احسان هوشمند| خوزستان در سده معاصر، تحولات توسعهای بزرگی را تجربه کرده است. سرمایهگذاری درخور توجه کشور روی سدسازی، صنایع نفت و پتروشیمی و ساخت پلایشگاههای بزرگ، شرکتهای کشت و صنعت، صنایع فولاد و مانند آن و نیز گسترش فعالیتهای کشاورزی، موجب شده بود در میانه دهه 50، خوزستان به مهاجرپذیرترین استان کشور مبدل شود و هزاران ایرانی در گوشه و کنار کشور به امید یافتن کار و شغل به خوزستان روی آورند.
توسعه ظرفیتهای رفاهی و گردشگری هم خوزستان را بهتدریج به یکی از مقاصد مهم گردشگری ایران تبدیل کرد. وجود زیستگاهها و چشماندازهای بکر طبیعی هم عاملی مهم در این مورد محسوب میشد. از ابتدای دهه 40 که با طرح ساخت سد دز و سپس توسعه شرکتهای بزرگ کشت و صنعت، موتور دگرگونی استان خوزستان روشن شد، کمتر تأمل و توجهی به پیامدهای زیستمحیطی، انسانی و اجتماعی این دگرگونیها شد. در دهههای بعد، وقوع جنگ هشتساله عراق علیه ایران هم بر پیامدهای زیستمحیطی، اقتصادی و انسانی موجود اثر منفی برجای گذاشت. به این ترتیب، خوزستان بهتدریج به یکی از استانهایی مبدل شد که به شکلی گسترده با تخریب محیط زیست مواجه شده است. این وضعیت البته به مهاجرت گسترده دروناستانی هم منجر شد و در نهایت شهر اهواز، مرکز استان خوزستان، پس از مشهد به دومین شهر کشور از نظر شاخص جمعیت بزرگ حاشیهنشین مبدل شد.
این وضعیت پیامدهای اجتماعی و آسیبهای دیگری نیز در پی داشته و جالب است مهاجرپذیرترین استان کشور بر اساس سرشماری 1355، درست 40 سال بعد یعنی در سرشماری سال 1395 به مهاجرفرستترین استان کشور مبدل شد. خوزستان و شهر اهواز امروزه در صدر آلودهترین شهرهای کشور با میزان آلودگی بیش از 250 روز که ناشی از ریزگردها و گردوخاک است، مبدل شده است. …




















































































