جهانسومگرایی
۱ـ زمینهساز این تحولات به متن جامعه هند و گسلهای درونی اش بازمیگردد. اگرچه این گسلها تا پیش از قدرتیابی راستگرایان هندو، چندان چشمگیر و حساسیتبرانگیز نبود. این وضعیت تا حدی به خصوصیات جامعه هند مربوط میشود. جامعهای که از آستانه تحمل بالا، صبوری و نوعی محافظهکاری ذاتی برخوردار است، گسلهایش کمتر به صورت آشکار و تنشزا، بروز مییابد.
با روی کار آمدن جریانهای راستگرا، بهویژه «حزب جاناتا»، تلاش شد این گسلها از نظر کمّی و کیفی برجستهتر و عمیقتر شوند. مهمترین این گسلها، شکاف میان هندوئیسم و هندوها از یک سو و اسلام و مسلمانان از سوی دیگر است. ازاینرو، هندِ کنونی با وجود تحولات چشمگیر در حوزههای اقتصادی، تجاری، صادراتی و علمی و توسعهای، مسیری متفاوت از چین پیموده است. تحولات کنونی هند، برخلاف چین، پیوندی روشن و مستقیم با کلیّت واقعیتهای تاریخی و فرهنگی و تمدنی این کشور ندارد.
هند پس از استقلال، تحت رهبری جواهر لعل نهرو (۱۸۸۹ ـ ۱۹۶۴)قرار داشت. جواهر لعل نهرو شخصیتی ترقیخواه و از بنیانگذاران «جنبش عدم تعهد» در نیمه نخست دهه ۱۹۵۰بود. دیدگاه او، همانند رهبرانی چون احمد سوکارنو، مارشال تیتو و جمال عبدالناصر (که از افراد تأثیرگذار در شکلگیری کنفرانس باندونگ و جنبش عدم تعهد بودند)، بر این اصل استوار بود که کشورهای جهان سوم باید مستقل از دو ابرقدرت آن زمان، مسیر سیاسی خود را دنبال کنند و از وابستگی به هر یک از دو بلوک، پرهیز داشته باشند. این رویکرد تنها به شخص نهرو محدود نماند؛ دخترش ایندیرا گاندی نیز پس از او کموبیش همین نگرش را ادامه داد. …
































































