مرزبان درباره زنان و آزادی سخن گفته است و صادقی در واکنش، از جنگ، قربانیان و کودکان میناب پرسیده است. اما چرا باید سخن گفتن درباره آزادی زنان، به معنای نادیده گرفتن جنگ تلقی شود؟ و چرا سخن گفتن از قربانیان جنگ باید در برابر زنان قرار بگیرد؟
آیا نمیتوان همزمان درباره زن ایرانی، آزادی، جنگ، کودکان قربانی و رنج مردم سخن گفت؟
مشکل از جایی آغاز میشود که هرکس بخشی از واقعیت را بیان میکند و ما بلافاصله از او میخواهیم درباره تمام واقعیتهای دیگر هم پاسخگو باشد. سپس اگر درباره موضوع مورد انتظار ما سخن نگفت، او را متهم میکنیم که «نمیبیند»، «نمیفهمد» یا حتی «وطنفروش» است.
این منطق، جامعه را به دو اردوگاه تبدیل میکند؛ اردوگاههایی که در آنها دیگر قرار نیست حرف یکدیگر را بشنویم، بلکه قرار است ثابت کنیم طرف مقابل اشتباه میکند.
در چنین فضایی، حتی دردهای واقعی مردم نیز تبدیل به ابزار منازعه میشوند. زن ایرانی، کودک قربانی، جنگ، وطن و آزادی، به جای آنکه هرکدام موضوع یک گفتوگوی جدی باشند، در برابر یکدیگر قرار میگیرند، این همان اتفاق خطرناکی است که باید درباره آن نگران بود.
جامعهای که نتواند چند درد را همزمان ببیند، ناچار یکی را قربانی دیگری خواهد کرد. در حالی که مسائل اجتماعی رقیب یکدیگر نیستند. آزادی زن، امنیت کودک، رنج جنگ، کرامت انسان و حق اعتراض، میتوانند و باید همزمان موضوع نگرانی جامعه باشند.
به جای اینکه از یکدیگر بپرسیم «چرا درباره آن یکی حرف نزدی؟»، از خودمان بپرسیم چرا باید سخن گفتن درباره یک مسئله، سکوت درباره مسئلهای دیگر تلقی شود؟
ما به اندازه کافی با بحران، خشونت، بیاعتمادی و شکاف اجتماعی روبهرو هستیم. خطر بزرگتر آن است که خودمان نیز به این شکاف دامن بزنیم و مردم را مقابل مردم قرار دهیم. پیش از آنکه نگران دشمنان جامعه باشیم، باید مراقب باشیم جامعه را با دستهای خودمان به دو نیم تقسیم نکنیم. …





















































































































![اللهکرم: اگر جلیلی رئیسجمهور بود جنگ اتفاق نمیافتاد | انصار حزبالله کجای ماجرای کوی دانشگاه بود؟ [+فیلم و مناظره تلفنی با زیباکلام] | انصاف نیوز](/news/u/2026-09-16/ensafnews-1vlvm.jpg)













































