قیمت طلا امروز




 ایالت واشینگتن

 روزنامه دنیای اقتصاد / ۸ ساعت قبل

آینده پایگاه‌های آمریکایی در منطقه؟

دنیای اقتصاد: نزدیک به چهار دهه است که حضور آمریکا در خاورمیانه بر شبکه‌ای از پایگاه‌های پهناور در سراسر خلیج فارس استوار بوده است.
 آینده پایگاه‌های آمریکایی در منطقه؟
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-کسری غفوری؛ نزدیک به چهار دهه است که حضور آمریکا در خاورمیانه بر شبکه‌ای از پایگاه‌های پهناور در سراسر خلیج فارس استوار بوده است. اما تقابل شش ماهه با ایران، آینده این تاسیسات را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است. حملات تلافی‌جویانه تهران در پی تهاجم نظامی آمریکا که با استفاده از موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادها پایگاه‌های آمریکایی را هدف قرار داد، به سرعت نشان داد که این تاسیسات غول‌پیکر به دلیل نزدیکی به سواحل ایران تا چه حد آسیب‌پذیر شده‌اند. ایران عملا واشنگتن را وادار کرد تا نیروها و جنگنده‌های خود را از تیررس خارج کرده و به اسرائیل، اردن و مناطقی دورتر منتقل کند.

واشنگتن بیش از ۳۰ سال به پایگاه‌هایی در تمام کشورهای مهم حاشیه خلیج فارس دسترسی داشته است. با این حال، روزنامه فایننشال تایمز در گزارش اخیر خود به دوراهی پیش‌روی کاخ سفید پرداخته است: آمریکا اکنون باید تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد میلیاردها دلار صرف بازسازی این تاسیسات کند، یا ترجیح می‌دهد آرایش نظامی خود در خاورمیانه را متناسب با اقتضائات جدید بازطراحی کند. هال برندز، پژوهشگر دانشگاه جانز هاپکینز، در این باره می‌گوید تاسیسات نظامی آمریکا و به‌ویژه پایگاه‌های بزرگ آن به‌شدت آسیب‌پذیرند و به‌زودی شاهد تغییر گرانیگاه حضور نظامی واشنگتن به مناطقی دورتر از خلیج فارس خواهیم بود. به گفته او، این جابه‌جایی عملا به معنای فاصله‌گرفتن از پایگاه‌هایی است که در تیررس موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادهای ایران قرار دارند.

در حالی که استراتژیست‌های پنتاگون در حال بازنگری در شیوه نبرد با رقبای قدرتمند خود هستند، پایگاه‌های بزرگ و ثابت دیگر مطلوبیت گذشته را به عنوان مراکز پشتیبانی و عملیاتی ندارند. تمایل فعلی واشنگتن حرکت به سمت مدل استقرار پراکنده است تا هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی دشوارتر شود. این رویکرد جدید درخواست‌های دیرینه برای کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه را تسریع کرده است؛ حضوری که از دیرباز نماد نظامی توافق امنیت در برابر نفت میان واشنگتن و متحدان منطقه‌ای‌اش بود.

تغییر آرایش نظامی و معمای هزینه‌ها

اخیرا ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا که عملیات‌های این کشور در خاورمیانه را هدایت می‌کند، طرح پراکنده کردن سربازان در پایگاه‌های رزمی کوچکتر و جابه‌جایی سریع جنگنده‌ها در باندهای پروازی موقت را آزمایش کرده است. دانا استرول، معاون پیشین دستیار وزیر دفاع آمریکا در امور خاورمیانه، معتقد است که طراحی آشکار و آسیب‌پذیر پایگاه‌های خلیج فارس یادگاری از گذشته است و هیچ تناسبی با درگیری‌های مدرن ندارد. به گفته او کسانی که همواره به دنبال خروج نیروهای آمریکایی از این پایگاه‌ها بوده‌اند، اکنون حقانیت استدلال‌های خود را ثابت‌شده می‌بینند.

یکی از نگرانی‌های اصلی درباره این پایگاه‌ها حجم تاسیسات روی زمین است. در جریان درگیری‌های اخیر، ایران آشیانه جنگنده‌ها، زیرساخت‌های راداری و پشتیبانی و همچنین مراکز فرماندهی و کنترل را با هدف بازدارندگی فعال مورد اصابت قرار داد. این حملات ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا را مجبور کرد تا از دیگو گارسیا که جزیره‌ای دورافتاده است، به عنوان مرکز پشتیبانی جایگزین برای مقر آسیب‌دیده خود در بحرین استفاده کند. نیت سوانسون، مدیر پیشین امور ایران در شورای امنیت ملی آمریکا، تاکید می‌کند که بازسازی برخی از این پایگاه‌ها توجیه چندانی ندارد و الزام به تامین مالی برای احیای تاسیساتی که دیگر کارایی ندارند می‌تواند روند جابه‌جایی به سمت غرب را تسریع کند.

موسسه امریکن اینترپرایز در ماه آوریل برآورد کرد که هزینه ترمیم خسارات وارد شده به ۱۱ پایگاه آمریکایی در هفت کشور خاورمیانه حدود ۵ میلیارد دلار است. با این حال پنتاگون هنوز این ارقام را در برآوردهای رسمی خود از هزینه‌های تقابل با ایران لحاظ نکرده است. طی شش ماه گذشته ایالات متحده نیروهای خود را به اردن و اسرائیل منتقل کرده و جنگنده‌ها و پهپادهایش را از پایگاه‌هایی در اروپا به پرواز درآورده است؛ مناطقی که همگی خارج از برد موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادهای شلیک‌شده در منطقه هستند.

اما ایران که تقابل بلندمدت با واشنگتن را اجتناب‌ناپذیر می‌داند، خود را با این تحرکات تطبیق خواهد داد. دنی سیترینوویچ، تحلیلگر پیشین امور ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، پیش‌بینی می‌کند که تهران سرمایه‌گذاری بیشتری روی موشک‌های میان‌برد با قابلیت هدف قرار دادن اردن و اسرائیل انجام خواهد داد تا آرایش نیروهای خود را تغییر داده و به شکار اهدافش ادامه دهد.

با توجه به تلاش‌های سال‌های اخیر آمریکا برای خروج از خاورمیانه و تمرکز بر منطقه پاسیفیک، نیاز به حفظ زنجیره‌ای از پایگاه‌ها در خلیج فارس برای پشتیبانی نیروها کاهش یافته است. واشنگتن در آوریل ۲۰۲۶ از سوریه عقب‌نشینی کرد و به تدریج در حال پایان دادن به حضور خود در عراق است. استرول می‌گوید آمریکا دیگر مانند گذشته به این پایگاه‌ها نیازی ندارد. هرگونه تجدیدنظر در این استراتژی پیامدهایی برای تعداد سربازان مستقر در منطقه خواهد داشت. به طور معمول حدود ۳۵ هزار نیروی آمریکایی به صورت چرخشی در عربستان، امارات، بحرین، قطر و کویت حضور دارند. سه استراتژیست پیشین دفاعی آمریکا معتقدند که این رقم احتمالا به سطحی کاهش می‌یابد که از زمان پیش از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ تاکنون بی‌سابقه بوده است.

فروپاشی دکترین کارتر

این رویکرد واشنگتن را با یک دوراهی استراتژیک مواجه می‌کند: چگونه می‌تواند حضور خود در خلیج فارس را کاهش دهد، بدون آنکه ایران را تحریک کند یا باعث نگرانی متحدان عرب خود شود. فلسفه امنیت در برابر نفت طی دهه‌ها تکامل یافته و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس در تلاشند تا روابط امنیتی خود را فراتر از واشنگتن تنوع ببخشند. اما تقابل نظامی اخیر با ایران تمامی متحدان واشنگتن را وادار کرده تا در ماهیت تعهد آمریکا به دفاع از خود تجدیدنظر کنند.

هال برندز معتقد است که در این شرایط، الزامات نظامی و دیپلماتیک در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرند و واشنگتن باید با این تصور که در حال فرار از منطقه است مقابله کند. استرول نیز بر لزوم ایجاد تعادلی ظریف میان نیازهای عملیاتی آمریکا و تعهداتش به شرکای منطقه‌ای تاکید می‌کند تا این شائبه ایجاد نشود که واشنگتن آن‌ها را رها کرده است.

اما در پسِ آینده مبهم تاسیسات آمریکایی حس فزاینده‌ای از یک بن‌بست استراتژیک عمیق‌تر نهفته است که حاصل ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران است. حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس پس از مداخله شوروی در افغانستان و پیروزی انقلاب ایران اسلامی در سال ۱۹۷۹ شکل گرفت. جیمی کارتر در ژانویه ۱۹۸۰ دکترینی را تدوین کرد که به دکترین کارتر معروف شد؛ بر اساس این دکترین، واشنگتن به هیچ دولت متخاصمی اجازه کنترل بر خلیج فارس را نمی‌دهد و با توسل به زور آن را دفع خواهد کرد. این سیاست پس از جنگ اول خلیج فارس به توسعه گسترده پایگاه‌های دائمی آمریکا انجامید.

گرگوری برو، مورخ و تحلیلگر گروه اوراسیا، معتقد است که دکترین کارتر عملا فروپاشیده است. او می‌گوید انقلاب اسلامی عامل شکل‌گیری این دکترین بود و حالا تقابل نظامی با ایران باعث فروپاشی آن شده است. در حال حاضر به نظر می‌رسد هیچ مفهوم استراتژیک جدیدی برای خاورمیانه در کاخ سفید شکل نگرفته است که بتواند راهنمای مقامات برای ترسیم یک مسیر ثابت باشد.

برندز می‌گوید پنتاگون برنامه‌های خود را برای تغییر آرایش نظامی آماده می‌کند اما اجرای پیوسته آن‌ها دشوار خواهد بود زیرا این برنامه‌ها در نهایت به سد رئیس‌جمهور ترامپ برخورد خواهند کرد. ترامپ بارها تاکید کرده است که نمی‌خواهد مانند کارتر به یاد آورده شود؛ رئیس‌جمهوری که دوران ریاستش با وقوع انقلاب در ایران و تسخیر سفارت آمریکا در تهران به بن‌بست رسید. سیترینوویچ در پایان به طعنه می‌گوید که این از طنزهای تلخ تاریخ است که شکست راهبردی در برابر ایران گریبان‌گیر ترامپ نیز خواهد شد؛ او هرگز نمی‌خواست کارتر باشد اما اکنون در حال تبدیل شدن به اوست. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026