اما امروز، روایتهایی که از برخی فعالان این اکوسیستم به گوش میرسد، تصویر دیگری را نیز پیش روی مخاطب قرار میدهد؛ تصویری که در آن، حداقل برخی شرکتهای سرمایهپذیر یا وابسته به این جریان، نهتنها در عمل نقش حمایتی برای کسبوکارهای همکار نداشتهاند، بلکه با پرداختنکردن بهموقع مطالبات، فشار مالی قابل توجهی را به طرفهای تجاری خود منتقل کردهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده، یکی از شرکتهایی که نام آن در سالهای اخیر در کنار سرمایهگذاری گلرنگ مطرح شده، بابت خدمات دریافتشده از یک شرکت فعال در حوزه تبلیغات دیجیتال، بدهی قابل توجهی را برای مدتی طولانی تسویه نکرده است. پیگیریهای انجامشده از سوی طرف طلبکار نیز تا امروز به نتیجه مشخصی نرسیده و پاسخ روشنی درباره زمانبندی پرداخت این مطالبات ارائه نشده است.
نکته قابل توجه اینجاست که این بدهی مربوط به سرویسی است که ارائه شده و طرف مقابل از منافع آن استفاده کرده است. بنابراین مسئله نه یک درخواست حمایتی است، نه مطالبهای خارج از قرارداد و نه انتظاری فراتر از عرف تجارت. موضوع ساده است: سرویسی دریافت شده، تعهد مالی ایجاد شده، اما پرداخت آن برای مدت طولانی به تعویق افتاده است.
این رفتار، پرسشی جدیتر را در ذهن فعالان اکوسیستم ایجاد میکند. آیا نگاه حمایتی به استارتاپها فقط در سطح رویدادها، خبرها، مسابقات و فعالیتهای رسانهای باقی مانده یا در عمل نیز شرکتهای سرمایهپذیر موظف به رعایت اصول حرفهای و تعهدات مالی خود هستند؟
جالب آنکه در سالهای گذشته، گلرنگ با برگزاری رویدادهایی مانند مسابقه استارتاپی مرحوم محمدکریم فضلی تلاش کرد تصویری از همراهی با اکوسیستم نوآوری و حمایت از کسبوکارهای نوپا ارائه دهد. حتی برخی از تیمهایی که در آن فضا دیده شدند و مورد توجه قرار گرفتند، بعدها در مسیر همکاریهای تجاری با شرکتهای مرتبط با این هلدینگ قرار گرفتند. اما حالا پرسش این است که اگر نتیجه چنین ارتباطی، بیپاسخ ماندن مطالبات و نبود برنامه روشن برای تسویه باشد، فعالان اکوسیستم باید این رفتار را چگونه تفسیر کنند؟
موضوع فقط یک بدهی مالی نیست. مسئله اصلی، اعتماد است. وقتی یک هلدینگ بزرگ با نام حمایت از استارتاپها وارد فضای نوآوری میشود، انتظار طبیعی این است که نسبت به رفتار شرکتهایی که با نام یا سرمایه آن شناخته میشوند، حساسیت داشته باشد.
از سوی دیگر، شرایط اقتصادی دشوار نمیتواند برای همیشه جایگزین تعهد تجاری شود. اگر قرار باشد هر شرکت بزرگی پس از دریافت خدمات، شرایط بازار را دلیل تأخیر در پرداخت بداند، عملا ریسک مالی همکاری به طرفی منتقل میشود که تعهد خود را انجام داده است. چنین رفتاری، بیش از آنکه با ادبیات حمایت از نوآوری سازگار باشد، یادآور نوعی استفاده یکطرفه از ظرفیت شرکتهای کوچکتر و چابکتر اکوسیستم است.
اکنون این پرسش مطرح است که مدیران ارشد گلرنگ تا چه اندازه در جریان چنین پروندههایی هستند؟ آیا این رفتارها بدون اطلاع سطوح بالای مدیریتی رخ میدهد یا فاصله میان شعارهای رسمی و عملکرد عملیاتی شرکتهای سرمایهپذیر، بیش از چیزی است که از بیرون دیده میشود؟
پاسخ به این پرسشها برای اکوسیستم استارتاپی مهم است. زیرا اعتبار حمایت شرکتی، فقط با سرمایهگذاری، برگزاری رویداد و انتشار خبر ساخته نمیشود؛ با پایبندی به تعهدات، احترام به قراردادها و تسویه بهموقع مطالبات شرکای تجاری سنجیده میشود.
در این میان، نام مرحوم محمدکریم فضلی اهمیت ویژهای دارد. گلرنگ طی سالهای گذشته تلاش کرده بخشی از تصویر حمایتی خود از اکوسیستم استارتاپی را با نام و یاد ایشان پیوند بزند؛ نامی که برای این مجموعه فقط یک عنوان نمادین نیست، بلکه بخشی از اعتبار و میراث آن محسوب میشود. به همین دلیل انتظار میرود مدیران گلرنگ نسبت به پروندههایی که میتواند این تصویر را مخدوش کند، بیتفاوت نمانند. اگر حمایت از استارتاپها با نام مرحوم فضلی مطرح شده، طبیعی است که پاسخگویی، پیگیری تعهدات و جلوگیری از تضییع حقوق شرکتهای همکار نیز بخشی از همان مسئولیت باشد. باید دید گلرنگ نسبت به این پروندهها چه واکنشی نشان خواهد داد و آیا شرکتهای مرتبط با این هلدینگ، برنامهای روشن برای تسویه مطالبات معوق خود ارائه میکنند یا نه. آنچه مسلم است، ادامه سکوت در برابر چنین روایتهایی، بیش از همه به اعتبار همان تصویری آسیب میزند که گلرنگ طی سالهای گذشته تلاش کرده از خود در اکوسیستم استارتاپی بسازد. کد خبر 1062398



































































































































































