
«جلالی ندوشن» سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران در گفتوگو با خبرنگار ایلنا در خصوص نوع برخورد با کودکان زیر ۱۸ سال که در حوادث اخیر بازداشت شدهاند، گفت: رویههای قضایی تا یک مرحلهای، تربیتی هستند و از جایی بهبعد، رویههای کنترلی میشوند. برای مثال یک قاتل سریالی را نمیتوانیم تغییر دهیم یا احتمالاً افراد درگیر قاچاق سازمانیافته انسان، که از نظر تاریخچه فردیشان نیز یک تاریخچه پر فراز و نشیب دارند، هیچسیستم قضایی به دنبال تغییر ماهوی این افراد نیست و تا جایی که ممکن است آنها را مقداری بازتوانی میکند و در واقع اساساً کنترل میشوند. اما وقتی مساله مربوط به کودک و نوجوان است، حتی دربارهی کودکان و نوجوانان بزهکار، چه برسد به کودکی که در یک فضای هیجانزده اعتراضی دستگیر میشود، رویکرد نباید کنترلی‑تنبیهی باشد؛ بلکه باید ارشادی و تربیتی باشد. در غیر این صورت، هر نوع اقدام قضایی نقض هدف اصلی خواهد شد.
به گفته وی، علت اصلی بروز این گونه رفتارها، ویژگیهای دورهی زندگی نوجوانی است؛ بهویژه عوامل انگیزشی که میتوانند منجر به ارتکاب بزههایی شوند. از جنبهی آسیبپذیری و شکنندگی افراد میتوان گفت فردی که در مواجهه با وضعیتهای اجتماعی ناعادلانه یا معترض به آنهاست، ممکن است تحت تأثیر هیجانات آرمانخواهی و حس حقجویی (که اگرچه شکل یا سازمان خاصی ندارد) عمل کند. چنین عمل بیپایانی باید در چارچوبی درست و مستدل نشان داده شود، به این معنا که رفتار او صرفاً ناشی از احساس نارضایتی نیست، بلکه نشانگر نیاز به پاسخگویی به مشکلات ساختاری است.
سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران تصریح کرد: در عین حال، این نگاه که بسیاری از نوجوانان و دانشآموزان در ایران بهطور قابلتوجهی مسئولیتپذیر هستند و بهجای تمرکز صرف بر امور شخصی خود، به مسائل اجتماعی میپردازند، میتواند تحسینبرانگیز باشد. اگرچه این رفتار ممکن است گاهی بهنظر برسد که «حرف اجتماعی» میزنند، اما در واقع نشان از بالابردن سطح آگاهی و مشارکت شهروندی دارد. بنابراین، باید از چنین نگرش مثبتی قدردانی کرد.
این روانپزشک تأکید کرد: اگر ما تصور کنیم که محتوای این رفتارها از نظر معنوی یا عملی نادرست است، این میتواند ما را به این سؤال برانگیزد که کجا خطا رفتهایم. اینبار باید توجه داشته باشیم که دانشآموزان و نوجوانان، حتی اگر از تجربهی مستقیم زندگی در کشور دیگری برخوردار نباشند، میتوانند با بهرهگیری از دیدگاهها و اطلاعات مختلف، نقدی سازنده ارائه دهند.
جلالی ندوشن گفت: اینها در واقع محصول نظام آموزشی رسمی کشور و ساختار هنجاری خانواده ایرانیاند؛ ساختاری که در سالهای گذشته زیر آماج انواع تبلیغات فرهنگی قرار داشته است. بنابراین اگر قرار باشد کسی مورد پرسش قرار گیرد، باید همین مسئولان را مخاطب قرار داد.
وی تصریح کرد: اما اصلاً تصور کنیم اینها اشتباهی مرتکب شدهاند؛ آیا میخواهیم اینها را ارشاد کنید یا میخواهیم از اینها بزهکار بسازیم؟ اگر میخواهیم بزهکار بسازیم، راهش زندانی کردن، حکم دادن و بازداشت است. ولی اگر میخواهیم ارشادی- تنبیهی باشد؛ هر ساعت نگه داشتن نوجوان و دانشآموز در بازداشتگاهها به این معنا است که این کودکان و نوجوانان که میتوانستند در جهت سازنده، انرژی جوانشان به کار گرفته شوند، به سمت بزهکار شدن و کینهتوزی نسبت به سیستم قانونی و رسمی کشور سوق داده میشوند.
وی ادامه داد: هیچکسی از ابتدا نسبت به نظم نمادین و سیستم رسمی، کینه یا تحقیر نشان نمیدهد. اما عواملی چون ناکامی، احساس بیپناهی و نادیدهمانده شدن، افراد را بهگونهای عصبی میکند که فریاد میزنند، میشکنند، آتش میزنند یا علیه نمادهای رسمی قدرت شعار میبرند. بنابراین باید این نشانهها را بهجای ساده رد کردن، بهعنوان پیامهایی که میتوان از آنها آموخت در نظر گرفت؛ همانگونه که در مورد تب، تنبیهکنندهی آن نیستیم، بلکه تب را نشانهای از خطر بزرگتری میپذیریم و سعی میکنیم آن را درمان کنیم.
جلالی ندوشن در پایان اظهار کرد: مسئولان بهجای صرف وقت برای تنبیه خطاکاران اجتماعی، باید به بازشناسی مشکلات موجود در سیستمهای آموزشی، امنیتی، فرهنگی‑اجتماعی و اقتصادی بپردازند. ارتقای امنیت جامعه از این طریق، نه تنها امکانپذیر نیست، بلکه تجربیات نشان دادهاند که این روشها بهدرستی بهکار گرفته نمیشوند و از آن درس گرفته نمیشود. در نتیجه، جامعه بیشتر در معرض پارگیهای روانی، تکثیر نفرت و در نهایت درگیریهای جدلی بین گروههای اجتماعی قرار میگیرد.
منبع : ایلنا
















































