
ایران، سرزمینی زیبا با تاریخی کهن، همواره بر بستری لرزان آرمیده است. قرارگیری بر روی کمربند لرزهخیز آلپ-هیمالیا، زلزله را به بخشی جداییناپذیر از سرنوشت جغرافیایی ما تبدیل کرده است. اما در میان اخبار تلخ ویرانیها، حقیقتی امیدبخش و غرورآفرین نهفته است: سیر تکامل مهندسی سازه در ایران که با تکیه بر طراحی دقیق و بهرهگیری از مصالح ساختمانی استاندارد و تخصصی، رقم خورد.
داستان پیشرفت مهندسی کشور، روایتی است از درسهای تلخ گذشته و تلاشهای خستگیناپذیر برای ساختن آیندهای ایمنتر؛ داستانی که نقطه عطف آن را میتوان در مقایسه دو فاجعه بزرگ ملی، یعنی زلزله بم و زلزله سرپل ذهاب، جستجو کرد.
در این گزارش قصد داریم با نگاهی کارشناسانه به بررسی ابعاد فنی این دو رویداد بپردازیم و نشان دهیم که چگونه جامعه مهندسی سازه کشور با ارتقای استانداردهای طراحی، نظارت و اجرا، توانستهاند در آزمونی سختتر (سرپل ذهاب)، کارنامهای بهمراتب درخشانتر از گذشته (بم) برجای بگذارند.

برای درک بزرگی دستاورد امروز، باید به عمق فاجعه دیروز بازگردیم. سحرگاه پنجم دیماه ۱۳۸۲، زمینلرزهای به بزرگی ۶.۶ ریشتر شهر تاریخی بم را لرزاند. اگرچه کانون زلزله نزدیک به شهر بود، اما شدت تخریب فراتر از حد تصور بود.
در آن زمان، نظارت مهندسی دقیق بر ساختوسازهای روستایی و شهرهای کوچک کمتر اعمال میشد و آییننامه ۲۸۰۰ (آییننامه طراحی ساختمانها در برابر زلزله) در بسیاری از ساختوسازهای شخصیساز نادیده گرفته میشد. بم، زنگ بیداری دردناکی برای مهندسان، مسئولین و مردم بود.
پس از فاجعه بم، موجی از تغییرات در صنعت ساختمان کشور شکل گرفت. بازنگری در ویرایشهای آییننامه ۲۸۰۰، اجباری شدن نظارت سازمان نظاممهندسی و ورود تکنولوژیهای نوین به عرصه ساختوساز، بخشی از این تغییرات بود. مهندسان محاسب با استفاده از نرمافزارهای پیشرفتهتر به تحلیلهای دقیقتر دینامیکی و غیرخطی روی آوردند و مهندسان ناظر با حساسیت بیشتری بر اجرای اتصالات و کیفیت بتن نظارت کردند.
اما آیا این تغییرات روی کاغذ باقی ماند یا در عمل نیز مؤثر بود؟ پاسخ این سؤال، ۱۴ سال بعد در غرب کشور داده شد.

ساعت ۲۱:۴۸ شامگاه ۲۱ آبان ۱۳۹۶، زمینلرزهای سهمگین استان کرمانشاه و منطقه سرپل ذهاب را لرزاند. این بار اما طبیعت خشمگینتر بود.

در زلزله سرپل ذهاب، برخلاف بم، اکثر ساختمانهای مهندسیساز (فولادی و بتنی) دچار «فروپاشی کلی» نشدند. اگرچه دیوارهای پیرامونی و تیغههای داخلی در بسیاری از ساختمانها (از جمله مسکن مهر) فرو ریخت و نمای ساختمانها آسیب دید، اما اسکلت اصلی ساختمان ایستایی خود را حفظ کرد.
این همان هدف غایی آییننامه ۲۸۰۰ است: «حفظ جان ساکنین با جلوگیری از فروپاشی سازه، حتی در صورت خسارات مالی شدید.»
موفقیت نسبی در سرپل ذهاب حاصل بهبود عملکرد در سه حوزه کلیدی بود که مهندسان سازه پرچمدار آن بودند:
۱. تحول در طراحی
مهندسان محاسب در فاصله بین این دو زلزله، دانش خود را بهروز کردند. استفاده از سیستمهای باربر جانبی پیشرفتهتر، توجه ویژه به «نیروی قائم زلزله» در مناطق نزدیک گسل، و طراحی دقیقتر اتصالات، باعث شد سازهها رفتار شکلپذیرتری از خود نشان دهند. در سرپل ذهاب، بسیاری از تیرها و ستونها تغییر شکل دادند و انرژی زلزله را مستهلک کردند، اما نشکستند. این دقیقاً همان هنری است که یک مهندس سازه در طراحی اعمال میکند.
۲. ارتقای نظارت
سختگیری در آزمایشهای بتن، کنترل جوشهای اتصالات در اسکلت فلزی و نظارت بر اجرای صحیح میلگردگذاری، نسبت به دهه ۸۰ پیشرفت چشمگیری داشته است. در سرپل ذهاب مشاهده شد که ساختمانهایی که تحت نظارت دقیق مهندسان نظاممهندسی ساخته شده بودند، کمترین آسیب سازهای را دیدند.
۳. بهبود کیفیت اجرا
عبور از روشهای سنتی به صنعتی، استفاده از بتن آماده استاندارد بهجای بتنریزی دستی و استفاده از سقفهای مهندسی تر مثل تیرچه بلوک و انواع دال بهجای طاق ضربی و همچنین استفاده از بلوکهای سبک پوشش دیوار، وزن مرده ساختمانها را کاهش داد. مهندسان مجری با کنترل کیفیت مصالح، نقش مهمی در این موفقیت داشتند.
برای درک بهتر دستاورد مهندسان ایرانی، تصور کنید که اگر زلزله ۷.۳ ریشتری سرپل ذهاب با همان کیفیت ساختوساز سال ۱۳۸۲ رخ میداد، چه اتفاقی میافتاد؟
کارشناسان لرزهنگاری معتقدند باتوجهبه شتاب طیفی بسیار بالای زلزله کرمانشاه، اگر کیفیت سازهها در حد استاندارد دهه ۸۰ باقیمانده بود، تلفات انسانی میتوانست از بم فراتر رود و به اعداد فاجعهباری برسد.
کاهش ۹۸ درصدی تلفات جانی در سرپل ذهاب نسبت به بم، سندی غیرقابلانکار از کارآمدی دانش مهندسی کشور است. این آمار نشان میدهد که «هزینهکردن برای خدمات مهندسی، هزینه نیست، بلکه سرمایهگذاری برای حفظ جان انسانهاست.»
نکته کلیدی: در سرپل ذهاب، آسیبپذیری «اجزای غیرسازهای» (مانند دیوارها و نماها) بسیار برجسته بود که منجر به خسارات مالی و رعب و وحشت شد. این موضوع نشان میدهد که مهندسان سازه در فاز «اسکلت» موفق عمل کردهاند و اکنون چالش جدید صنعت ساختمان، تمرکز بر معماری و اتصالات اجزای غیرسازهای (وال پستها) است که خوشبختانه در ویرایشهای جدید آییننامه (پیوست ششم استاندارد ۲۸۰۰) بهشدت مورد توجه قرار گرفته است.
تفاوت میان بم و سرپل ذهاب، تفاوت میان «غفلت» و «دانش» بود. اگرچه هنوز تا رسیدن به نقطه صفرِ تلفات فاصله داریم، اما عملکرد درخشان سازهها در کنار انتخاب آگاهانه مصالح ساختمانی استاندارد و باکیفیت، در برابر زلزلهای عظیم در غرب کشور، مدال افتخاری بر سینه مهندسان محاسب، ناظر و مجری ایرانی است. اعتماد به تخصص مهندسان، انتخاب مصالح ساختمانی استاندارد و باکیفیت و رعایت آئیننامهها و مقررات ملی ساختمان، تنها راه عبور سلامت از لرزشهای اجتنابناپذیر این سرزمین است.
فاجعههای گذشته ثابت کردند که کیفیت مصالح، دیگر یک انتخاب لوکس نیست؛ بلکه تنها معیار حفظ جان و سرمایه و تابآوری سازه است.
در خشت سبز، مأموریت ما فقط تأمین مصالح نیست؛ ما استاندارد و کیفیت را معیار پاسخگویی خود قرار میدهیم. این مجموعه بر پایه دانش فنی و تجارب مهندسان اداره میشود و همین رویکرد تخصصی است که باعث میشود محصولی ارائه کنیم که در امنیت، دوام و عملکرد نهایی پروژه اثر واقعی دارد.
آدرس وبسایت خشت سبز: https://greenbrick.ir
پایان رپرتاژ آگهیمنبع : خبرگزاری ایلنا

















































