بوشهر را هم میتوان از راه شعر شناخت. در این سرزمین، شعر فقط در کتابها و دیوانها نمانده، بلکه وارد زندگی مردم و بخشی از خاطره و زبان آنان شده است.
مردم بوشهر با شعر مأنوساند. در بسیاری از محافل، شاهنامهخوانی همچنان جای خود را دارد و در مناسبتهای مختلف، شعر «خیام»، «حافظ»، «سعدی» و دیگر شاعران فارسیزبان خوانده میشود. در کنار این شعرهای آشنا، شعر بومی نیز جایگاه خودش را دارد؛ شعرهایی که با زبان مردم شکل گرفتهاند، احساس آنها را بیان کردهاند و از نسلی به نسل دیگر رسیدهاند. این علاقه به شعر در سراسر استان دیده میشود. از دیلم و گناوه تا بوشهر، دشتستان، دشتی، دیر، کنگان و جم، شاعران بسیاری برخاستهاند که هرکدام بخشی از زندگی و فرهنگ مردم این مناطق را روایت کردهاند. در دشتی، نام «فایز»، «محمدخان دشتی» و «علی مرادی» با شعر بومی این منطقه گره خورده است. در دشتستان، «فرجالله کمالی» و «منوچهر آتشی» جایگاهی ویژه دارند. «مفتون بردخونی» از دیر، «علی باباچاهی» از کنگان، «سیدجعفر حمیدی» و «محمدرضا نعمتیزاده» از بوشهر و «ایرج شمسیزاده» از گناوه نیز هریک سهمی در جریان شعر این سرزمین داشتهاند. در دیلم و جم هم نام شاعرانی چون «ملا عباسعلی»، مشهور به «بیدل»، و «میرزا محمدحسین جَمی»، معروف به «فاضل جَمی»، در پیشینه ادبی این مناطق دیده میشود. در میان این نامها، فایز دشتی جایگاهی متفاوت دارد. شعر فایز از دیوان و کتاب فراتر رفت و به میان مردم آمد. ابیات او در «شروه» خوانده شد و در حافظه مردم ماند. شعر او از عشق، دوری، دلتنگی و حسرت میگوید؛
احساساتی که برای مخاطب امروز هم غریبه نیست:
«نه یادم میکنی، نه میروی یاد
به نیکی باد یادت، ای پریزاد
عجب نبود کنی فایز فراموش
فراموشی است رسم آدمیزاد»
شاید یکی از دلایل ماندگاری فایز همین باشد؛ مردم شعر او را فقط نخواندند، بلکه به خاطر سپردند و برای یکدیگر نقل کردند. شعرش با شروه آمیخت و در جمعهای مردم شنیده شد. … …

























































































































![[جمیله کدیور] صنعت کشتار غیرنظامیان غزه در قبای «نازا»](/news/u/2026-09-19/ettelaat-nrnfo.jpg)
![[رضا حمیدی] ایران؛ قدرت خیابان و استواری میدان](/news/u/2026-09-19/ettelaat-ah2je.jpg)








































