۳۱ سال از پایان جنگ تحمیلی می گذرد و بسیاری از اطلاعاتی که محرمانه بوده اند حالا دیگر قابل انتشار شده اند.هرکس هر کجای این سرزمین پهناور در  پستی بوده و نبوده اما در دفاع از کشور نقشی داشته حالا می تواند راویت کننده بخشی از اتفاقات آن روزها باشد البته گذشت ۳۱ سال کمی اوضاع را دشوار کرده زیرا برخی از شاهدان شهید شده اند و برخی نیز زخمی و با کوله باری از ترکش به خانه برگشته اند. ترکش هایی که هر چه زمان می گذرد انگار چالاک تر از گذشته در بدن میزبان حرکت می کنند. برخی خاطرات نیز تحت تاثیر امواج شیمیایی و گذر زمان در ذهن راویان کمرنگ شده و بیرون کشیدن این خاطرات دشوار شده و از سویی راستی آزمایی آنها برای ثبت در تاریخ هم یک مساله است و همه این موارد باعث شده که این سالها زمان طلایی گردآوری خاطرات شفاهی باشد. با این حال چندین دستگاه در کشور مسئولیت جمع آوری خاطرات را به عهده گرفته اند. خاطراتی که علاوه بر اینکه خود برگی از تاریخ معاصر این سرزمین هستند سرشار از نکاتی است که می تواند دستمایه ساخت هزاران فیلم و نوشتن هزاران کتاب باشد. حوزه هنری یکی از دستگاه هایی است که به گردآوری تاریخ شفاهی جنگ ورود کرده است و این برنامه را هم در سطح ملی و هم استانها پیگیری می کند. انقلاب و دفاع مقدس تاریخ ساز بود مدیر دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری امور استان‌های حوزه هنری درباره چرایی ورود به تاریخ شفاهی دفاع مقدس می گوید:ضرورت دارد خاطرات و فرهنگ دوران دفاع مقدس را از وجوه مختلف نگاه کنیم از هر زاویه ای که به موضوع بنگریم چه از بعد جامعه شناسی، تاریخی، روانشناسی، مباحث تعلیمی و مشاوره ای  ثبت و ضبط خاطرات، ظرفیت بزرگی است که می توانیم از آن استفاده کنیم. محمد قاسمی پورمی افزاید: انقلاب و ۸ سال دفاع مقدس دو رویداد تاریخ ساز بودند ومردم هم در این رویدادها نقش آفرینان اصلی بوده اند و حیف است که به سادگی از کنار آنها عبور کنیم. وی ادامه می دهد: از ابتدای دهه ۷۰  ،ثبت ، ضبط و تدوین تاریخ شفاهی  در حوزه هنری جدی گرفته شد و از ابتدای دهه ۹۰ نیز در مراکز استانی حوزه هنری تدوین تاریخ شفاهی با  با رویکردهای اقلیمی و منطقه ای جدی تر  شد.  قاسمی پور می افزاید: رویکرد ما در استانها این است که  از الگوی پایتخت و آن چیزی که در خاطره نگاریهای پایتخت معمول و مرسوم است استفاده نشود و بر اساس شرایط فرهنگی و منطقه ای جغرافیایی و اقلیمی اقدام به ثبت و ضبط خاطرات شود. وی ادامه می دهد: محققان و پژوهشگران علاقه مند و دل سوخته ای در استانها پیدا شده وظرفیت قابل قبول نیروی انسانی در مراکز استانها شکل گرفته است. قاسی پور تاکید می کند:در ادبیات پایداری کمیت گرا نیستیم به دنبال کیفیت هستیم و ثبت و ضبط خاطرات نیازمند کاری بلند مدت است  تا جایی که حافظه ها یاری می‌کند باید تاریخ جنگ و انقلاب مستندنگاری شود. وی می گوید: هنوز حجم کار انجام نشده هم بسیار است اما با این حال کارهای خوبی هم انجام شده  است و امیدوار کننده است. جنگ و انقلاب باید با رویکرد زندگی محور ثبت شوند اما یکی از انتقاداتی که گاها به کتابها و تالیفات حوزه ادبیات پایداری می شود، روایت های صرفا جنگی از زندگی آدم های بزرگی است که جنگ بر همه ابعاد زندگی آنها تاثیر گذاشته اما همه زندگیشان نبوده است. موضوعی که مدیر دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری امور استان‌های حوزه هنری در رد آن می گوید: از سال ۹۰ در سیاست گذاریها، دستور العمل ها و کلاسهای آموزشی تاکید داریم  جنگ و انقلاب باید با رویکرد زندگی محور ثبت شوند.مابه زندگی آدمهایی که به جنگ رفته اند از قبل و حین و پس از جنگ نیاز داریم. محور اصلی کارهای ما سبک و شیوه زندگی اسلامی- ایرانی است. قاسمی پور می گوید:جنگ با همه زشتیهایش وقتی به ما تحمیل شد مانع زندگی عادی نشد . زندگی در وجوه مختلف ادامه پیدا کرد و همه پشتیبانی کردند پس به همان اندازه که خط مقدم مهم است پشت خاکریز هم اهمیت دارد و معتقدیم باید همه لایه ها دیده شوند. دفاع ما چون مردمی بود مقدس شد اما نقد دیگری که گاها به کتاب های حوزه ادبیات پایداری می شود این است که آنچنان که باید و لازم است به زشتی های پدیده جنگ اشاره ندارند. این هم موضوعی است که قاسمی پور در تبیین آن می گوید: هیچ ملتی به جنگ تقدس نمی دهد زیرا ذات جنگ زشت ، غیر قابل تحمل و غیر انسانی است.جنگ به ما تحمیل شد و سر راه زندگی ما قرار گرفت و واکنش ما  دفاع بود.  وی می گوید: بسیاری از آدم هایی که به جنگ رفتند یک سال قبل از آن نه نیروی مسلح بودند و نه کسب و کار نظامی داشتند بلکه مردم عادی بودند که زندگی عادی خود را داشتند. جوانانی که حتی در جبهه با کشمش و گردوی که از خانه همراه داشتند ارتزاق می کردند. باید این مسائل به خوبی روایت شوند.این وجوه جنگ مقدس است. قاسمی پور ادامه می دهد:هر جا مردم نقش آفرینی کنند مقدس می شود. دفاع ما هم مردمی بود مقدس شد. ادبیات ما ادبیات جنگ نیست ما روایت کننده دفاع مردمی هستیم . وی ادامه می دهد: ما زندگی سربازانی را روایت می کنیم که با کفش خود به جنگ می روند و با پول خود از جبهه برمی‌گردند این سختی ها هنوز به خوبی روایت نشده  اما آنچه انجام شده صداقت آدم‌هایی را نشان می دهد که کسب و کارشان را رها کرده‌اند  و برای  دفاع رفته اند.جنبه‌های الگو اینها هستند تقدس را از این می‌گیرد آدمهایی که بدون بخشنامه ، دلی و اعتقادی به جنگ رفته اند. برای بازیابی اطلاعات پشت خاکریزها دیر نیست  یکی دیگر از انتقاداتی که به ادبیات پایداری وارد است نادیده گرفتن نقش همه استانها در خلق این حماسه است. قاسمی پور اما می گوید: دلایل زیادی برای این موضوع وجود دارد مثلا بسیاری از استانها درگیر جنگ بوده اند و وقتی سراغشان می رویم می گویند جنگ به در خانه ما آمده و ما دفاع کرده ایم پس کار خاصی انجام نداده ایم و یا می گویند حرف زدن از آن روزها ریاست. وی ادامه می دهد: برخی از استانها نیز سازمان های رزم مستقل نداشته اند و  از طریق استانهای دیگر اعزام شده اند و برای همین هم کمتر نامشان در اسناد هست اما برای اینکه همه روایت های گردآوری شوند دیر نیست و استانها با هم فاصله دو تا سه ساله ای دراین زمینه دارند و قابل جبران است . وی بر این باور است بسیاری از خلقیات و انگیزه های پشت جبهه ناشناس مانده اما آنچه در پشت جبهه‌ها اتفاق افتاده هنوز هم قابل بازیافت است. برای تنهایی افراد ارزش و قیمت می گذاریم در پایان اما وی به کتاب "این جمعه تعطیل نیست " که بر اساس خاطرات رمضان جمعه نژاد نوشته شده ، اشاره می کند و می گوید:در ادبیات پایداری گاهی ما وظیفه تیمارداری برگشتگان از جنگ را بر عهده می گیریم . بسیاری از کارهایی که انجام می شود به لحاظ روحیه بخشی بسیار موثر هستند و کسانی که مورد توجه قرار می گیرند بارقه امید و روحیه پیدا می کنند واحیا می‌شوند. قاسمی پور تاکید می کند: در ادبیات پایداری برای تنهایی ها و بی طرفداری های افراد، ارزش و قیمت می‌گذاریم و این خود نوعی مددکاری اجتماعی است که وظیفه سازمان‌های دیگری است که کم کاری کرده اند. کهگیلویه و بویراحمد جز آن استان هایی است که در ۸ سال دفاع مقدس بیشترین شهید را به نسبت جمعیتش برای دفاع از میهن تقدیم کرد با این حال هر آنچه از نام این استان و رشادت های فرزندانش گفته می شود شفاهی است اما در کتاب هایی که از دفاع مقدس منتشر شده کمتر نامی از فرزندان این استان است.البته دلایل زیادی برای این گمنامی مطرح می شود اما مهمترین دلیل این است که استان تا سالها  سازمان رزم مستقلی نداشته و فرزندان این استان از طریق استان های دیگر به جبهه های غرب و جنوب اعزام می شدند.