همهچیز از استعفای جنجالی یکی از مهرههای ارشد شرکت آنتروپیک کلید خورد؛ کسی که خطر برنامههای آینده شرکت را بهانه کرد و خط بطلان روی همکاریاش کشید. طولی نکشید که همکار سابقش پا را چند فرسخ فراتر گذاشت و احتمال نابودی کامل بشر را طی یک دهه آینده، رقمی بالای ده درصد تخمین زد. در این میان، برخی چهرههای شاخص پژوهشی نیز با صراحت عجیبی این سناریوی مرگبار را محتملترین فرجام کار بشر خواندهاند.
اما وقتی پای اعداد و ارقام خشک و دقیق به میان میآید، ناخودآگاه این پرسشها ذهن را درگیر می کند؛ «دقیقاً به چه روشی؟!»، «یک نرمافزار، هرچند غولآسا، پیچیده و خیرهکننده، چطور قرار است طومار هشت میلیارد و سیصد میلیون انسان را یکجا درهم بپیچد؟»
باور راسخ من این است که هر ادعای علمی باید لبه تیغ ابطالپذیری را تاب بیاورد، در غیر اینصورت بیشتر به افسانههای اساطیری شبیه است تا یک پیشبینی عقلانی. نگاهی که متخصصان امنیت فناوری نیز روی آن پافشاری میکنند و هشدار میدهند که آینده را نمیتوان با ادعاهای مبهم پیشبینی کرد. پرده دوم: سه سناریوی مرگبار؛ از زهر ویروس تا شورش آهنپارهها
وقتی کتاب سناریوهای آخرالزمانی را ورق میزنیم، عموماً با سه روایت پر سروصدا روبهرو میشویم:
۱. سلاح زیستی؛ فاجعهای در لولههای آزمایش
عدهای سوگند میخورند که یک هوش مصنوعی فوقهوشمند بهسادگی آب خوردن، انسانی را برای طراحی یک ویروس مرگبار مجاب میکند. حتی گروهی فراتر میروند و میگویند در آینده نیازی به واسطه انسانی هم نخواهد بود و هوش مصنوعی خودش در آزمایشگاههای خودکار دست به خلق هیولاهای بیولوژیک میزند. …































































