درهمین حال به خاطرآغشته شدن لباسهای متصدی جوان فروشگاه به موادقابل اشتعال (بنزین) ناگهان شعلههای آتش زبانه کشید و در حالی که دوست «امیر-ط» ازفروشگاه به بیرون فرارکرد، اوفریاد میزد سوختم! سوختم! و بدین ترتیب با کمک اهالی محل وکسبه بازارپیکر سوخته «امیر-ط» به بیمارستان انتقال یافت، اما او۸روزبعد به دلیل شدت سوختگی جان سپرد.
درپی وقوع این حادثه دلخراش، تحقیقات گستردهای با حضور قاضی وحید خاکشور (قاضی ویژه قتل عمد مشهد) درصحنه جنایت آغاز شد، اما عامل آدم سوزی هولناک به مکان نامعلومی گریخته بود. به همین دلیل وبا دستورهای ویژه قاضی شعبه ۲۵۸ دادسرای عمومی وانقلاب، رصدهای اطلاعاتی برای شناسایی مخفی گاه متهم به کارآگاهان پلیس آگاهی سپرده شد. دراین شرایط جلسه تحلیلی وکارشناسی جرم با بهره گیری کارآگاهان ازتجربیات سرهنگ جوادبیگی (رئیس پلیس آگاهی) برگزارشد و این گونه گروهی ازکارآگاهان با هدایت مستقیم سرهنگ ولی نجفی درحالی به تحقیق نامحسوس پرداختند که همه ابرازنظراطرافیان و آشنایان وی حکایت ازآن داشت که متهم از طریق مرز آبی به یکی ازکشورهای حاشیه خلیج فارس گریخته است، اما خیلی زود کنکاشهای تخصصی خط بطلانی بر نظرهای مذکور کشید و مشخص شد که او درمشهد مخفی شده و همه اینها نقشهای برای فریب پلیس است.
دراین شرایط بود که با دستور قاضی خاکشور، تصویر بدون پوشش متهم دهم خرداد گذشته درروزنامه خراسان منتشرشد ومسیر تحقیقات پلیس نیززیرنظرسرهنگ محمدباقرپهلوان (رئیس اداره جنایی آگاهی) تغییرکرد. طولی نکشید که سرنخهایی ازتردد علیرضا فرهنگ (متهم فراری) دربولوار وکیل آباد مشهد به دست آمد و این گونه وی زیرچتررصدهای دقیق اطلاعاتی کارآگاهان زبده پلیس آگاهی قرار گرفت.
ادامه بررسیها نشان داد که وی با یک موتورسیکلت درمشهد به شغل پیک موتوری مشغول شده است؛ بنابراین مقدمات یک عملیات غافلگیرانه درحالی به سرپرستی سروان علی سیفی (افسرپرونده) آغاز شدکه آنها ازطریق دوربینهای مداربسته وکیل آباد۶۳ او را به طور کامل زیرنظرداشتند وقتی متهم برای صرف ناهار در کنار پیاده رو نشست با هماهنگیهای قضایی، عملیات دستگیری آغاز و متهم به آدم سوزی دریک عملیات هماهنگ و غافلگیرانه به دام افتاد.
وی پس از انتقال به مقر پلیس آگاهی ضمن اعتراف به آدم سوزی گفت:من با امیر و برادرش درسالهای گذشته شریک کاری بودیم، اما برسر یک باب منزل مسکونی درخیابان امامت مشهد به اختلاف مالی خوردیم به طوری که امیر (مقتول) قصد تصرف آن ملک را داشت. به همین خاطرهم من آن روزخیلی عصبانی شدم و برای آن که او را بترسانم به یکی ازجایگاههای سوخت درخیابان سرافرازان رفتم و بعد ازتهیه بنزین به فروشگاه لوازم یدکی آنان رفتم. بنزین را روی پیشخوان و لوازم پشت آن ریختم و با کبریت مغازه را به آتش کشیدم. اما قصدم فقط ترساندن امیر بود، اما چون بنزینها روی لباس هایش ریخت اوهم آتش گرفت. بعداز ماجرا من فرارکردم و گوشی تلفنم را هم درخیابان وکیل آباد ازداخل خودرو بیرون انداختم و به دوستانم وانمود کردم که قصد خروج از کشور را دارم ولی بعد از آن دریک مسافرخانه پنهان شدم وبا مدارک جعلی و خرید موتورسیکلت به صورت اقساطی و قولنامهای درحالی مشغول کارشدم که از ماسک و کلاه استفاده میکردم و هویتم را تغییر دادم تا این که ناگهان افسران پلیس آگاهی روی سرم ریختند و مرا دستگیر کردند ...
تحقیقات بیشتر دراین باره همچنان ادامه دارد.






































































































































![[مینا حیدری] نسخه آسفالت برای مشکلات!](/news/u/2026-08-19/ettelaat-m66rd.jpg)



![[مسعود دشتی درخشان] معنای بشکه در بازار نفت](/news/u/2026-08-19/ettelaat-i03jj.jpg)























