شاید مبلغی که جمع شد، همه خسارت یک موتور را جبران نکند؛ اما معنای این صحنه بزرگتر از رقم پول است: در شهری که هرکس خودش با هزار مسئله اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، هنوز آدمهایی هستند که مشکل نفر کناری را هم مسئله خودشان میدانند. این تصویر را اگر کنار صحنههای جنگ بگذاریم، یک خط مشترک دیده میشود؛ خطی به نام «کنار هم ماندن.»
از روزهای جنگ تا روزهای سخت اقتصاد
در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، وقتی بخشی از مردم ناچار به ترک شهرها شدند، روایتهای زیادی از افرادی منتشر شد که بدون چشمداشت خانههایشان را در اختیار مسافران قرار میدادند. در یکی از این روایتها، خانوادهای که تهران را ترک کرده بود، از صاحبخانهای در ماسال گفت که نهتنها طبقه بالای خانهاش را در اختیار آنها گذاشته بود، بلکه گفته بود میتوانند اقوامشان را نیز به آنجا بیاورند و نگران اجاره نباشند.
در خراسان رضوی نیز جامعه هتلداران و مدیران مراکز اقامتی برای اسکان رایگان مسافران و ارائه تخفیفهای ویژه اعلام آمادگی کردند. همزمان، ظرفیتهای مختلف مردمی و بخش خصوصی برای مدیریت شرایط اضطراری به میدان آمدند.
در گنبدکاووس هم نام یک چهره ورزشی در میان همین روایتها دیده شد. وی هزینه اقامت مسافران را در هتل نارنج این شهر تقبل کرد و بنا بر گزارش منتشرشده، ۵۰ تخت در ۱۳ اتاق به مدت یک ماه به شکل رایگان در اختیار هموطنان قرار گرفت.
در آن روزها، خیلیها هرچه داشتند روی میز گذاشتند؛ یکی خانه، یکی اتاق، یکی خودرو، یکی غذا و دیگری پول. حتی کسی که سرمایه بزرگی نداشت، میتوانست سهمی در آرامکردن زندگی دیگری داشته باشد. …

































































































































