سرمایه اجتماعی زمانی شکل میگیرد که گروهی از افراد یا یک جامعه، هدفی مشترک و عقلانی داشته باشند؛ حتی فراتر از آن، هدفی مشترک و تمدنی را دنبال کنند.
رسیدن به چنین هدفی نیز بدون گفتوگو میان افراد صاحبفکر و بدون تلاش برای رسیدن به یک مقصد اجتماعی واحد امکانپذیر نیست. بنابراین، سرمایه اجتماعی را باید حاصل گفتوگو، همفکری، همدلی و هماهنگی انسانهایی دانست که میخواهند جامعه خود را در مسیر مشخصی پیش ببرند.
با این تعریف، این پرسش جدی مطرح میشود که ما امروز در چه وضعیتی قرار داریم؟ پاسخ به این پرسش خود نیازمند مطالعهای مفصل درباره جامعه ایران است؛ اینکه تا چه اندازه دارای اهداف اجتماعی مشترک هستیم و تا چه اندازه این اهداف برآمده از خردورزی و گفتوگوی جمعیاند. البته در جامعه ما حرکتهایی در این زمینه وجود دارد، اما فارغ از کمیت آنها، از نظر کیفی باید دید این حرکتها تا چه اندازه حاصل خردورزی و تفکر هستند و تا چه اندازه جنبه احساسی دارند.
هر اندازه جامعه بیشتر به سمت تفکر حرکت کند، بتواند نقشها و کمبودهای خود را بهتر بشناسد، آنها را تحلیل کند و موانع پیشرفت خود را کنار بگذارد، به همان اندازه امکان بهبود و تعالی آن بیشتر خواهد شد. … …



































































































































































