
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، هنوز چهل روز از جنایت خاندان پهلوی در شهر مقدس قم و هتک حرمت ساحت مرجعیت و روحانیت نگذشته بود که رژیم سفاک شاهنشاهی، سرمست از سرکوب خونین ۱۹ دی، گمان میبرد که توانسته است صدای انقلاب را در گلو خفه کند و «جزیره ثبات» مورد ادعای کارتر را حفظ نماید، اما محاسبات اتاقهای فکر ساواک و مستشاران آمریکایی، یک متغیر بزرگ را نادیده گرفته بود: «غیرت دینی».
آرامش قبل از طوفان؛ دعوت برای یک عزاداری سیاسی
با نزدیک شدن به چهلم شهدای قم، علمای مبارز تبریز به رهبری شهید آیتالله قاضی طباطبایی، با صدور اعلامیهای مردم را به برگزاری مراسم ختم در مسجد «قزللی» (مسجد حاج میرزا یوسف آقا) فراخواندند. دعوتنامه، ساده، اما پرمغز بود؛ دعوتی برای سوگواری، اما در باطن، فراخوانی برای قدرتنمایی در برابر استبداد. شهر تبریز در صبح ۲۹ بهمن ۱۳۵۶، چهرهای متفاوت داشت. بازار تعطیل شده بود و سیل جمعیت از خیابانهای اطراف به سمت بازار و مسجد سرازیر بود.
آغاز ماجرا؛ سیلی غیرت بر صورت استبداد
ساعت حدود ۹ و نیم صبح بود. جمعیت انبوهی مقابل مسجد قزللی تجمع کرده بودند، اما با درهای بسته مسجد مواجه شدند. سرگرد «حقشناس» (در برخی روایات سرگرد مقصودی)، رئیس کلانتری بازار، با نیروهای تحت امرش راه مردم را سد کرده بود. او که از حضور گسترده مردم به وحشت افتاده بود، با لحنی توهینآمیز و گستاخانه فریاد زد: «درِ این طویله را چرا باز نمیکنید؟!»
این اهانت آشکار به خانه خدا، چون کبریتی در انبار باروت بود. جوانی برومند و دانشجو به نام «محمد تجلا»، که غیرت دینیاش اجازه شنیدن چنین هتاکی را نمیداد، از صف جمعیت جدا شد و با نهیبی حیدرگونه، سیلی محکمی به صورت آن افسر طاغوتی نواخت. این سیلی، تنها یک واکنش فیزیکی نبود؛ بلکه سیلی ملت ایران به صورت رژیم پهلوی بود.
افسر دژخیم بلافاصله سلاح کشید و سینه ستبر محمد تجلا را هدف قرار داد. خون پاک تجلا بر سنگفرشهای تبریز جاری شد و اینگونه بود که نخستین شهید قیام ۲۹ بهمن، نامش را در تاریخ جاودانه کرد.
شهر در تسخیر انقلابیون؛ بصیرت در تخریب
با شهادت محمد تجلا، بغض فروخفته مردم ترکید. پیکر شهید بر دستان مردم قرار گرفت و فریاد «الله اکبر» و «کشتند جوانان وطن را» آسمان تبریز را لرزاند. قیام به سرعت از محدوده بازار به خیابان پهلوی (امام خمینی فعلی) و سایر نقاط شهر کشیده شد.
نکته بسیار حائز اهمیت که باید در تحلیلهای دانشجویی و تاریخی مورد توجه قرار گیرد، «هوشمندی و بصیرت مردم تبریز» در این قیام بود. این یک شورش کور نبود. مردم خشمگین بودند، اما وحشیگری نمیکردند.
در طول مسیر تظاهرات، دهها بانک (که نماد سیستم ربوی و استثمار اقتصادی بودند)، سینماها (که مروج فرهنگ برهنگی و ابتذال بودند)، مراکز حزب رستاخیز (نماد دیکتاتوری تکحزبی) و مشروبفروشیها به آتش کشیده شدند. اما در این میان، حتی شیشه یک مغازه شخصی یا اموال مردم عادی آسیب ندید. مردم تبریز با این اقدام پیام دادند که جنگ ما با مظاهر فساد و وابستگی است، نه با نظم عمومی.
شکست شهربانی و ورود تانکها؛ اعتراف شاه به استیصال
شدت و گستردگی قیام به حدی بود که نیروهای شهربانی کنترل شهر را کاملاً از دست دادند. کلانتریها تخلیه شد و مأموران فرار کردند. استاندار وقت آذربایجان شرقی سراسیمه با تهران تماس گرفت و اعلام کرد که شهر از دست رفته است.
رژیم شاه که پایههای تخت خود را لرزان میدید، در اقدامی که نشاندهنده اوج ضعف و استیصال بود، دستور مداخله ارتش را صادر کرد. حوالی ظهر، تانکها و نفربرهای ارتش به خیابانهای تبریز آمدند و شهر چهرهای جنگی به خود گرفت. صدای رگبار مسلسلها تا غروب آن روز قطع نشد. شاه شخصاً دستور داده بود که با شدیدترین وجه ممکن سرکوب کنند.
پیامدهای راهبردی قیام
قیام ۲۹ بهمن تبریز، چند دستاورد استراتژیک برای انقلاب اسلامی داشت:
۱. شکستن جو خفقان: پس از کشتار قم، رژیم فکر میکرد کار تمام است، اما تبریز نشان داد انقلاب زنده است.
۲. سراسری شدن انقلاب: شعار «مرگ بر شاه» که تا پیش از آن به صورت محدود شنیده میشد، در تبریز همگانی شد و تابوی سلطنت شکست.
۳. ایجاد سنت «چهلمها»: قیام تبریز باعث شد یزد در چهلم تبریز (۱۰ فروردین ۵۷) بپا خیزد، و سپس جهرم و اهواز و... این زنجیره تا پیروزی نهایی قطع نشد.
ختم کلام؛ بیعتی که هرگز گسسته نخواهد شد
امروز که بیش از چهار دهه از آن حماسه جاویدان میگذرد، پیام ۲۹ بهمن تبریز همچنان زنده و راهگشاست. مردم قهرمان آذربایجان در آن روز ثابت کردند که «آذربایجان اویاخدی، انقلابا دایاخدی» (آذربایجان بیدار است، پشتیبان انقلاب است).
آن خونهای پاکی که در خیابانهای تبریز ریخته شد، نهالی را آبیاری کرد که امروز به درخت تنومند جمهوری اسلامی تبدیل شده است. اکنون در گام دوم انقلاب، ما دانشجویان و جوانان انقلابی، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای ۲۹ بهمن و ادای احترام به پیشگامی مردم بصیر تبریز، بار دیگر با آرمانهای امام راحل (ره) و نایب برحق ایشان، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (مدظلهالعالی) تجدید عهد میکنیم.
دیدار هرساله مردم تبریز با رهبر معظم انقلاب در سالروز این قیام، نشان از عمق پیوند ناگسستنی میان «امت» و «امامت» دارد. ما عهد میبندیم که پرچمی را که محمد تجلاها با خون خود برافراشتند، در جنگ ترکیبی و شناختی امروز بر زمین نگذاریم و تا رسیدن به قلههای تمدن نوین اسلامی، گوشبهفرمان ولی امر مسلمین، در صحنه حاضر باشیم.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































