پیادهرو برای عبور است، مغازه برای کسبوکار؛ اما مرز میان این دو کجاست؟
شهر فقط آن چیزی نیست که از پشت شیشه خودرو میبینیم؛ شهر، همان جایی است که هر روز در آن راه میرویم، خرید میکنیم، نفس میکشیم، کودکانمان را به مدرسه میفرستیم و بخشی از زندگیمان را در آن میگذرانیم. به همین دلیل، کیفیت زندگی شهری تنها به آسفالت خیابانها، زیبایی ساختمانها یا تعداد بوستانها وابسته نیست؛ بلکه به میزان احترام ما به حقوق یکدیگر نیز بستگی دارد. در این میان، پیادهرو به یکی از ملموسترین میدانهای حقوق شهروندی تبدیل شده است؛ جایی که حق عبور عابر، نیاز کسبه، مسئولیت مدیریت شهری و فرهنگ عمومی، همزمان در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
شهر؛ خانهای بزرگتر از خانه ما
وقتی میگوییم «شهر ما، خانه ما»، در واقع از یک نگاه فرهنگی به شهر سخن میگوییم؛ نگاهی که شهروند را تنها دریافتکننده خدمات شهری نمیداند، بلکه او را صاحب سهمی از فضای عمومی و در عین حال مسئول حفظ آن میشناسد. خانه شخصیمان را تمیز نگه میداریم، وسایلش را خراب نمیکنیم و برای آرامش اعضای خانواده ارزش قائلیم. اما چرا همین منطق را همیشه در فضای عمومی رعایت نمیکنیم؟ خیابانی که از آن عبور میکنیم، پارکی که در آن قدم میزنیم، درختی که کنار خیابان قرار گرفته، نیمکتی که در بوستان روی آن مینشینیم و پیادهرویی که هر روز از آن استفاده میکنیم، بخشی از زندگی جمعی ما هستند. بنابراین شهروندی فقط برخورداری از خدمات شهری نیست؛ شهروندی مجموعهای از حق و مسئولیت است. ما از شهر حق داریم؛ حق تردد، امنیت، آرامش، دسترسی و استفاده از فضاهای عمومی. اما در برابر آن نیز مسئولیت داریم؛ مسئولیت رعایت قانون، حفظ محیط عمومی و احترام به حق دیگران.
پیادهرو حق کیست؛ عابر یا کاسب؟ …



































































































































































