او با اشاره به اعمال ۲ مرحله محاصره علیه ایران گفت این سیاست تاکنون کارساز نبوده و چون واشنگتن گزینه نظامی دیگری ندارد، ترامپ تصمیم گرفته فشار اقتصادی را افزایش دهد. به گفته مرشایمر، هدف اکنون فراتر رفتن از محاصره و تقریباً منزوی کردن کامل اقتصاد ایران از طریق قطع روابط اقتصادی آن با کشورهایی مانند چین، روسیه، پاکستان و امارات است.
این استاد آمریکایی با تأکید بر اینکه چین بزرگترین شریک تجاری ایران است، گفت پکن اعلام کرده با این سیاست همراه نخواهد شد و روسیه نیز چنین کاری نخواهد کرد. او افزود: «ما نهتنها برای ایران، بلکه برای چین و روسیه نیز یک تهدید مرگبار هستیم. چین و روسیه منفعتی اساسی در پیروزی ایران در این جنگ دارند.»
مرشایمر درباره امارات گفت قطع کامل روابط اقتصادی این کشور با ایران میتواند به تهران آسیب بزند، اما ایران نیز ابزارهایی برای پاسخ دارد. او با بازگو کردن تهدید منتسب به ایران علیه امارات گفت پیام تهران این است که اگر ابوظبی برای به زانو درآوردن ایران با آمریکا همراه شود، ایران نیز توان وارد کردن خسارت سنگین به بنادر و پالایشگاههای امارات را دارد. از نظر مرشایمر، به همین دلیل بعید است امارات بهطور کامل روابط اقتصادی خود با ایران را قطع کند.
او همچنین درباره ترکیه گفت از نگاه آنکارا، تضعیف و فروپاشی ایران به نفع این کشور نیست. مرشایمر سپس با ادبیاتی بسیار تند آمریکا و رژیم صهیونیستی را ۲ دولت نسلکش خواند و گفت: «ما در آمریکا دوست داریم فکر کنیم که آدمهای خوب ما هستیم و ایرانیها آدمهای بد هستند. واقعیت این است که من معتقدم بیشتر مردم کره زمین برعکس فکر میکنند. آنها آمریکا و اسرائیل را آدمهای بد میدانند و فکر میکنم بیشتر مردم طرفدار ایرانیها هستند.» اهرم فشار بر چین و روسیه خندهدار است
مرشایمر در ادامه احتمال اعمال فشار مؤثر آمریکا بر چین را زیر سؤال برد و با اشاره به حدود ۵۰۰ میلیارد دلار تجارت سالانه آمریکا و چین گفت: «قرار است چینیها را به دلیل ادامه روابط اقتصادی با ایران مجازات کنیم؟ فکر نمیکنم چنین کاری کنیم.»
او یادآور شد که ترامپ پس از روی کار آمدن در ژانویه ۲۰۲۵ تعرفههایی علیه چین وضع کرد، اما پکن به سرعت میزان اهرم خود بر اقتصاد آمریکا را به او یادآوری کرد و ترامپ عقب نشست.
مرشایمر گفت: «این تصور که ما بر چین یا حتی روسیه اهرم اجبار داریم، استدلالی خندهدار است.» به اعتقاد او، مشکل واشنگتن این است که کشورهای زیادی را در جهان از خود دور کرده و برای کشورهای بسیاری به یک تهدید تبدیل شده است؛ در نتیجه جلب همکاری آنها برای اعمال فشار بر ایران دشوار شده است.
او این وضعیت را با مذاکرات توافق هستهای سال ۲۰۱۵ مقایسه کرد و گفت در آن زمان آمریکا توانست حمایت گسترده اروپا، روسیه و چین را به دست آورد، اما اکنون ساختار انگیزهها کاملاً تغییر کرده و روسیه، چین، کره شمالی و ایران در قالب یک ائتلاف موازنهگر در برابر آمریکا قرار گرفتهاند. تضعیف توان آمریکا در شرق آسیا
مرشایمر همچنین گفت انتقال تجهیزات و تسلیحات آمریکایی از شرق آسیا، قابلیتهای واشنگتن در این منطقه را تضعیف کرده است. به گفته او، آمریکا سامانههای تاد و پاتریوت را از ژاپن و کره جنوبی خارج کرده و تحویل موشکهای تاماهاوک به ژاپن نیز به تعویق افتاده است.
او گفتد چین اکنون در صورت تصمیم به اقدام نظامی علیه آمریکا و متحدان شرق آسیایی آن، در موقعیت بهتری نسبت به یک سال قبل قرار دارد، هرچند شواهدی نمیبیند که پکن این تغییر موازنه را برای حمله به تایوان یا تشدید اقدامات در دریای چین جنوبی کافی بداند. آمریکا به واکنش طرف مقابل فکر نمیکند
مرشایمر پرسش اصلی را واکنش ایران در صورت مؤثر واقع شدن چنین فشاری دانست و گفت نباید انتظار داشت ایران در صورت رانده شدن به «لبه پرتگاه» دستهایش را بالا ببرد و تسلیم شود.
او افزود ایران نشان داده توان نظامی قابلتوجهی در حوزه موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادها دارد و میتواند خسارات گستردهای در غرب آسیا ایجاد کند؛ از جمله علیه کشورهایی که اقتصاد جهانی وابستگی زیادی به آنها دارد.
مرشایمر با انتقاد شدید از طراحی راهبرد در واشنگتن گفت: «ما هیچوقت به این فکر نمیکنیم که طرف مقابل بعد از اینکه ضربهای به سرش زدیم، چه خواهد کرد.»
او گفت ترامپ در آغاز جنگ تصور میکرد آمریکا میتواند با یک عملیات «شوک و بهت» به ایران ضربه بزند، رأس حکومت را از میان بردارد و جنگ را تمام کند، اما شرایط تقریباً هرگز اینگونه پیش نمیرود. ترامپ خود را گرفتار جنگی کرده که خواهد باخت
این استاد دانشگاه شیکاگو در بخش دیگری از مصاحبه، رفتار ترامپ در قبال عمان را نشانه استیصال او دانست و گفت: «ترامپ به هر طرف دستوپا میزند. او مستأصل است و باید هم مستأصل باشد، زیرا خودش را وارد جنگی کرده که به نظر من شکست در آن برایش تضمینشده است و در نهایت بهعنوان بزرگترین فاجعه سیاست خارجی در تاریخ آمریکا شناخته خواهد شد.»
مرشایمر گفت براساس برداشت او از تفاهمنامه ۱۷ ژوئن، در دوره ۶۰ روزه ایران مسئول آنچه در خلیج فارس و تنگه هرمز رخ میدهد بوده و پس از آن نیز موضوع میان ایران و عمان مذاکره میشود، بدون آنکه نامی از آمریکا در میان باشد.
او گفت ایران و عمان درباره کنترل تنگه هرمز مذاکره کردهاند و آمریکا از این روند کنار گذاشته شده است. به گفته مرشایمر، نگرانی واشنگتن این است که عمان و ایران به توافقی برسند که مانع اقدامات آمریکا برای کمک به عبور نفتکشها و کشتیهای باری از تنگه شود. او افزود کشورهای خلیج فارس اکنون خواهان پایان جنگ هستند و تا حد زیادی آمادگی تعامل با ایران را دارند. آمریکا گزینه نظامی را کنار گذاشته است
مرشایمر در ادامه گفت در ابتدای جنگ، آمریکا طرفی بود که توان تهاجمی داشت و حاضر به استفاده از آن بود، در حالی که ایران رویکردی عمدتاً دفاعی داشت. اما به گفته او، شرایط اکنون بهشدت تغییر کرده است.
او با اشاره به جنگ متجاوزانه هوایی ۴۰ روزه در آغاز درگیری و سپس دور حملات متقابل در ماه ژوئیه گفت این آمریکا بود که آغازگر بود، اما اکنون دولت ترامپ صریحاً اعلام کرده علاقهای به بازگشت به جنگ ندارد.
مرشایمر در نهایت احتمال حمله مجدد آمریکا پس از انتخابات میاندورهای را نیز زیر سؤال برد و دلیل نخست را کمبود مهمات دانست. مرشایمر گفت جایگزین کردن این مهمات «سالها» زمان خواهد برد و مهمتر از آن، آمریکا در شرایط کنونی «هیچ گزینه نظامی مؤثری» در اختیار ندارد.
انتهای پیام


































































































































































