایی توافق چه خواهد بود و ایران در فاصله زمانی پیش رو، بهویژه در حدود دو ماه آینده، چه نوع کنشگریای را در پیش خواهد گرفت. اهمیت این دوره در آن است که بتوان از بازتولید سناریوهای تنش و جنگ جلوگیری کرد و زمینه تحمیل دوباره بحرانهای امنیتی را از میان برد.
منبع : همشهریآنلاین

















































