قیمت طلا امروز




 سرمایه‌های ملی

 سایت روزنامه سازندگی / ۱۸ ساعت قبل

فرسایش یک سرمایه ملی

اهمیت تنگه هرمز نباید از دست برود
 فرسایش یک سرمایه ملی
اهمیت تنگه هرمز نباید از دست برود به قلم؛ سیدجلال ساداتیان؛ دیپلمات پیشین

تنگه هرمز سال‌هاست یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان به‌شمار می‌رود؛ آبراهی که بخش قابل‌توجهی از نفت و فرآورده‌های انرژی منطقه از آن عبور می‌کند و هرگونه اختلال در تردد کشتی‌ها، می‌تواند بازارهای جهانی را تحت‌تأثیر قرار دهد. با این‌ حال اهمیت ژئوپلیتیکی هیچ مسیر تجاری برای همیشه تضمین‌شده، نیست. اگر تنش در هرمز ادامه پیدا کند این پرسش جدی‌تر از گذشته مطرح خواهد شد که آیا این تنگه در سال‌های آینده همچنان همان جایگاه کنونی را حفظ خواهد کرد؟

در روزهای اخیر، ادعاهای مختلفی درباره ایجاد یک کریدور دریایی از سوی آمریکا و عبور میلیون‌ها بشکه نفت از تنگه هرمز مطرح شده است. واشنگتن بر باز بودن مسیر و ادامه تردد نفتکش‌ها تأکید دارد اما داده‌های مربوط به ردیابی کشتی‌ها، تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. در چنین شرایطی، به‌جای تکیه بر ادعاهای سیاسی باید به آمارهای مستقل و قابل راستی‌آزمایی درباره تعداد و مسیر کشتی‌های عبوری استناد کرد. واقعیت تردد در هرمز را نمی‌توان با اظهارنظرهای سیاسی تغییر داد. اما مسئله مهم‌تر، تحولی است که ممکن است در بلندمدت رخ دهد. کشورهای منطقه اگر احساس کنند تداوم تنش در هرمز، امنیت تجارت و صادرات آنها را تهدید می‌کند، طبیعی است که به‌دنبال مسیرهای جایگزین بروند. خط لوله کرکوک به بانیاس، مسیرهای انتقال نفت عراق به ترکیه و مدیترانه و افزایش ظرفیت خطوط لوله عربستان به دریای سرخ، بخشی از گزینه‌هایی هستند که می‌توانند، وابستگی برخی کشورها به هرمز را کاهش دهند. البته هیچ‌کدام از این پروژه‌ها یک‌شبه ساخته نمی‌شوند و احیا یا توسعه آنها ممکن است یک تا چند سال زمان و هزینه قابل‌توجهی نیاز داشته باشد. بنابراین نباید تصور کرد که هرمز در کوتاه‌مدت اهمیت خود را از دست خواهد داد. این تنگه تنها مسیر انتقال نفت نیست؛ بخش مهمی از تجارت منطقه، از مواد غذایی و محصولات کشاورزی گرفته تا مواد معدنی و کالاهای صنعتی به حمل‌ونقل دریایی وابسته است. انتقال چنین حجم عظیمی از کالا از مسیرهای زمینی، هم پرهزینه‌تر است و هم زمان بیشتری می‌برد. به همین دلیل هرمز همچنان یک مسیر حیاتی باقی خواهد ماند. با این ‌حال همین واقعیت نباید موجب نادیده گرفتن یک خطر بزرگ‌تر شود: اهمیت هرمز می‌تواند به‌تدریج کاهش پیدا کند، نه به دلیل وجود یک مسیر جایگزین واحد بلکه بر اثر جمع شدن مجموعه‌ای از مسیرهای جایگزین. هرچه تنش طولانی‌تر شود، انگیزه کشورهای منطقه برای سرمایه‌گذاری در این مسیرها بیشتر خواهد شد و هرچه حجم تجارت عبوری از هرمز کاهش یابد، بخشی از قدرت ژئوپلیتیکی این آبراه نیز فرسوده خواهد شد. از این منظر، دیپلماسی نه یک انتخاب فرعی بلکه بخشی از حفظ منافع راهبردی ایران است. پس از هر بحران و جنگ، نهایتاً طرف‌های درگیر ناگزیر از بازگشت به میز مذاکره‌ هستند. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد می‌توانست، گامی در جهت کاهش تنش باشد اما به سرانجام نرسید. اکنون نیز تندروی و ایجاد اختلال در مسیر تصمیم‌گیری دیپلماتیک کمکی به منافع کشور نمی‌کند. تصمیمات نهادهای عالی کشور، از جمله ریاست‌جمهوری و شورای‌عالی امنیت ملی، باید مبنای عمل قرار گیرد. هرمز برای ایران فقط یک تنگه نیست؛ یک سرمایه ژئوپلیتیکی است. اما سرمایه‌ای که اگر بیش از اندازه تحت‌فشار قرار گیرد، ممکن است به‌تدریج بخشی از ارزش خود را از دست بدهد. حفظ اهمیت هرمز، در نهایت، بیش از آنکه به قدرت نظامی وابسته باشد به توانایی ایران برای تبدیل این آبراه از میدان تنش به مسیر امن تجارت وابسته است.







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026