*** آیا میتوان تحریمهای اقتصادی اخیر آمریکا علیه ایران را نتیجه تغییر راهبرد اسرائیل و آمریکا از «فشار نظامی بر حاکمیت» به «فشار اقتصادی بر جامعه» دانست؟
بله. به این خاطر که اسرائیل در طول چند دهه اخیر نقش اصلی را در افزایش فشار بر ایران ایفا کرده است. در این مسیر، محور اصلی تحرکات اسرائیل کشورهای غربی و به ویژه آمریکا بوده است. در تمامی این سالها اسرائیل تلاش کرده ایران را به عنوان تهدیدی خطرناک برای غرب نشان دهد. افراطی گری و غرب ستیزی برخی جریانها و محافل در ایران خوراک لازم برای این تبلیغات ایران ستیزانه اسرائیل را فراهم کرده است. در کنار این، اسرائیل همواره تلاش کرده است مانع نزدیکی ایران و غرب و حل و فصل اختلافات و مشکلات میان طرفین شود.
در موج اخیر حمله به ایران نیز این اسرائیل بود که از طریق فریب ترامپ و دستگاه حاکمه آمریکا، آنها را به حمله به ایران مجاب نمود. این امر با نشان دادن در باغ سبز و دروغگویی در مورد سرنگونی قریب الوقوع نظام در ایران انجام شد. پس از حدود شش ماه حمله های نظامی به ایران مشخص شد نظام ایران در اثر این حملات قابل سرنگونی نیست. در این شرایط که آمریکا از حمله به ایران ناامید شده بود اسرائیل طرح تحریم حداکثری را به آمریکا و ترامپ پیشنهاد کرد.
نتانیاهو اخیرا در اظهاراتی به این امر اذعان کرد. این طرح در واقع تغییر سیاست جنگی آمریکا از هدف گرفتن سران و رهبران نظام به حمله و فشار بر مردم عادی و شهروندان است.
برای آمریکا مشخص شد حمله به مراکز نظام و کشتن رهبران دستاوردی برای آمریکا ندارد. از اینرو این سیاست اینک به سیاست خفه کردن مردم از طریق فشار اقتصادی تبدیل شده است و این برای آمریکا و اسرائیل که خود را دوست مردم و دشمن نظام معرفی می کردند یک افتضاح تمام عیار است.
در واقع این دو مجبور شدند ژست دوستی با مردم ایران را کنار بگذارند و از طریق تحریمهای اقتصادی بیرحمانه و کور خود مردم را هدف قرار دهند. در این تحریم مردم عادی و به ویژه اقشار ضعیف تر آسیب می بینند و این آسیب نتیجه مستقیم تحریمها و در واقع نتیجه توصیه اخیر نتانیاهو به ترامپ است. …



































































































































































